🥀🌹Dancing with the devil – Telegram
🥀🌹Dancing with the devil
182 subscribers
240 photos
9 videos
12 files
27 links
Everything from Everywhere 🌄🏜️🏞️

چنل دوم: https://news.1rj.ru/str/HorizenSongs
Download Telegram
وقتی به عنوان مهمان سفارشت رو ثبت کردی و به اس‌ام‌اس و پنل کاربریت اعتماد نداری:
بالاخره پست شد.
اگه تو برنامه می‌ریزی ولی حوصله‌ نداری بهش عمل کنی؛ من حوصله‌ی خود برنامه ریختن رو هم ندارم.
ما مثل هم نیستیم.
🤣5👍2
از دانشگاه امدم دیدم مامانم یه کاغذ رو با مگنت چسبونده به در یخچال که من با خانم همسایه‌ رفتم بیرون.
چند دقیقه‌ایه که طبق عادت دارم دنبال ساعت ارسال این پیام می‌گردم تا بفهمم کی از خونه بیرون رفته.
🤣7
هنوز زنده‌ام.
فقط پروکسی‌هام درست کار نمی‌کردن. توی این دو سه روز که نبودم حرف‌هام همه جمع شدن. بعدا می‌آم می‌گم🙈
🔥7
Forwarded from سووشون
من وقتی می‌خوام درمورد داستان‌هام حرف بزنم، یک:
🦄4🤣1
Forwarded from سووشون
در ادامه وقتی می‌بینم بازم نمی‌دونم قراره با داستان‌هام چی‌کار کنم، دو:
🍓5
وضعیت تلگرامم: درحال اتصال به پروکسی، ۱۲۵ مشترک. درحال اتصال به پروکسی، ۱۲۵ مشترک. درحال اتصال به...
و این چرخه مدام تکرار می‌شه.
دیروز جناح چهارمم رسید و من بالاخره اولین کتاب جلد سخت عمرم رو خریدم
فکر می‌کردم سنگین باشه؛ ولی خداروشکر کاغذهاش انگار بالکیه. اصلا اذیت نمی‌کنه :)
این سه بوک‌مارک هم باهاش بود. و یه پیکسل که...
تا خودم هم رأی ندم نمی‌تونم جواب‌ها رو ببینم؟😂
توی این دو روز که تلگرام نبودم وقتم رو گذاشتم پای خوندن بخش دی از فریدا مک فادن.
تجربه‌ی دیوانه‌واری بود. شخصیت‌های زیادی داشت که نود و پنج درصدشون دیوونه بودن. اما تو نمی‌تونستی حدس بزنی کدوم‌ها سالمن و قابل‌اعتماد.
بیش‌تر کتاب توی دانشگاه خونده شد. اون هم با گوشی. چشم‌هام از کاسه در امد اما خیلی خوش گذشت. بعداً باید کتاب‌های دیگه‌ی فریدا مک فادن رو‌ هم بخونم. به عنوان اولین کتابی که ازش خوندم، به دلم نشست.
👍8
یه شخصیت متوهم هم داخل کتاب بود که چیزهایی رو می‌دید که بقیه نمی‌دیدن.
این‌قدر توی دانشگاه غرق خوندنش شده بودم که حس می‌کردم قراره خودمم توهم بزنم💀
ولی حدس بزنید چی شد؟
قبل از کلاس اخلاق، با یکی از بچه‌ها مونده بودم توی راهرو تا وقتی استاد امد، باهاش صحبت کنه. دوستم کلاسش تداخلی داشت و می‌خواست هرچی سریع‌تر مشکلش رو حل کنه. واسه همین گفت اگه توی راهرو منتظر بشیم، زودتر می‌تونه با استاد حرف بزنه.
حدود ده دقیقه توی راهرو موندیم ولی خبری از استاد نشد.
از اون جایی که از قبل کیفم رو داخل کلاس گذاشته بودم تا جام رو نگیرن، به دوستم گفتم می‌رم یه سر بهش بزنم.
در رو که باز کردم دیدم استاد پشت میزش نشسته و دو دختر هم پیشش ایستادن :)
سریع برگشتم و به دوستم گفتم: «بیا داخل. استاد امده!»
مثل خنگ‌ها وارد کلاس شدیم و اون دوستمم اصلا کم‌ نذاشت و هاج و واج در و دیوار رو نگاه می‌کرد و دنبال در مخفی می‌گشت.
ظاهراً کتاب تأثیر معکوس روم گذاشته بود. به جای این که چیزهایی رو ببینم که وجود ندارن، همون چیزهایی که وجود داشتن رو هم دیگه نمی‌دیدم.
دستت درد نکنه فریدا خانم :)
🤣8😁1
امروز هیچ کار مفیدی انجام ندادم.
امیدوارم فردا روز بهتری باشه.
7
صدای پنکه سقفی بهترین لالایی دنیاست.
🦄4👍2