ﺍﻟﯽ : ﻳﻪ ﭼﻴﺰﯼ ﺑﭙﺮﺳﻢ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﻤﯽ ﺷﻴﻦ ؟
ﺍﺣﻤﺪ : ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻧﺎﻣﻮﺳﻴﻪ ؟
ﺍﻟﯽ : [ﺧﻨﺪﻩ ] ﻧﻪ
ﺍﺣﻤﺪ : ﺑﭙﺮﺱ
ﺍﻟﯽ : ﭼﺮﺍ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻳﻦ ؟
ﺍﺣﻤﺪ : ﺍﺯ ﮐﺪﻭﻡ ﻳﮑﯽ ﺷﻮﻥ ؟
ﺍﻟﯽ : [ﺧﻨﺪﻩ ] ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻳﺪ ﻧﮕﻴﺪ
ﺍﺣﻤﺪ : ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍى ﺑﺪﻭﻧﯽ ؟
ﺍﻟﯽ : ﺧﺐ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ... ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﻳﮕﻪ !
ﺍﺣﻤﺪ: ﻫﻴﭽﯽ ﻳﻪ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺎﺷﺪﻳﻢ . ﺩﺳﺖ
ﻭ ﺻﻮﺭﺗﻤﻮﻧﻮ ﺷﺴﺘﻴﻢ. ﺻﺒﺤﻮﻧﻪﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩﻳﻢ.
ﮔﻔﺖ ﺍﺣﻤﺖ ! ﺑﺴﺎ ﺁﻧﻦ ﺩﻳﻨﯽ ﺍﻳﭻ ﮐﺨﻦ ﺁﻟﺴﺎﻳﻦ ﺍﻳﭻ
ﮐﺨﻦ !
ﺍﻟﯽ : ﭼﯽ ؟
ﺍﺣﻤﺪ : ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯽ ﻳﻌﻨﯽ ﭼﯽ ؟
ﺍﻟﯽ : ﻳﻌﻨﯽ ﭼﯽ ؟
ﺍﺣﻤﺪ : ﻳﻌﻨﯽ ﻳﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺗﻠﺦ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻠﺨﯽ ﺑﯽ
ﭘﺎﻳﺎﻧﻪ !..
@Deep_Mo ✨
ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻟﯽ ( 1387) - ﺍﺻﻐﺮ ﻓﺮﻫﺎﺩﯼ
ﺍﺣﻤﺪ : ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻧﺎﻣﻮﺳﻴﻪ ؟
ﺍﻟﯽ : [ﺧﻨﺪﻩ ] ﻧﻪ
ﺍﺣﻤﺪ : ﺑﭙﺮﺱ
ﺍﻟﯽ : ﭼﺮﺍ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻳﻦ ؟
ﺍﺣﻤﺪ : ﺍﺯ ﮐﺪﻭﻡ ﻳﮑﯽ ﺷﻮﻥ ؟
ﺍﻟﯽ : [ﺧﻨﺪﻩ ] ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻳﺪ ﻧﮕﻴﺪ
ﺍﺣﻤﺪ : ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍى ﺑﺪﻭﻧﯽ ؟
ﺍﻟﯽ : ﺧﺐ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ... ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﻳﮕﻪ !
ﺍﺣﻤﺪ: ﻫﻴﭽﯽ ﻳﻪ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺎﺷﺪﻳﻢ . ﺩﺳﺖ
ﻭ ﺻﻮﺭﺗﻤﻮﻧﻮ ﺷﺴﺘﻴﻢ. ﺻﺒﺤﻮﻧﻪﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩﻳﻢ.
ﮔﻔﺖ ﺍﺣﻤﺖ ! ﺑﺴﺎ ﺁﻧﻦ ﺩﻳﻨﯽ ﺍﻳﭻ ﮐﺨﻦ ﺁﻟﺴﺎﻳﻦ ﺍﻳﭻ
ﮐﺨﻦ !
ﺍﻟﯽ : ﭼﯽ ؟
ﺍﺣﻤﺪ : ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯽ ﻳﻌﻨﯽ ﭼﯽ ؟
ﺍﻟﯽ : ﻳﻌﻨﯽ ﭼﯽ ؟
ﺍﺣﻤﺪ : ﻳﻌﻨﯽ ﻳﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺗﻠﺦ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻠﺨﯽ ﺑﯽ
ﭘﺎﻳﺎﻧﻪ !..
@Deep_Mo ✨
ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻟﯽ ( 1387) - ﺍﺻﻐﺮ ﻓﺮﻫﺎﺩﯼ
سرسی لنیستر : هر چه تعداد آدمایی که دوست داری بیشتر باشه، ضعیفتری. کارایی واسشون میکنی که میدونی نباید بکنی. نقش یه احمق رو واسشون بازی میکنی تا اونا رو خوشحال کنی، تا اونارو امن نگه داری...
این یه حقیقته!
حقیقتی که خیلی از ماها قبولش داریم اما بازم این کار رو میکنیم.
@Deep_Mo ✨ #Dialogue #GameOfThrones
این یه حقیقته!
حقیقتی که خیلی از ماها قبولش داریم اما بازم این کار رو میکنیم.
@Deep_Mo ✨ #Dialogue #GameOfThrones
كاش الان در كمال ناباوري بياي زنگ خونمونو بزني من درو باز كنم چند دقيقه فاكد آپ بهت خيره بشم و بعد بپرم بغلت.❤️
صبحِ پنج شنبه است...
هِی گوشی را چِک میکنم
که ساعت چند کجا باشم؟!
که رنگ پیراهنت را تعیین کنم... .
که صبحم را به خیر کنی!
عیبی ندارد هیچ نگو... .
آنچه عوض دارد گِله ندارد!
آنچه صبح را بر من آشفته کرده.. .
غروب که بشود دلتنگت میکند!
غروب که بشود..
هِی از پنجره خیابان را نگاه میکنی
غروب که بشود...
عطر نرگس در سَرَت میپیچد
غروب که بشود...
پنج شنبه است و اصلا حواست نیست
و اصلا حواست پَرت است!
@Deep_Mo ✨
#علی_سلطانی
هِی گوشی را چِک میکنم
که ساعت چند کجا باشم؟!
که رنگ پیراهنت را تعیین کنم... .
که صبحم را به خیر کنی!
عیبی ندارد هیچ نگو... .
آنچه عوض دارد گِله ندارد!
آنچه صبح را بر من آشفته کرده.. .
غروب که بشود دلتنگت میکند!
غروب که بشود..
هِی از پنجره خیابان را نگاه میکنی
غروب که بشود...
عطر نرگس در سَرَت میپیچد
غروب که بشود...
پنج شنبه است و اصلا حواست نیست
و اصلا حواست پَرت است!
@Deep_Mo ✨
#علی_سلطانی
یک صبح بخیرهایی هم هست که برای شنیدنش از صبح زود بیدار میشوی و بعدِ آن، تازه میخواهی سر به تنِ دنیا باشد تازه میخواهی چشمِ دیدنِ فردا را هم داشته باشی تازه میخواهی بنشینی و زنده بودنت را زندگی کنی بنشینی و تماشا کنی که خوشی از سر و کول آن روز تو بالا میرود. قبول کن که گاهی تمام روز تو به همین صبح بخیر عزیزمهای یکی بستگی دارد.
@Deep_Mo ✨
#رویا_فخاریان
@Deep_Mo ✨
#رویا_فخاریان
جوکر : از آدمی که همه دوستش دارند بترس
هیچ آدمی نمی تونه همه را از خودش راضی نگه داره مگر اینکه یک خصلت کثیف تو خودش پرورش بده و اون "دو روییه"
@Deep_Mo ✨
#كريستفر_نولان
هیچ آدمی نمی تونه همه را از خودش راضی نگه داره مگر اینکه یک خصلت کثیف تو خودش پرورش بده و اون "دو روییه"
@Deep_Mo ✨
#كريستفر_نولان
همیشه دوست داشتم که توی تاریکی مطلق ببوسمت
تمام چراغ ها را خاموش میکردم..
آخر توی روشنایی که نمیشد ببوسمت..چشم های لعنتی ات مگر حواس برایم میگذاشتند؟!
گفتم بوسه..
راستی چقدر دلم برای بوسیدنت تنگ شده..
از جایم بلند میشوم
تمامِ چراغ ها را خاموش میکنم
پرده ها را میکشم
قابِ عکست را از روی میز برمیدارم و به تختم برمیگردم
پتو را روی سرم میکشم
و حالا توی تاریکی مُطلق،لبانِ عکست را عاشقانه میبوسم و به تمام دلتنگی هایم پایان میدهم..
@Deep_Mo ✨
#مهسا_ولیپور
تمام چراغ ها را خاموش میکردم..
آخر توی روشنایی که نمیشد ببوسمت..چشم های لعنتی ات مگر حواس برایم میگذاشتند؟!
گفتم بوسه..
راستی چقدر دلم برای بوسیدنت تنگ شده..
از جایم بلند میشوم
تمامِ چراغ ها را خاموش میکنم
پرده ها را میکشم
قابِ عکست را از روی میز برمیدارم و به تختم برمیگردم
پتو را روی سرم میکشم
و حالا توی تاریکی مُطلق،لبانِ عکست را عاشقانه میبوسم و به تمام دلتنگی هایم پایان میدهم..
@Deep_Mo ✨
#مهسا_ولیپور
حال من خوب نيست
نه آنكه بگويم مريض شده ام
نه!
فقط تورا كم دارم.
كجايي حالِ خوبِ اولين ديدار؟
@Deep_Mo ✨
#مائده_زمان
نه آنكه بگويم مريض شده ام
نه!
فقط تورا كم دارم.
كجايي حالِ خوبِ اولين ديدار؟
@Deep_Mo ✨
#مائده_زمان
سوالی که پیش میاد اینه که زیدتون گیف و استیکرای بوس و بغل رو از کجا میاره واستون سند میکنه =))
جلوى پاى بعضى ها بايد يك خط بكشيم و
بگوييم:
ببين فلانى جانم
من شب تا صبح
صبح تا شب
به تو فكر ميكنم...
من عكسهايت را روزى هزاران بار زير و رو ميكنم
من جاى تو هم در كافه ها قهوه مينوشم
من نگرانت ميشوم
خلاصه در يك كلام،
برايت جانم را ميدهم
تو اما از اين خط جلوتر نيا
من تو را با فاصله دوست دارم
من به اين دوست داشتن عادت كرده ام
باور كن عشق،همه چيز را خراب ميكند!
@Deep_Mo ✨
#علي_قاضي_نظام
بگوييم:
ببين فلانى جانم
من شب تا صبح
صبح تا شب
به تو فكر ميكنم...
من عكسهايت را روزى هزاران بار زير و رو ميكنم
من جاى تو هم در كافه ها قهوه مينوشم
من نگرانت ميشوم
خلاصه در يك كلام،
برايت جانم را ميدهم
تو اما از اين خط جلوتر نيا
من تو را با فاصله دوست دارم
من به اين دوست داشتن عادت كرده ام
باور كن عشق،همه چيز را خراب ميكند!
@Deep_Mo ✨
#علي_قاضي_نظام
کاشکی این دیوار خراب شه
منو تو باهم بمیریم
توی یه دنیای دیگه
دستای همو بگیریم...
منو تو باهم بمیریم
توی یه دنیای دیگه
دستای همو بگیریم...
ما دو پيراهن بوديم..
بر يك بند
يكى را باد برد..
ديگرى را باران
هر روز
خيس ميكنـد..
@Deep_Mo ✨
#رويا_شاه_حسين_زاده
بر يك بند
يكى را باد برد..
ديگرى را باران
هر روز
خيس ميكنـد..
@Deep_Mo ✨
#رويا_شاه_حسين_زاده
در يك سنى، به خصوص بعد از بعضى ناملايمات، آدم دلش يك چيز بيشتر نميخواهد! اينكه ولش كنند راحت باشد، حتى ازين هم بهتر، طورى رفتار كنند انگار مرده اى!
@Deep_Mo ✨
#لويى_فردينان_سلين
@Deep_Mo ✨
#لويى_فردينان_سلين
بذار فقط بگذره زندگى...
كلاس دير بشه، چاى بجوشه، غذا شور بشه
بذار كهنه باشه لباسام، ژوليده باشه موهام، خشك باشه پوستم
بذار پرده ها كشيده باشه آفتاب نياد، صداى هيچ آهنگى تو خونه نباشه، بوى هيچ عودى نياد
بذار دور باشم، يه نوروز ديگه هم بياد و بره
بذار گم بشن خاطره ها، بميرن لحظه ها
بذار هيچكس منو دوست نداشته باشه
ديگه چه اهميتى داره وقتى تو نه هستى، نه منو يادت مياد؟
#مارال_مشکل_گشا
@Deep_Mo ✨
كلاس دير بشه، چاى بجوشه، غذا شور بشه
بذار كهنه باشه لباسام، ژوليده باشه موهام، خشك باشه پوستم
بذار پرده ها كشيده باشه آفتاب نياد، صداى هيچ آهنگى تو خونه نباشه، بوى هيچ عودى نياد
بذار دور باشم، يه نوروز ديگه هم بياد و بره
بذار گم بشن خاطره ها، بميرن لحظه ها
بذار هيچكس منو دوست نداشته باشه
ديگه چه اهميتى داره وقتى تو نه هستى، نه منو يادت مياد؟
#مارال_مشکل_گشا
@Deep_Mo ✨
تو هر کجای این دنیا هم که بمانی
او به تو فکر خواهد کرد
در حال درست کردن شام مهمانی فردا شب باشی یا لباس های مدرسه ی پسرت را اتو کنی
موهای دخترکت را ببافی
و یا حتی شوهرت را عزیزم خطاب کنی
او در همه لحظه ها به تو فکر خواهد کرد
همین چند روز آخر تمام حرف هایت را بزن
برایش از آن روز بگو ک اشتباهی لیوان چایی را روی پیراهن سفیدش ریختی و به روی خودت نیاوردی
از آن تماس تلفنی عمیق که دست هایت را مشتاق تر میکرد و آن غرور لعنتی به جایت گفت ک سرما خورده ای و قدم زدن در یک روز بارانی بدون چتر حالت را بد تر می کند
این بار که برای آخرین بار گیسوانت امواج نگاهش را در خود جمع کرد
در گوشش فریاد بزن
ک تو هم همان قدر عجیب و غریب دوستش داشتی
تو هم همان قدر دیوانه وار تشنه ی طعم حرف هایش بودی
بگو که چشمانش چقدر طعم بهار نارنج و امید میداد
حباب نفس هایش را خوب در ریه هایت جمع کن
برای آن روزی که دخترت سر میز صبحانه از معشوقه ات بپرسد
و تو فجیع تر از هر زمان دیگری
یاد لبخند هایش بی افتی و زخمت سر باز کند, چرکی شود, خون بیاید
آخر دیگر سال هاست که به جای هم آغوشی با مرد مهربان هندسه ی عشقت رسیده ای به هم خانه بودن با کسی که شب ها باید روی یک تخت با هم بخوابید
حالا که قرار است این دوستت دارم های بخار کرده روی شیشه را با دستان سرنوشت پاک کنی
یاد زنی باش که در حوالی سی سالگی به یاد یار دیرینه اش بی صدا می گرید.
و به روی خودت نیاور آن زن چقدر می تواند شبیه خودت باشد.
@Deep_Mo ✨
#نرگس_حسینی
او به تو فکر خواهد کرد
در حال درست کردن شام مهمانی فردا شب باشی یا لباس های مدرسه ی پسرت را اتو کنی
موهای دخترکت را ببافی
و یا حتی شوهرت را عزیزم خطاب کنی
او در همه لحظه ها به تو فکر خواهد کرد
همین چند روز آخر تمام حرف هایت را بزن
برایش از آن روز بگو ک اشتباهی لیوان چایی را روی پیراهن سفیدش ریختی و به روی خودت نیاوردی
از آن تماس تلفنی عمیق که دست هایت را مشتاق تر میکرد و آن غرور لعنتی به جایت گفت ک سرما خورده ای و قدم زدن در یک روز بارانی بدون چتر حالت را بد تر می کند
این بار که برای آخرین بار گیسوانت امواج نگاهش را در خود جمع کرد
در گوشش فریاد بزن
ک تو هم همان قدر عجیب و غریب دوستش داشتی
تو هم همان قدر دیوانه وار تشنه ی طعم حرف هایش بودی
بگو که چشمانش چقدر طعم بهار نارنج و امید میداد
حباب نفس هایش را خوب در ریه هایت جمع کن
برای آن روزی که دخترت سر میز صبحانه از معشوقه ات بپرسد
و تو فجیع تر از هر زمان دیگری
یاد لبخند هایش بی افتی و زخمت سر باز کند, چرکی شود, خون بیاید
آخر دیگر سال هاست که به جای هم آغوشی با مرد مهربان هندسه ی عشقت رسیده ای به هم خانه بودن با کسی که شب ها باید روی یک تخت با هم بخوابید
حالا که قرار است این دوستت دارم های بخار کرده روی شیشه را با دستان سرنوشت پاک کنی
یاد زنی باش که در حوالی سی سالگی به یاد یار دیرینه اش بی صدا می گرید.
و به روی خودت نیاور آن زن چقدر می تواند شبیه خودت باشد.
@Deep_Mo ✨
#نرگس_حسینی