Wallpaper Moonlight
Photo
وقتی آرتهای این چنل رو میبینم بدجور دلم میخواد واسه تکتکشون کتاب بنویسم. ولی من تو کتاب فعلی خودمم موندم.
❤2🦄1
البته داستان ریتا که پین شده هم مربوط به یکی از عکسهای همین چنله. هرچند کتاب نیست :)
❤1🦄1
این آهنگ بیکلام خیلی روحنوازه. از توی رینگتونهای شیائومی برش داشتم. ای کاش نسخهی طولانیتری ازش بود :)
❤1
Forwarded from حرفینو - غیرفعال
سلام خوبی یه سوال
عکس آخری که فرستادی واسه کتاب خاصی هست؟
عکس آخری که فرستادی واسه کتاب خاصی هست؟
حرفینو - غیرفعال
سلام خوبی یه سوال عکس آخری که فرستادی واسه کتاب خاصی هست؟
سلام ممنونم :))
بله شاتهایی که امروز و دیروز از جملات کتاب فرستادم مربوطه به کتاب «وقتی مستی پرید»
بله شاتهایی که امروز و دیروز از جملات کتاب فرستادم مربوطه به کتاب «وقتی مستی پرید»
🔥2
امروز خیلی تصادفی اکانت یکی از همکلاسیهای کلاس هفتمم رو پیدا کردم. اسمش رو که دیدم گفتم: «عه! همون دخترهاس انگار. برم پروفایلش رو ببینم که مطمئن شم خودشه یا نه.»
رفتم اولین عکس رو دیدم و دیدم بهبه. خودشه و چقدر بزرگ شده. دیدم به جز این عکس، بیست و هشتتا پروفایل دیگه هم داره.
فضولیم گل کرد و رفتم سراغشون.
چندتا عکس که جلوتر رفتم، شروع کردم به تحسین استایل و جذابیتی که برای خودش ساخته بود. ولی... توی یکی از عکسها دیدم داره دود از دهنش بیرون میآد. گفتم: «خب شاید ادیته، شاید بخاره!»
لبخند زدم و ادامه دادم. این دفعه ویدئو گذاشته بود و خیلی واضح داشت سیگار میکشید.
دوباره یه عکس دیگه با سیگار ازش دیدم. توی آخریها هم تتو داشت.
تا اون جایی که یادمه دختر شیطون و باحالی بود؛ ولی نه از راه به در شده. آخه یه دختر بیست ساله و چه به سیگار؟
من که باورم نمیشه یه زمانی با همچین دختری همکلاس بوده باشم!
رفتم اولین عکس رو دیدم و دیدم بهبه. خودشه و چقدر بزرگ شده. دیدم به جز این عکس، بیست و هشتتا پروفایل دیگه هم داره.
فضولیم گل کرد و رفتم سراغشون.
چندتا عکس که جلوتر رفتم، شروع کردم به تحسین استایل و جذابیتی که برای خودش ساخته بود. ولی... توی یکی از عکسها دیدم داره دود از دهنش بیرون میآد. گفتم: «خب شاید ادیته، شاید بخاره!»
لبخند زدم و ادامه دادم. این دفعه ویدئو گذاشته بود و خیلی واضح داشت سیگار میکشید.
دوباره یه عکس دیگه با سیگار ازش دیدم. توی آخریها هم تتو داشت.
تا اون جایی که یادمه دختر شیطون و باحالی بود؛ ولی نه از راه به در شده. آخه یه دختر بیست ساله و چه به سیگار؟
من که باورم نمیشه یه زمانی با همچین دختری همکلاس بوده باشم!
💔3
میدونید، خیلی عجیبه. دزدها، متعادها، قاتلها، خیرین، آدمهای خوب، ارزشی و غیر ارزشی، همهشون یه روزی با ما همکلاس بودن. با ما یه هوا تنفس کردن. یه درس رو خوندن. یه معلم داشتن. توی یه مدرسه قدم زدن. با دوستهای مشترکی همصحبت شدن.
ولی از یه جا به بعد انگار اونها مال یه جهان دیگهان و تو میمونی و یه علامت تعجب بزرگ بالای سرت.
ولی از یه جا به بعد انگار اونها مال یه جهان دیگهان و تو میمونی و یه علامت تعجب بزرگ بالای سرت.
🥀🌹Dancing with the devil
امروز خیلی تصادفی اکانت یکی از همکلاسیهای کلاس هفتمم رو پیدا کردم. اسمش رو که دیدم گفتم: «عه! همون دخترهاس انگار. برم پروفایلش رو ببینم که مطمئن شم خودشه یا نه.» رفتم اولین عکس رو دیدم و دیدم بهبه. خودشه و چقدر بزرگ شده. دیدم به جز این عکس، بیست و هشتتا…
البته میدونم توی این دوره زمونه خیلیها این جوریان و چیز عجیبی نیست؛ ولی این دختر اصلا بهش نمیخورد. و این همه تغییر توی چند سال واقعا شوکهام کرده.