🥀🌹Dancing with the devil – Telegram
🥀🌹Dancing with the devil
182 subscribers
240 photos
9 videos
12 files
27 links
Everything from Everywhere 🌄🏜️🏞️

چنل دوم: https://news.1rj.ru/str/HorizenSongs
Download Telegram
الان با میم تو اسنپم دارم برمی‌گردم
Forwarded from سووشون
تنهایی، تا زمانی که باکیفیت نباشه و بلد نباشی خوب زندگیش کنی بدرد نمی‌خوره. تنهایی رو باید خوب شناخت و نسبت بهش آگاه بود، زرنگ بود! چون هم می‌تونه هم سکو باشه برای پرتاب و هم یه گودال پر از سیاهی.
💘1
-چقدر از فصل سوم رو نوشتی؟
من:
🤣4
فصل یه جمله‌ای هم فصله؛ مگه نه؟
🍓4
توروخدا بگین قبوله😭
👍4🦄1
من همونم که به شَتِر می می‌گه شُتُر می.
👍3
یه همچین چیزی.
Shotor Me
شترم کن
🤣8
البته از لحاظ دستوری خیلی صحیح نیست ولی خب.
دقیقا الان که نت ناحدودم فعال میشه میخوام دیتا رو خاموش کنم و برم بخوابم
رفتم بیمه رو حذف کردم و کارآموزی رو گرفتم. الان مثل چی ترسیدم
نکنه درس خوندنم رو با مشکل مواجه کنه؟
#بدون_تعارف

💡اگر حین کشته‌شدن یه کارکتر شما اشک می‌ریزید و با تمام وجود غمگین می‌شید، یه داستان‌نویس‌ یه تیکه از وجودش رو برای همیشه از دست میده..

@fantasist_academy ❄️
💘2
جوری که جنایت‌کارها به بابانوئل نگاه می‌کنن >>>>
امروز سرمای بی‌سابقه‌ی هوا رو شاهدیم. کاشکی زمان متوقف می‌شد
😭3
چهارشنبه‌ها روز تنهایی است.
تا به حال چنین روزی را در دانشگاه نگذرانده بودم. حداقل نه روز سرد و گرفته‌ای که اتفاقاً دو درس معارف را در خود جای داده. چهارشنبه‌ها روزی است که هرکس راه خودش را می‌رود. میم در کلاس ریاضی پیش‌دانشگاهی حاضر می‌شود و پاندا هم در ساعتی که نمی‌دانم، با ریاضی عمومی‌اش سروکله می‌زند.
حالا اولین کلاسم تمام شده، و من که به هیچ کدام از کلمات استاد گوش نداده‌ام، راهی کتابخانه می‌شوم. کتابخانه‌ی دانشگاه تنها جایی است که هم هوای گرم‌تری دارد، و هم آدم‌های داخلش ساکت هستند. در قسمتی که از همه خلوت‌تر است، برای خودم جایی پیدا کرده و می‌نشینم. ماسکم را پایین می‌کشم تا اکسیژن بیش‌تری به شش‌هایم برسد. خداروشکر که مامان گفت با خودم ماسک ببرم. کلاس قبلی‌ام شلوغ بود و بعضی‌ها سرفه می‌کردند. هیچ دلم نمی‌خواهد سرما خوردگی برای چند روز آینده دوستم شود. به خصوص به خاطر این بخشش که مجبوری غذاهای بدمزه بخوری.
درحال حاضر، دفترچه‌ یادداشت موبایل و پی‌دی‌اف جناح چهارم تنها دوستانی هستند که به همراه دارم؛ پس تا ساعت یک که کلاس بعدی‌ام شروع شود، سر خودم را با آن‌ها گرم می‌کنم.
گاهی اوقات آفتابی گذرا از لای پنجره‌ها به داخل می‌تابد. سپس گویی ابرها سرزنشش کرده باشند، کنار می‌رود و به تاریکی اجازه‌ی بازگشت می‌دهد.
دلم نمی‌خواهد آفتاب در بیاید. در شهر من آن‌قدر هوای آفتابی و گرما را زیاد می‌بینیم که چنین آب و هوایی مانند یک جایزه‌ی نایاب محسوب می‌شود. اگر مانند دخترک انیمه‌ی فرزند آب و هوا می‌توانستم هوا را کنترل کنم، تا سه ماه آینده به گرما اجازه‌ی بازگشت نمی‌دادم. باید حالاحالاها همین‌طور باقی بماند.
سپس با ناامیدی به یاد می‌آورم من در دنیای انیمه‌ها نیستم و تنها کاری که می‌توانم انجام دهم، نوشتن این متن و خواندن ادامه‌ی جناح چهارم است. آهی می‌کشم و کاپشنم را مرتب می‌کنم. دفترچه یادداشت را می‌بندم.
چهارشنبه هنوز ادامه دارد و کم‌کم دارد از آن خوشم می‌آید!
4
🥀🌹Dancing with the devil
30 seconds to mars – Hurricane
این آهنگه همیشه یه جای گنده توی قلبم داره