تمام روز با خودم میرقصیدم انقدر میرقصیدم ک گاهی پاهام تاول میزد و از تحمل وزن بی وزنی بدنم شل میشد و میلغزید.
اونموقع به جای دلبری برای تو وقتش بود باهات بحث کنم سر اینکه کی بره چای بریزه و آخر مثل همیشه تو برنده میشدی و من با تاولای پام ک ذره ذره زیر پام میترکیدن دوتا چایِ هل و دارچین لیوانی همونجوری که دوست داشتی میریختم و میذاشتم کنارت و خودم چایمو تا تهش میخوردم و به چای دست نخورده تو نگاه میکردم
تا اینجاش سخت نبود ...
زندگی من همینجوری میگذشت حفظ ظاهر تنها چیزی بود که تمام روز با خودم حمل میکردم ...
انگار نه انگار که تو نبودی ، رفته بودی ...
شب اما بی رحم تر از اون چیزی بود که فکرشو میکنی
لبه ی تخت میشستم و بالا میاوردم تمام دروغایی که به خودم گفتم که بتونم ی روز دیگه بی تو زندگی کنم بعد زار میزدم
بلند بلند روی بالشی که از جای اشکام پره لک بود ولی بوی تورو میداد زار میزدم و ...
شب تموم نمیشد
شب میموند
میله های زندان میشد و دور تن خسته ام میپیچید و دوباره صبح دختری با چشم های پف کرده و کبود ادای بودنت را در می آورد ....
اونموقع به جای دلبری برای تو وقتش بود باهات بحث کنم سر اینکه کی بره چای بریزه و آخر مثل همیشه تو برنده میشدی و من با تاولای پام ک ذره ذره زیر پام میترکیدن دوتا چایِ هل و دارچین لیوانی همونجوری که دوست داشتی میریختم و میذاشتم کنارت و خودم چایمو تا تهش میخوردم و به چای دست نخورده تو نگاه میکردم
تا اینجاش سخت نبود ...
زندگی من همینجوری میگذشت حفظ ظاهر تنها چیزی بود که تمام روز با خودم حمل میکردم ...
انگار نه انگار که تو نبودی ، رفته بودی ...
شب اما بی رحم تر از اون چیزی بود که فکرشو میکنی
لبه ی تخت میشستم و بالا میاوردم تمام دروغایی که به خودم گفتم که بتونم ی روز دیگه بی تو زندگی کنم بعد زار میزدم
بلند بلند روی بالشی که از جای اشکام پره لک بود ولی بوی تورو میداد زار میزدم و ...
شب تموم نمیشد
شب میموند
میله های زندان میشد و دور تن خسته ام میپیچید و دوباره صبح دختری با چشم های پف کرده و کبود ادای بودنت را در می آورد ....
فردیناند: چرا اینقدر ناراحتی؟
مارین: چون تو با کلمات با من حرف میزنی، و من با احساسم به تو نگاه میکنم...
#دیالوگ
Pierrot le Fou [1965]
مارین: چون تو با کلمات با من حرف میزنی، و من با احساسم به تو نگاه میکنم...
#دیالوگ
Pierrot le Fou [1965]
درد من تنهاییم نیست درد من
این است کہ هـر روز از خودم
میپرسم مگر خودش َمرا انتخاب نکرد...
این است کہ هـر روز از خودم
میپرسم مگر خودش َمرا انتخاب نکرد...
نیچه :
آنان که میرقصند در چشم کسانی که
صدای آهنگ را نمیشنوند ،
همیشه دیوانه به نظر میآیند !
آنان که میرقصند در چشم کسانی که
صدای آهنگ را نمیشنوند ،
همیشه دیوانه به نظر میآیند !
I would move planets to be yours
من برای اینکه مالِ تو باشم سیاره هارو هم جابه جا میکنم :))
من برای اینکه مالِ تو باشم سیاره هارو هم جابه جا میکنم :))
گُلم پژمرده شد،
تا دیروز هنوز کمی رنگُ رو داشت،
اما امروز پرپر، پژمرده و بدبو شد.
همان گُلی که برایم آوردی را میگویم.
عمرش زود تمام شد،
اما هنوز وجود دارد.
هنوز دارمش، نگهش داشتم.
در جعبهٔ خاطراتم.
درست مثلِ رابطهیمان، خراب شد
و مُرد.
و دیگر نه من غمگینم نه تو،
نه دلم برایت تنگ میشود،
نه دل تو برای من!
هیچوقت فراموش نمیشوی
و همیشه در یادم به اسمِ کسی که خیلی دوستش داشتم
میمانی.
اما دیگر مهمانِ فکرُ ذهنم نمیشوی،
روز و شبم را از من نمیگیری،
دیگر بخاطرت چشمم ابری
و اشکم بارانی نمیشود و بر روی گونه ام نمیریزد.
تازه میفهمم که تو
هیچ زیباترین آدمِ دنیا نبودی
خنده هایت مثل بقیه است
و معمولی هستی..
دیگر با بقیه فرقی نداری،
شاید تنها فرقت بی انصافتر و بی معرفتتر بودنت است،
تو هم از بقیه هستی...
فهمیدم که من به سخت ترین حالتِ ممکن
دچارت شده بودم!
تا دیروز هنوز کمی رنگُ رو داشت،
اما امروز پرپر، پژمرده و بدبو شد.
همان گُلی که برایم آوردی را میگویم.
عمرش زود تمام شد،
اما هنوز وجود دارد.
هنوز دارمش، نگهش داشتم.
در جعبهٔ خاطراتم.
درست مثلِ رابطهیمان، خراب شد
و مُرد.
و دیگر نه من غمگینم نه تو،
نه دلم برایت تنگ میشود،
نه دل تو برای من!
هیچوقت فراموش نمیشوی
و همیشه در یادم به اسمِ کسی که خیلی دوستش داشتم
میمانی.
اما دیگر مهمانِ فکرُ ذهنم نمیشوی،
روز و شبم را از من نمیگیری،
دیگر بخاطرت چشمم ابری
و اشکم بارانی نمیشود و بر روی گونه ام نمیریزد.
تازه میفهمم که تو
هیچ زیباترین آدمِ دنیا نبودی
خنده هایت مثل بقیه است
و معمولی هستی..
دیگر با بقیه فرقی نداری،
شاید تنها فرقت بی انصافتر و بی معرفتتر بودنت است،
تو هم از بقیه هستی...
فهمیدم که من به سخت ترین حالتِ ممکن
دچارت شده بودم!
سیگار ادما نباشید
ارومشون میکنید ، مچاله تون میکنن!
ارومشون میکنید ، مچاله تون میکنن!
اكثريتمون تو زندگی ی روز کسی رو دیدیم که ای کاش هیچوقت نميدیدیم
قلبم در آتش خاطراتمان سوخت ...
روحم نابود شد...
کاش دنیا بی رحمی اش را سر عشق ما خالی نمیکرد ......
روحم نابود شد...
کاش دنیا بی رحمی اش را سر عشق ما خالی نمیکرد ......
کاش یه آیه داشتیم که توش
خدا نبخشیده بود کسایی رو که یه طرفه واسه رابطه شون تصمیم میگیرن!
خدا نبخشیده بود کسایی رو که یه طرفه واسه رابطه شون تصمیم میگیرن!