من میخواستم
باهاش دعوا کنم
چهار تا لیچار بارم کنه
بلکه مهرش از دلم بره...
چمیدونستم وقتی
عصبانی میشه جذابتره...
باهاش دعوا کنم
چهار تا لیچار بارم کنه
بلکه مهرش از دلم بره...
چمیدونستم وقتی
عصبانی میشه جذابتره...
اونجا که اِبی جان میگه :
"من از تویی که بد کردی بامن،گله میکنم،دل نمیکنم"
خیلی عاشقه،خیلی
"من از تویی که بد کردی بامن،گله میکنم،دل نمیکنم"
خیلی عاشقه،خیلی
دراز کشیدیم لبِ آب ،دستم زیرِ سرته ... یه آتیشه مثلثی که روش یه کتریه ... داری با انگشتت اون ردیف ستاره هایی که شکله عدد هشتنو نشون میدی و سعی داری ربطش بدی به اون تتویه اینفینیتیی که چند وقت پیش زده بودم ، دیوونه ای دیگه ... منم با اون یکی دستم دارم موهای قهوه ایتو که جمع شدن زیرِ گردنم در میارمو بوشون میکنم ، بویِ دارچینه تازه میدن، از اون بوها که عطرش مستت میکنه ، از اونا که دوس داری تمومشو بکشی داخله ریه هات و ایییینقد حبسشون کنی تا سُرفت بگیره ...
صدام میزنی که بپرسی بالاخره قانع شدم که شبیهِ هشتن یا نه؟! آاادمِ ساده ... خیال کرده وقتی موهاش تو دستمه تو این دنیا میمونمو متوجه میشم که چی میگه ... ولی با اینکه هیچی نفهمیدم میگم اره ، میدونم میخواس تهش برسه به اون تتوعه ... پیشدستی میکنمو میگم تازه شبیهِ اون تتوعه م هستاا نه ؟؟ ذوق میکنه ... نیشش تا بنا گوشش وا میشه و منه خرم با ذوق کردنش دلم هرّی میریزه ...
یهو موج میزنه و پاهایه جفتمون خیس میشه ... میخنده ؛ از اون قهقهه بلنداش که دیوونشون میشیو همیشه میمونه تو سرتو اکو میکنه و وقتایه دلتنگی دمار از روزگارت در میاره ...
صدایِ قل اومدنِ کتری میادو پا میشه میره که دوتا چایی بریزه ...
یه صدایی اذیتم میکنه ... چشامو میبندمو میمیکه صورتم مِه میشه تا اون صداعه رو واضحتر بشنوم ... یکی داره اسممو صدا میکنه ... مادربزرگمه...
-مگه بهت نمیگم گازو خاموش کن ؟ کَر شده انگاری ...سه ساعته رفتی یه کتریو خاموش کنی ؟؟
ای وااااای ، چرا لیوانو آبو خالی کردی کفه اتاق ؟؟ هنوزم که این شکلکا رو پاک نکردی از رو دستت ؟؟ چته بچه ؟؟ نکنه عاشق شدی ؟؟
انگاری لال شدم ، شاید ذهنم هنوز تو اون ساحلِ پیشه تو و نمیتونه برگرده به واقعیت ... شایدم تو اون ساحل ، تو اون خیال ، تو اون کروِ موهات چیزایِ قشنگ تری نسبت به این واقعیتِ مجازی هست !
#محیکس
صدام میزنی که بپرسی بالاخره قانع شدم که شبیهِ هشتن یا نه؟! آاادمِ ساده ... خیال کرده وقتی موهاش تو دستمه تو این دنیا میمونمو متوجه میشم که چی میگه ... ولی با اینکه هیچی نفهمیدم میگم اره ، میدونم میخواس تهش برسه به اون تتوعه ... پیشدستی میکنمو میگم تازه شبیهِ اون تتوعه م هستاا نه ؟؟ ذوق میکنه ... نیشش تا بنا گوشش وا میشه و منه خرم با ذوق کردنش دلم هرّی میریزه ...
یهو موج میزنه و پاهایه جفتمون خیس میشه ... میخنده ؛ از اون قهقهه بلنداش که دیوونشون میشیو همیشه میمونه تو سرتو اکو میکنه و وقتایه دلتنگی دمار از روزگارت در میاره ...
صدایِ قل اومدنِ کتری میادو پا میشه میره که دوتا چایی بریزه ...
یه صدایی اذیتم میکنه ... چشامو میبندمو میمیکه صورتم مِه میشه تا اون صداعه رو واضحتر بشنوم ... یکی داره اسممو صدا میکنه ... مادربزرگمه...
-مگه بهت نمیگم گازو خاموش کن ؟ کَر شده انگاری ...سه ساعته رفتی یه کتریو خاموش کنی ؟؟
ای وااااای ، چرا لیوانو آبو خالی کردی کفه اتاق ؟؟ هنوزم که این شکلکا رو پاک نکردی از رو دستت ؟؟ چته بچه ؟؟ نکنه عاشق شدی ؟؟
انگاری لال شدم ، شاید ذهنم هنوز تو اون ساحلِ پیشه تو و نمیتونه برگرده به واقعیت ... شایدم تو اون ساحل ، تو اون خیال ، تو اون کروِ موهات چیزایِ قشنگ تری نسبت به این واقعیتِ مجازی هست !
#محیکس
شازده کوچولو گفت:
شاید باورت نشه
گل با تعجب پرسید:
چیو ؟
شازده کوچولو گفت:
اینکه بعضی شبا میشه نخوابید
و تا صبح به #تو فکر کرد ...
شاید باورت نشه
گل با تعجب پرسید:
چیو ؟
شازده کوچولو گفت:
اینکه بعضی شبا میشه نخوابید
و تا صبح به #تو فکر کرد ...
گاهي وقتا حس ميكنم به وسعت تاريخ تنهام؛ به اندازه شعر هاي فروغ احساس دلتنگي ميكنم، به تعداد روزهايي كه فرهاد كوه ميكَند حس اميد كم دارم، حس ميكنم يه جاي اين تاريخ گير افتادم؛ فكر ميكنم يوسفي هستم كه قراره هيچ وقت از تهِ اون چاه بالا نياد...
دﻭﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﺸﺖ ﮐﺮﺩ ﺟﻠﻮﻡ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ گل ﮐﺪﻭﻣﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ ...!!!
ﭼﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ ...
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻣﻮ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ
ﺑﻮﺩ ...
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺶ ﻣﺤﮑﻢ ﺯﺩﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﺶ !!!
ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ ...!!!
ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ...
گل بود،،،،،
ﺍﺷﮑﺎﻡ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ ...
ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﺒﻮﺩ،ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ...
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ تو ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻫﻢ گل بود!!!!!!
آنکه تو را میخواهد!!!!
به هر بهانه ای میماند!!!!!!
#حسین_پناهی
ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ گل ﮐﺪﻭﻣﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ ...!!!
ﭼﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ ...
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻣﻮ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ
ﺑﻮﺩ ...
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺶ ﻣﺤﮑﻢ ﺯﺩﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﺶ !!!
ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ ...!!!
ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ...
گل بود،،،،،
ﺍﺷﮑﺎﻡ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ ...
ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﺒﻮﺩ،ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ...
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ تو ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻫﻢ گل بود!!!!!!
آنکه تو را میخواهد!!!!
به هر بهانه ای میماند!!!!!!
#حسین_پناهی
تو چِشمات کلا سوژه های خوبی هَستن ؛
من میخوام اقرار کنم ،
سوگند بخورم که
اگر تا الان چیزی از مَن خوندید
مدیونه چشمای این خانم هَستید ..
بابا بخُدا حاضرم یکی از خودِ شما
بیاد بشینه جای من
اگه خود به خود شاعر نشُد ؛
نه پشیمون شدم !
چرا اصلا باید یکی دیگه برای تو شعر بگه ؟!..
من خودم دیوان مینویسم برات ،
نه حالا مثلِ شهریار
ولی خب "به قَدر وسع بکوشَم" دیگه ..
عب نداره تو ناز کن ،
بعضی وقتا برو و بیا ،
اذیت کن ،
ما میسازیم ..
منّتِ تو که میکشیم هیچ ،
بغلتم میکنیم ، پیشونیتم ماچ میکنیم
دستاتم "ها" میکنیم ..
به هَرحال
"هرکه را طاووس خواهَد جور هندوستان کِشد"
من میخوام اقرار کنم ،
سوگند بخورم که
اگر تا الان چیزی از مَن خوندید
مدیونه چشمای این خانم هَستید ..
بابا بخُدا حاضرم یکی از خودِ شما
بیاد بشینه جای من
اگه خود به خود شاعر نشُد ؛
نه پشیمون شدم !
چرا اصلا باید یکی دیگه برای تو شعر بگه ؟!..
من خودم دیوان مینویسم برات ،
نه حالا مثلِ شهریار
ولی خب "به قَدر وسع بکوشَم" دیگه ..
عب نداره تو ناز کن ،
بعضی وقتا برو و بیا ،
اذیت کن ،
ما میسازیم ..
منّتِ تو که میکشیم هیچ ،
بغلتم میکنیم ، پیشونیتم ماچ میکنیم
دستاتم "ها" میکنیم ..
به هَرحال
"هرکه را طاووس خواهَد جور هندوستان کِشد"
داشتم در خیابان راه میرفتم
که یک ماشین با صدای خیلی بلندِ موزیک اش مرا از کنارِ خیابان گرفت!!
و پرت کرد تووی خاطرات
یادم آمد چقدر ندارمت ...
به گمانم آن ماشین
عاشق آزاری داشت!
راه می افتاد در خیابان ها
و دلتنگی پخش میکرد
لعنتی...
#مریم_قهرمانلو
که یک ماشین با صدای خیلی بلندِ موزیک اش مرا از کنارِ خیابان گرفت!!
و پرت کرد تووی خاطرات
یادم آمد چقدر ندارمت ...
به گمانم آن ماشین
عاشق آزاری داشت!
راه می افتاد در خیابان ها
و دلتنگی پخش میکرد
لعنتی...
#مریم_قهرمانلو
بچه كه بودم،
آرزويم اين بود بزرگ كه شدم،
تمامِ موزيك هايِ غمگينِ دنيا را پاك كنم و همه جا را پر كنم از آهنگ هاي شادِ شادِ شاد!
همان هايي كه بايد همراه خواننده توام فرياد بزني و بالا و پايين بپري...
بزرگ تر كه شدم،
قلبم كه شكست،
چشمم كه پر از اشك شد،
دلم كه تنگ شد،
دلم كه تنگ شد....
فهميدم بعضي موزيك هارا براي سكوت كردن ميسازند...
براي اينكه خواننده بخواند و
تو گوش كني و
شايد دو سه قطره اشك بريزي...
بي صدا!
بي آنكه كسي بويي ببرد...
و آرام كني اين دردِ بي درمانِ #رفتن هاي بي منطق را...
#شيما_بهزاد
آرزويم اين بود بزرگ كه شدم،
تمامِ موزيك هايِ غمگينِ دنيا را پاك كنم و همه جا را پر كنم از آهنگ هاي شادِ شادِ شاد!
همان هايي كه بايد همراه خواننده توام فرياد بزني و بالا و پايين بپري...
بزرگ تر كه شدم،
قلبم كه شكست،
چشمم كه پر از اشك شد،
دلم كه تنگ شد،
دلم كه تنگ شد....
فهميدم بعضي موزيك هارا براي سكوت كردن ميسازند...
براي اينكه خواننده بخواند و
تو گوش كني و
شايد دو سه قطره اشك بريزي...
بي صدا!
بي آنكه كسي بويي ببرد...
و آرام كني اين دردِ بي درمانِ #رفتن هاي بي منطق را...
#شيما_بهزاد
Monzavi
Rastaak
همه میگن که مردا معمولا
زیر آوار غم قوی میشن
بعضی از مردا اما میشکنن
شکل شعرای منزوی میشن 💛
زیر آوار غم قوی میشن
بعضی از مردا اما میشکنن
شکل شعرای منزوی میشن 💛
-حقیقتا در چنین روز زیبای بهاری آدم دوست داره یقه ی کریس مارتین رو بگیره و ازش بپرسه: اونجایی که تو آهنگ in my place میگی “اگه بری اگه بری، من رو تنها و به حال خودم بذاری، من باز هم منتظرت میمونم” دقیقا تا کی باید منتظر موند؟
دلم میخواد بیوفتم تو یه رابطه ای که
هر وقت کسی ازم پرسید :
چطوری؟
بگم :
او در بَر و ایام به کام است...
هر وقت کسی ازم پرسید :
چطوری؟
بگم :
او در بَر و ایام به کام است...
گاه در اوهامم تو را میبینم_ که در " برزخ " با دو بسته سیگار "_ دنبالم میگردی ،
بگذریم
حالم همچنان خوب نیست...
#حسین_پناهی
بگذریم
حالم همچنان خوب نیست...
#حسین_پناهی
اگه یه کانالِ پرایویت از وویساش ندارین و هر شب از اول تا آخرشونو گوش نمیدین، ینی هنوز #عاشقش نیستین =))