Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
چه مرز باریکی است میان من و تنت
همیشه این ور مرز ، منم که دلتنگم
همیشه آن ور مرز ، تویی که تاریکی
پرنده دلتنگ ! بهار شد تو رفتی به سرزمین خودت
صنوبرت جا ماند
صنوبرت خشکید
صنوبرت مرد ...
#محیکس
همیشه این ور مرز ، منم که دلتنگم
همیشه آن ور مرز ، تویی که تاریکی
پرنده دلتنگ ! بهار شد تو رفتی به سرزمین خودت
صنوبرت جا ماند
صنوبرت خشکید
صنوبرت مرد ...
#محیکس
بیشتر مردم وقتی که رو به روی دوربین قرار میگیرن، لبخند میزنن. اون ها ژست میگیرن و اصولا ادا در میارن، شما اون ها رو نمیبینید، ماسک هاشون رو میبینید.
#13_Reason_Why
#13_Reason_Why
باید "فراموشت کنم"،
شبیه خیابانی
که بُن بستش را
کوچه ای که نامش را
درختی که زمستانش را
بهاری که بارانش را
کتابی که فصلش را
شاعری که شعرش را
عاشقی که حرفش را
و زخمی که دردش را،
باید فراموشت کنم...!
شبیه خیابانی
که بُن بستش را
کوچه ای که نامش را
درختی که زمستانش را
بهاری که بارانش را
کتابی که فصلش را
شاعری که شعرش را
عاشقی که حرفش را
و زخمی که دردش را،
باید فراموشت کنم...!
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ pinned an audio file
عاشق "شدن" مساله ای نیست؛ عاشق "ماندن" مساله ی ماست :
بقای عشق ، نه بروز عشق.
هر نوجوانی هم گرفتار هیجاناتِ عاشقانه میشود؛
اما ایا عاشق هم می مانَد؟
عشق به اعتبارِ مقدارِ دوامش عشق است
نه شدت ظهورش...
#نادرابراهیمی
بقای عشق ، نه بروز عشق.
هر نوجوانی هم گرفتار هیجاناتِ عاشقانه میشود؛
اما ایا عاشق هم می مانَد؟
عشق به اعتبارِ مقدارِ دوامش عشق است
نه شدت ظهورش...
#نادرابراهیمی
همیشه به احساساتش حسودیم می شد... احساساتی که از بروز دادنش هیچ ترسی نداشت...
اگه می خندید از ته دل بود...
اگه غمگین می شد بغضش رو نمی خورد...
نمیدونم چه بلایی سر زندگیش اومد که گوشه نشین شد...
نه جایی می رفت ؛
نه کسی رو تو خلوتش راه می داد...
یک سال ازش بی خبر بودم تا اینکه تو یه دورهمی اتفاقی دیدمش...
دیگه خبری از اون خنده های همیشگیش نبود...
یه گوشه تنها پیداش کردم و گفتم معلوم هست کجایی؟ بغض گلوش رو خورد و گفت درگیر بودم...
نذاشت بپرسم درگیر چی...
گفت عوض شدم نه؟ نگاش کردم و گفتم :خیلی...بی روح شدی...
چی شد اون همه احساسات؟
پوزخند زد و گفت : خیلی وقته دیگه نه چیزی خوشحالم می کنه نه ناراحت...
دیگه کسی دلم رو نمی لرزونه ...
نه بودن کسی دلخوشم می کنه نه رفتن کسی غمگینم ...
می دونی من به جایی رسیدم که بهش میگن بی حسی! ...
وقتی بهش گفتم مگه میشه تو یه سال و این همه بی حسی؟
نگام کرد و گفت: یه سال نه...
یه اتفاق و این همه بی حسی...
فقط یه شب تا صبح طول کشید...
#حسین_حائریان
اگه می خندید از ته دل بود...
اگه غمگین می شد بغضش رو نمی خورد...
نمیدونم چه بلایی سر زندگیش اومد که گوشه نشین شد...
نه جایی می رفت ؛
نه کسی رو تو خلوتش راه می داد...
یک سال ازش بی خبر بودم تا اینکه تو یه دورهمی اتفاقی دیدمش...
دیگه خبری از اون خنده های همیشگیش نبود...
یه گوشه تنها پیداش کردم و گفتم معلوم هست کجایی؟ بغض گلوش رو خورد و گفت درگیر بودم...
نذاشت بپرسم درگیر چی...
گفت عوض شدم نه؟ نگاش کردم و گفتم :خیلی...بی روح شدی...
چی شد اون همه احساسات؟
پوزخند زد و گفت : خیلی وقته دیگه نه چیزی خوشحالم می کنه نه ناراحت...
دیگه کسی دلم رو نمی لرزونه ...
نه بودن کسی دلخوشم می کنه نه رفتن کسی غمگینم ...
می دونی من به جایی رسیدم که بهش میگن بی حسی! ...
وقتی بهش گفتم مگه میشه تو یه سال و این همه بی حسی؟
نگام کرد و گفت: یه سال نه...
یه اتفاق و این همه بی حسی...
فقط یه شب تا صبح طول کشید...
#حسین_حائریان
فقط همونجا که ابی میگه:
همین خوبه که با اینکه سراغ از من نمی گیری
ولی تا حرف من میشه یه لحظه تو خودت میری...!
همین خوبه که با اینکه سراغ از من نمی گیری
ولی تا حرف من میشه یه لحظه تو خودت میری...!
-اون دکمه ی "از تو خوابام برو بیرون" ش کجاس ؟؟؟
به خودم نهیب میزدم که "نیفت!" و سقوط خودمو تماشا میکردم.
گریه نکن ریرا....
راهمان دور و دلمان نزدیکِ همین گریستن است...
دوباره اردیبهشت به دیدنت میآیم ...!
#سید_علی_صالحی
راهمان دور و دلمان نزدیکِ همین گریستن است...
دوباره اردیبهشت به دیدنت میآیم ...!
#سید_علی_صالحی
ژاک: سختترين قسمت غواصی
وقتیه که به انتهای آب ميرسی!
جوانا: چرا؟
ژاک: برای بالا اومدن
بايد يه دليل خيلی خوب داشته باشی و پيدا کردن يه دليل خوب واقعاً کار سختيه..
وقتیه که به انتهای آب ميرسی!
جوانا: چرا؟
ژاک: برای بالا اومدن
بايد يه دليل خيلی خوب داشته باشی و پيدا کردن يه دليل خوب واقعاً کار سختيه..
اشكش را در مياوريد ،مينشينيد تا خودش ارام شود
سرغرورتان ميمانيد و هرگز "معذرت ميخوام"ي را به زبان نمياوريد!!!
اخرش هم خیلی حق به جانب ميگوييد نميدانم چرا رفت!!!
و جواب "چرا رفتن ها"
گاهي تنها در رفتار هاي اشتباه خودتان است!
سرغرورتان ميمانيد و هرگز "معذرت ميخوام"ي را به زبان نمياوريد!!!
اخرش هم خیلی حق به جانب ميگوييد نميدانم چرا رفت!!!
و جواب "چرا رفتن ها"
گاهي تنها در رفتار هاي اشتباه خودتان است!
کوچه و خیابان پر شده است از انسان هایی که منتظر یک اشاره اند ...
اما تو خاص باش ...
یک "خاص" دست نیافتنی !
اما تو خاص باش ...
یک "خاص" دست نیافتنی !
میگویم شب بخیر ..
بخوان: یک روزِ دیگر هم ،
سَر شد با دوست داشتنت ..!
بخوان:
آرزوی امشبم هم تو بودی ..!
بخوان:
این شبها برای بخیر شدن،
به یکی مثل تو نیاز دارد...
من میگویم شب بخیر،
تو بگو من هم دوستت دارم ..!
#فاطمه_جوادی
بخوان: یک روزِ دیگر هم ،
سَر شد با دوست داشتنت ..!
بخوان:
آرزوی امشبم هم تو بودی ..!
بخوان:
این شبها برای بخیر شدن،
به یکی مثل تو نیاز دارد...
من میگویم شب بخیر،
تو بگو من هم دوستت دارم ..!
#فاطمه_جوادی
هر وقت با مخالفت های پدرم روبهرو میشدم شروع میکردم به گریه و زاری و اینقدر ادامه میدادم تا بابا دست از مخالفت برداره و همیشه هم تاثیر داشت ولی هربار میگفت :
من تحمل اشکاتو ندارم ،
تحمل دلگیری و قهر کردنات
حتی تحمل اخماتو هم ندارم ولی همه مثل من نیستن؛
طوری زندگی کن که هیچوقت مجبور نباشی از کسی خواهش کنی،
اجازه نده هرکسی اشکاتو ببینه ، پیش هرکسی اشکات برگ برنده نیستن و ممکنه حتی بشن نقطه ضعفت.
اون روزا متوجه حرف بابا نمیشدم و فقط سرخوش بودم از اینکه هربار با لوس بودن ولجبازی به چیزی که میخواستم میرسیدم
تا اینکه این روزا میدونم اشکامو هم خدا میبینه هم تو!!!
اما نه خدا تورو به من میرسونه نه تو خودتو به من!
#دنیا_کاف
من تحمل اشکاتو ندارم ،
تحمل دلگیری و قهر کردنات
حتی تحمل اخماتو هم ندارم ولی همه مثل من نیستن؛
طوری زندگی کن که هیچوقت مجبور نباشی از کسی خواهش کنی،
اجازه نده هرکسی اشکاتو ببینه ، پیش هرکسی اشکات برگ برنده نیستن و ممکنه حتی بشن نقطه ضعفت.
اون روزا متوجه حرف بابا نمیشدم و فقط سرخوش بودم از اینکه هربار با لوس بودن ولجبازی به چیزی که میخواستم میرسیدم
تا اینکه این روزا میدونم اشکامو هم خدا میبینه هم تو!!!
اما نه خدا تورو به من میرسونه نه تو خودتو به من!
#دنیا_کاف