۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
صنما گر به تو بستم دله زارم
صنما گر به تو دادم همه ی دارو ندارم
صنما گر همه گویند منم عاشقه آن رویه چو ماهت
صنما جور مکن بین دله بی کسو کارم
صنما جور مکن بر دله این عاشقه آشفته ی زارَت
صنما شور تویی ، وهله تویی ، واصل آن خرقه ی پر مهله تویی ، قاصد آن روزِ پر از خنده تویی ، منکر آن حس پر از عشق تویی
صنما این رهِ آن نیست که بر ما فکنی زورو همی زور و همی زور !

#محیکس
شبیه مجرمی شده ام
که تحت تعقیب افکار توست!
هیچ کجای این دنیا
در امان نیستم....

علی بهروزه
ویلیام فاکنر در گوربه گور :

خیال می‌کردم مرگ پدیده‌ایست
مربوط به بدن آدمی؛
حالا می‌فهمم که فقط
یکی از احوال روحی آدم است…
تو پناهم باش💛
@Deep_Mo 🌧
دلم اون شبیو میخواد که حالم اصلا خوب نبودتموم تنم درد میکرد تویادت نیست دلیلشو اما توی حموم پام رفته بود توی شامپوای که ریخته بودکف حموم وافتاده بودم
جوری که نمیتونستم تکون بخورم
توی همون ساعتابودکه پیامت اومدروی گوشیم
حالموپرسیدی
دیدی میگن دل به دل راه داره؟؟
اره همون بود.دلامون به هم راه داشت
گفتم خوبم وگفتی نه انقدرگفتی وگفتم خوبم تازنگ زدی
یادته داشتم ازدردگریه میکردم؟؟؟
ساعت۱۲نیمه شب بود
وقتی با داد دلیلشو پرسیدی ومنم اروم اروم بغض قورت میدادم ومیگفتم چی شده!
یادته چقدرعصبی شدی وبلندبلندمیگفتی چراحواستونمیدی؟
چرادرشامپورو بازگذاشتی؟
تهشم گفتی دارم میام حواست به گوشیت باشه که زنگ زدم بیای بیرون.
یادته باکلی استرس اومدم بیرون پیشت درحالی که ناخنام ازته جوویده شده بودن؟
جوری بغلم کردی که درد پرکشید ورفت.
ارومه اروم شدم اصلاانگارنه انگارکه ازدردنمیتونستم تکون بخورم.
یادمه اونقدرمحکم بغلم کرده بودی
که نفسم توسینم حبس شد وقفسه سینم دردگرفت.
امادرعوض خوب شدم
امشب دلم همون دردخوب ومیخواد.
میشه اصلانگم یادته ویادمه؟
اصلا من دوباره شامپورو بازمیزارم وازعمدمیرم روش تابیوفتم
تو هم زنگ بزن ودادوبیداد کن وبگو: حواست به گوشی باشع دارم میام!

#سودابه_رنجبر
-دلم میخواد تموم دلتنگیمو سرت داد بزنم ، بعد توام همینجوری که زل زدی تو چشمام بغض کنیو قطره های اشکت حلقه بزنن دور اون چشایه خوشگلت ، منم این صحنه رو ببینمو جوری محکم بغلت کنم که جفتمون دیگه هیچوقت دلتنگ نشیم ‌.
از سینما زدیم بیرون
دیر وقت بود و به رسم عادت یک ساعتی بازیِ مان گرفت.
بداهه دیالوگ میگفتیم و دعوا میکردیم و میخندیدیم و داد میکشیدیم.
پایان بازی هایمان هم همیشه باز بود.
سرخوشانه چرخ میخوردیم که ساعت از سه بامداد گذشت و چیزی به اذان نمانده بود.
گرسنگی به استخوان رسیده بود و با این وضع نمیشد روزه گرفت!
در چرخ خوردن و بازی کردنمان جغرافیا را از دست داده و سر از جنوب تهران درآوردیم!
اهل کله پاچه که نبود اما یادم آمد آن نزدیکی ها یک فلافلی هست که تا سحر باز است.
پایان بازی را باز رها کردیم و سراسیمه زدیم به فلافلی.
با هم که بودیم اشتها از سرو کولمان بالا میرفت و هر دو دو نونه سفارش دادیم با نوشابه ی شیشه ای تگری!
صاحب فلافلی من را میشناخت و گفت خیارشور نذارم؟!
خواستم بگویم نه که گفت بذارید آقا خیارشورارو من میخورم... .
هر چه گفتم تشنه ات میشود قبول نکرد که نکرد!
خلاصه همه ی خیارشورها را خورد و فردا هم که داشت از تشنگی تلف میشد هی زنگ میزد به من و میگفت حرف بزن!
گفتم خب تشنه ات شده جانم چرا به من زنگ میزنی؟!
میگفت با تو که حرف میزنم دهنم آب میفتد برای بوسیدن ات! و تشنگی ام رفع میشود...اصلا گوجه سبز منی...لواشک منی!
.
.
زل زدم به میز و دارم همه ی آن شب را دوره میکنم!از سینما که زدم بیرون تنها ولی با تو داشتم دعوا میکردم و میخندیدم و داد میزدم که سر از این فلافلی در آوردم! دوره کردم آن شب را و به گوجه سبز منی که رسیدم خنده ام گرفت! به خودم که آمدم صاحب فلافلی داشت برای چندمین بار میگفت
اقا بالاخره خیارشور بذارم یا نه!؟
گفتم نه آقا نذار!
حساب کردم و لب نزدم و آمدم بیرون.
فردا هم بدون سحری روزه میگیرم!
مثل دیشب که دیدم ساعت سه و نیم را رد کرده و تلگرامت آنلاین است و دلم لرزید و هیچ چیز از گلویم پایین نرفت.
مثل پریشب که خوابت را میدیدم و اصلا بیدار نشدم
مثل پس پریشب که یاد چت کردنمان تا خود سحر افتادم و ... .
فردا هم بی سحری روزه میگیرم.
اما جان مادرت تو به این حرف ها گوش نکن.
تشنه ات که شد زنگ بزن!
گر چه کمی تلخم ! اما هنوز هم میتوانم گوجه سبزت باشم!! و دهانت برای بوسه هایم آب بیفتد!
البته اگر
طعم دهانت عوض نشده باشد!

#علی_سلطانی
-دوست داشتن را
درچشمی بجوی
که حتی وقتی بسته است
رویای تو را ببیند...
داشتنت عینهو سرابِ تو جآده هاست!
تا میام غرقِ داشتنت باشم محو میشی،
میدوام سمتت ، صدای نفسام بلند میشه و میپیچه تو گوشام،
سرمو میارم بالا ، هنوزم دوری؛
مثلِ سراب...
زمونه رفتارش با بعضی آدما طعم گسی داره...
من دوست دارم ، تو دوسم داری
من میدوام سمتت ، تو میدوای سمتم
و ما هردو سرابیم واسه هم!

#المیرا_دهنوی
-دلم میخواد ماهی باشم
که از یادم بره نداشتنت!
هربار می خواهم ب سمتت بیابم یادم می افتد که ، دلتنگی "هرگز" بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست
آنا گاوالدا
تنها دلم تو را میخواهد
در این واپسای نفسانی دلم تمنایه تو را دارد
تملق نیست ، گزافه نیست .
با هر صدای وزش باد دلم هوس پر کشیدن موهایت در باد را میکند
با هربار خوابیدن و قدم زدن در دنیای رنگارنگ خیالیمان ، دلم هوس بودنت را میکند
با هربار بستن پلک هایم ، دلم هوس خنده های از ته دلت را میکند
با هر باران ، دلم هوس زنگ زدن بهت
با هر ساعت دوازده شب به بعد ...
با هر بار قبل از خواب و چک‌کردن موبایل ‌...
با هر وویس ...
با هر عکس...
با هر قلب زرد ...
دلم ... تمنایه... تو ... را ... دارد ...💛

#محیکس
-فکر میکنی ماهی تو آب خفه میشه؟
+ماهی که دلش بند آب نباشه همه جا خفه میشه.
به تو براى اينكه ميتونى ساعت ها از من بيخبر باشى غبطه ميخورم.. برا همه ى اون لحظه ها كه تصميمِ آخرت، رفتنه. من عاشق اون نفسِ عميق و خيالِ راحتتم وقتى تلفنت روم خاموشه و فكر ميكنى پرونده ى من برا هميشه تو زندگيت بسته شده. تو كه نميدونى من چقدر خسته ام از خودم، تو كه نميتونى منو ببرى از پيش خودم... لااقل بگو دنيا بدون من چجوريه...؟

#اميرعلى_ق
-بیچاره اوحدی با چه غمی گفته
تو که معشوقی و محبوبی و منظور، مرو :(