احساس می کنم دارم تاوانی را می پردازم؛
تاوانِ قانع نبودن به آن بخش از با تو بودن
ارنستو ساباتو /تونل
تاوانِ قانع نبودن به آن بخش از با تو بودن
ارنستو ساباتو /تونل
به مَردی دل ببند که از علاقش به خودت مطمئنی
قانونِ رابطه ها این است:
مَرد باید عاشق تر باشد مَرد است که باید برای داشتنت تلاش کند مَرد است که باید پُر باشد از نیاز به تو مَرد است که باید بجنگد...
تو چرا نشسته ای کنجِ اتاق و زانوهایت را بغل گرفته ای و اشک می ریزی و روزهایت را آتش میزنی! چند سالت است مگر؟!
اینکه می نویسی خسته شده ای، اینکه می نویسی دیگر کِشِش نداری، این فاجعه است، فاجعه!
این روزهایت، بهترین روزهایت هستند...
حالاست که باید بخندی، حالاست که باید رها باشی و آزاد، حالاست که باید دخترانگی کنی...
نه که همه را خط بزنی و بنشینی کنجِ اتاق و دیوارهایش را خراش دهی و زار بزنی برای نداشتنِ مَردی که حواسش هم به تو نیست...!
#تهمینه_میلانی
قانونِ رابطه ها این است:
مَرد باید عاشق تر باشد مَرد است که باید برای داشتنت تلاش کند مَرد است که باید پُر باشد از نیاز به تو مَرد است که باید بجنگد...
تو چرا نشسته ای کنجِ اتاق و زانوهایت را بغل گرفته ای و اشک می ریزی و روزهایت را آتش میزنی! چند سالت است مگر؟!
اینکه می نویسی خسته شده ای، اینکه می نویسی دیگر کِشِش نداری، این فاجعه است، فاجعه!
این روزهایت، بهترین روزهایت هستند...
حالاست که باید بخندی، حالاست که باید رها باشی و آزاد، حالاست که باید دخترانگی کنی...
نه که همه را خط بزنی و بنشینی کنجِ اتاق و دیوارهایش را خراش دهی و زار بزنی برای نداشتنِ مَردی که حواسش هم به تو نیست...!
#تهمینه_میلانی
هیجده سالم که بود مجبور شدم یک نفر رو فراموش کنم و چون بلد نبودم٬ مثل بچه ها گریه میکردم. آدمها برام پر از حرفای نامفهوم بودن... حرف هایی مثل «بعدا به حال این روزهات میخندی» یا «جاش رو آدمهای دیگه پر میکنن.»
تا مدت ها٬ شب ها رو بی خواب بودم. بعضی از آدما رو تو خیابون از پشت با اون اشتباه میگرفتم٬ بعضی وقت ها دلم برا صدا کردن اسمش تنگ میشد و با هر آدمی که اسم اون رو داشت دمخور میشدم. خودم رو مقصر میدونستم و احساس میکردم اگر آدم بهتری میبودم اون هیچوقت منو به حال خودم رها نمیکرد
گوش کردی؟ امروز که تو حال سالها پیش من رو داری و قلبت فشردست٬ بذار برات حرف های نامفهموم نزنم.. تو قرار نیست هیچوقت به حال این روزهات بخندی. تو امروز با تمام وجودت موسیقی غمگین رو میفهمی٬ میتونی از ته دل گریه کنی و شب ها از بی قراری بیداری. تو نمیفهمی چقدر تو دنیای آدم بزرگ ها فراموش شدست بی قراری. گریه ی از ته دل و شب بیداری برای کسی که دیگه نیست. فیلمش کن٬ عکسش کن٬ بنویس.
من بهت میگم اگر قلبت فشردست و گریه داری٬ تا میتونی ازشون لذت ببر چون سالها بعد٬ آدمها نمیذارن با خودت انقدر صادق باشی.
#امیرعلی_ق
تا مدت ها٬ شب ها رو بی خواب بودم. بعضی از آدما رو تو خیابون از پشت با اون اشتباه میگرفتم٬ بعضی وقت ها دلم برا صدا کردن اسمش تنگ میشد و با هر آدمی که اسم اون رو داشت دمخور میشدم. خودم رو مقصر میدونستم و احساس میکردم اگر آدم بهتری میبودم اون هیچوقت منو به حال خودم رها نمیکرد
گوش کردی؟ امروز که تو حال سالها پیش من رو داری و قلبت فشردست٬ بذار برات حرف های نامفهموم نزنم.. تو قرار نیست هیچوقت به حال این روزهات بخندی. تو امروز با تمام وجودت موسیقی غمگین رو میفهمی٬ میتونی از ته دل گریه کنی و شب ها از بی قراری بیداری. تو نمیفهمی چقدر تو دنیای آدم بزرگ ها فراموش شدست بی قراری. گریه ی از ته دل و شب بیداری برای کسی که دیگه نیست. فیلمش کن٬ عکسش کن٬ بنویس.
من بهت میگم اگر قلبت فشردست و گریه داری٬ تا میتونی ازشون لذت ببر چون سالها بعد٬ آدمها نمیذارن با خودت انقدر صادق باشی.
#امیرعلی_ق
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Voice message
خواب بد نبینی دورت بگردم
همه خواب بدا برا من
تو خواب نوتلا ببین که دوس داری ...
همه خواب بدا برا من
تو خواب نوتلا ببین که دوس داری ...
نگرانی .
درگیری .
آشوبی .
آنفوکوس اِیبِلی .
بی قراری.
استرس داری .
نِروِسی .
هیجان داری .
کلافه ای .
تالا اینهمه حسو یجا نداشتم !!!
۴:۱۱'
درگیری .
آشوبی .
آنفوکوس اِیبِلی .
بی قراری.
استرس داری .
نِروِسی .
هیجان داری .
کلافه ای .
تالا اینهمه حسو یجا نداشتم !!!
۴:۱۱'
پامیشه میره کنارِ پنجره میگه میخوام هَوام عوض شه فکر کرده ما گوشامون مخملیه!
میگیم "دلبر چته درهمی .. صدامون میلرزه میگیم بی مَرهمی؟"
میخنده .. این زبونِ ما به هر چَرندی بگی میچرخه جز اینکه به دلبر بگیم "اسیرِ خندههات شدیم ژنرال" .. جز اینکه بهش بگیم عشقم جونم نفَسم عمرَم و این حرفا و داستانا!
آره خلاصه میخنده میگه از کِی تاحالا شاعر شدی پدَرسوخته؟
دلبر نکن تو رو خدا با ما .. انقد بدمون میاد نمیدونه از کی شاعر شدیم .. خب از وقتی عاشق شدیم دیگه ..
میگیم " از وقتی عاشق شدیم دلبر از وقتی عاشق شدیم .."
دلبر میره تو خودش .. کنجِ خودش میشینه .. آی زل میزنه آی زل میزنه به کجا رو نمیدونیما ولی زُل میزنه ..
بابا همین کارا رو میکنه که دهنه ما وا نمیشه بهش بگیم عشقم دیگه .. تا حرف از عشق و عاشقی میشه رنگ از رخسارِش میپره ..
ما میشیم یه کاسه لبو اون میشه یه کاسه ماست!
دروغ چرا ما که میدونیم دلبر عاشقِ ، ولی خب عاشقِ ما نیست .. ولی ما پایِ رفتن نداریم از پیشش .. حیفِه بخدا حیفه .. حیفه این کوهِ عشقو بذاریم بریم ..
بازم دروغ چرا ، دلبر بی مرهم شده .. ما که میدونیم اگه ندونیم به دردِ جرزِ دیوار میخوریم ..
ولی به رومون نمیاریم میگیم ما مرهَمشیم ..
بقیهام میگن تو مرهمِشی؟! .. مام میگیم آره ما مرهمشیم ..
بذار فکر کنن مثالِ نقضِ "دردِ بی درمان شنیدی حالِ من یعنی همین" ما ايم ..
کی به کیه؟؟
#پگاه_صنیعی
میگیم "دلبر چته درهمی .. صدامون میلرزه میگیم بی مَرهمی؟"
میخنده .. این زبونِ ما به هر چَرندی بگی میچرخه جز اینکه به دلبر بگیم "اسیرِ خندههات شدیم ژنرال" .. جز اینکه بهش بگیم عشقم جونم نفَسم عمرَم و این حرفا و داستانا!
آره خلاصه میخنده میگه از کِی تاحالا شاعر شدی پدَرسوخته؟
دلبر نکن تو رو خدا با ما .. انقد بدمون میاد نمیدونه از کی شاعر شدیم .. خب از وقتی عاشق شدیم دیگه ..
میگیم " از وقتی عاشق شدیم دلبر از وقتی عاشق شدیم .."
دلبر میره تو خودش .. کنجِ خودش میشینه .. آی زل میزنه آی زل میزنه به کجا رو نمیدونیما ولی زُل میزنه ..
بابا همین کارا رو میکنه که دهنه ما وا نمیشه بهش بگیم عشقم دیگه .. تا حرف از عشق و عاشقی میشه رنگ از رخسارِش میپره ..
ما میشیم یه کاسه لبو اون میشه یه کاسه ماست!
دروغ چرا ما که میدونیم دلبر عاشقِ ، ولی خب عاشقِ ما نیست .. ولی ما پایِ رفتن نداریم از پیشش .. حیفِه بخدا حیفه .. حیفه این کوهِ عشقو بذاریم بریم ..
بازم دروغ چرا ، دلبر بی مرهم شده .. ما که میدونیم اگه ندونیم به دردِ جرزِ دیوار میخوریم ..
ولی به رومون نمیاریم میگیم ما مرهَمشیم ..
بقیهام میگن تو مرهمِشی؟! .. مام میگیم آره ما مرهمشیم ..
بذار فکر کنن مثالِ نقضِ "دردِ بی درمان شنیدی حالِ من یعنی همین" ما ايم ..
کی به کیه؟؟
#پگاه_صنیعی
به خاطر خودت میگویم
که سردت نشود
که دلت نلرزد
که ترس برت ندارد
که دستت خالی نماند
به خاطر خودت میگویم دوستم داشته باش
که در سالن انتظار بلیط سینما را صدبار نخوانی که سرت را گرم کرده باشی
که در اتوبوس راحت بخوابی و نترسی ایستگاه را جا بمانی
که اس ام اس ساده رسیدم، بخواب، دلت را خوش کند
که در مهمانی کسی ناگهان پشت گردنت را ببوسد
که بتوانی راحت شعر سیدعلی صالحی را کنار دفترت بنویسی
که ترست بریزد و تو هم شعر بنویسی
که ترست بریزد و در کوچه برقصی
که عصر جمعه دستت برود به من زنگ بزنی.
به خاطر خودت میگویم
دوستم داشته باش
که ادبیات بی استفاده نماند
و شعرهای عاشقانه به کاری بیاید
به خاطر خودت میگویم
دوستم داشته باش
بی دوست داشتن تو که نمیشود
دوستم داشته باش لطفا
دوستم داشته باش تا از این سطور سطحی گذر کنیم
و به ادبیات برسیم
وگرنه من که سرم شلوغ است و
کاری به این کارها ندارم
#پوریا_عالمی
که سردت نشود
که دلت نلرزد
که ترس برت ندارد
که دستت خالی نماند
به خاطر خودت میگویم دوستم داشته باش
که در سالن انتظار بلیط سینما را صدبار نخوانی که سرت را گرم کرده باشی
که در اتوبوس راحت بخوابی و نترسی ایستگاه را جا بمانی
که اس ام اس ساده رسیدم، بخواب، دلت را خوش کند
که در مهمانی کسی ناگهان پشت گردنت را ببوسد
که بتوانی راحت شعر سیدعلی صالحی را کنار دفترت بنویسی
که ترست بریزد و تو هم شعر بنویسی
که ترست بریزد و در کوچه برقصی
که عصر جمعه دستت برود به من زنگ بزنی.
به خاطر خودت میگویم
دوستم داشته باش
که ادبیات بی استفاده نماند
و شعرهای عاشقانه به کاری بیاید
به خاطر خودت میگویم
دوستم داشته باش
بی دوست داشتن تو که نمیشود
دوستم داشته باش لطفا
دوستم داشته باش تا از این سطور سطحی گذر کنیم
و به ادبیات برسیم
وگرنه من که سرم شلوغ است و
کاری به این کارها ندارم
#پوریا_عالمی
میخواهم یک نفر باشد؛
بیاید،
بماند و
تمام عشقهای دنیا را به پایم بریزد
و آنقدر دلتنگم شود
تا فراموش کنم سالهایی را که در انتظارش
نشسته بودم..
فراموش کنم
سالهایی که از نبودنش
جانم به لبم رسیده بود..
میخواهم یک نفر باشد
بیاید؛
بماند و
نرود
نرود
نرود...
#زیور_شیبانی
بیاید،
بماند و
تمام عشقهای دنیا را به پایم بریزد
و آنقدر دلتنگم شود
تا فراموش کنم سالهایی را که در انتظارش
نشسته بودم..
فراموش کنم
سالهایی که از نبودنش
جانم به لبم رسیده بود..
میخواهم یک نفر باشد
بیاید؛
بماند و
نرود
نرود
نرود...
#زیور_شیبانی
خواب هائی که بی تو رفته ام
خواب هائی که با تو دیده ام!
زندگی همین است
در خواب اتفاق می افتد.
ای لیا
خواب هائی که با تو دیده ام!
زندگی همین است
در خواب اتفاق می افتد.
ای لیا
باید کسی باشد که زیر باران لبخند بر لبهایت بیاورد موهای آشفتهات را دوست بدارد آغوشش امن باشد و پا به پایت خیس شود. باران لذتی دارد که باید آن را دوتایی چشید…
#روزبه_معین
#روزبه_معین
به او بگوييد دوستش دارم.!
گوشش كه به حرفهاى من بدهكار نيست.
شايد به شما گوش دهد..
شعرهايم را برايش بخوانيد
شايد روى شما را زمين نياندازد..!
من از تمام شما يك چيز مى خواهم
"به او بگوييد دوستش دارم"
و اگر پرسيد چقدر؟!
بگوييد
بعد از خدا
قبل از خودم..
#فرزانه_صدهزارى
گوشش كه به حرفهاى من بدهكار نيست.
شايد به شما گوش دهد..
شعرهايم را برايش بخوانيد
شايد روى شما را زمين نياندازد..!
من از تمام شما يك چيز مى خواهم
"به او بگوييد دوستش دارم"
و اگر پرسيد چقدر؟!
بگوييد
بعد از خدا
قبل از خودم..
#فرزانه_صدهزارى
کاش من و تو
دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم
تنگ در آغوش هم
خوابیده در قفس های کتاب خانه ای روستایی
گاهی تو را
گاهی مرا
تنها به سبب تشدید دلتنگی هامان
به امانت می بردند...
#عباس_معروفی
دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم
تنگ در آغوش هم
خوابیده در قفس های کتاب خانه ای روستایی
گاهی تو را
گاهی مرا
تنها به سبب تشدید دلتنگی هامان
به امانت می بردند...
#عباس_معروفی
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Voice message
بارون میومد ، چند دیقه ای بود که تند شده بود و قطره هاش هعی بزرگ و بزرگتر میشدن و تِلِق تِلِق میخوردن رو شیشه یِ ماشینو متلاشی میشدن ...
-بزن آهنگِ بعدی ، این یکی رو مود نیست
+ ای بابا توام که...
-آها همینه ، بزن باران ... الان جوابه ، بزار همین باشه ، ولومم ببر بالاتر ...
داشتیم به راهمون ادامه میدادیم ، ترافیک بود ، یهو انگار یه چیز خییییلی باحال دیده باشه ، با کلی ذوق روشو کرد سمت من گفت ببین اون دوتا رو ! سرمو چرخوندم ، چیزی نظرمو جلب نکرد ، کج نیگاش کردم که انگار نگرفتم منظورشو ! دوباره با همون شوق گفت ای بابا ، اون دختره یِ شال آبیه رو میگم ، نیگا چجوری دستِ پسره رو گرفته ! نیگا چجوری میخنده ، از تههه دل ، نیگا پسره چه خوشبخته ! نیگاااا ...
اون داشت تند تند به حرفاش ادامه میدادو من هییییچی نمیفهمیدم ، قفل شده بودم رو #لبخندت ، خیلی وقت بود ندیده بودم اینجوری از تهه دلت بخندی ، چند دیقه ای خیره بودم بهت که یهو یه دستی زد بهم که حواست کووو؟ برو راه باز شد ... گوشیمو برداشتم نوشتم : " کشتیش وسط خیابون ، ولش کن بدبختو .." بعدشم زدم تو دنده و رفتم ...
اگه به من بود ، دوس داشتم تو اون لوپ بمونم تا همیشه ولی ...
میخوام بگم حتی کسایی که واسه اولین بار میبیننت ، محو اون لبخندت میشن !! دیگه حق بده به من خودت اگه دلم قنج میره ...
#Sieze_the_moments
#محیکس
-بزن آهنگِ بعدی ، این یکی رو مود نیست
+ ای بابا توام که...
-آها همینه ، بزن باران ... الان جوابه ، بزار همین باشه ، ولومم ببر بالاتر ...
داشتیم به راهمون ادامه میدادیم ، ترافیک بود ، یهو انگار یه چیز خییییلی باحال دیده باشه ، با کلی ذوق روشو کرد سمت من گفت ببین اون دوتا رو ! سرمو چرخوندم ، چیزی نظرمو جلب نکرد ، کج نیگاش کردم که انگار نگرفتم منظورشو ! دوباره با همون شوق گفت ای بابا ، اون دختره یِ شال آبیه رو میگم ، نیگا چجوری دستِ پسره رو گرفته ! نیگا چجوری میخنده ، از تههه دل ، نیگا پسره چه خوشبخته ! نیگاااا ...
اون داشت تند تند به حرفاش ادامه میدادو من هییییچی نمیفهمیدم ، قفل شده بودم رو #لبخندت ، خیلی وقت بود ندیده بودم اینجوری از تهه دلت بخندی ، چند دیقه ای خیره بودم بهت که یهو یه دستی زد بهم که حواست کووو؟ برو راه باز شد ... گوشیمو برداشتم نوشتم : " کشتیش وسط خیابون ، ولش کن بدبختو .." بعدشم زدم تو دنده و رفتم ...
اگه به من بود ، دوس داشتم تو اون لوپ بمونم تا همیشه ولی ...
میخوام بگم حتی کسایی که واسه اولین بار میبیننت ، محو اون لبخندت میشن !! دیگه حق بده به من خودت اگه دلم قنج میره ...
#Sieze_the_moments
#محیکس
تو بخند فقط، من قول میدهم غم و
غصه بار و بندیلشان را
ببندند و بروند
غم اطراف ما نمیآید
تضمین میکنم، این خط این نشان
دلبرکم
تو فقط بخند...!
غصه بار و بندیلشان را
ببندند و بروند
غم اطراف ما نمیآید
تضمین میکنم، این خط این نشان
دلبرکم
تو فقط بخند...!
من جامانده ام،
درست همان جا
" کنار لبخندت! "
و از همان موقع بود که فهمیدم
دیگر هیچ لبخندی مرا بر نخواهد گرداند ..
#المیرا_بوشاسب
درست همان جا
" کنار لبخندت! "
و از همان موقع بود که فهمیدم
دیگر هیچ لبخندی مرا بر نخواهد گرداند ..
#المیرا_بوشاسب
هرگز با چشم های من خودت را تماشا نکردهای تا بدانی چقدر زیبایی...
هرگز با گوش های من خودت را نشنیدهای تا بدانی چه آرامشی توی صدایت ریخته...
هرگز با پاهای من با شوق به سمتِ خودت قدم برنداشتهای...
و هرگز با دست های من دست خودت را نگرفتهای...
تو هرگز با قلبِ من خودت را دوست نداشتهای و نمیدانی چگونه میشود عاشقت شد و از این عشق مُرد، تو نمیدانی تو هیچ چیز نمیدانی!
#مانگ_میرزایی
هرگز با گوش های من خودت را نشنیدهای تا بدانی چه آرامشی توی صدایت ریخته...
هرگز با پاهای من با شوق به سمتِ خودت قدم برنداشتهای...
و هرگز با دست های من دست خودت را نگرفتهای...
تو هرگز با قلبِ من خودت را دوست نداشتهای و نمیدانی چگونه میشود عاشقت شد و از این عشق مُرد، تو نمیدانی تو هیچ چیز نمیدانی!
#مانگ_میرزایی