-میگم هر وقت حس کردی تو مسیر درستی ، ادامش بده ،همیشه به حست اعتماد کن ...
-یه جایی تو زندگیت میفهمی باید دقیقا اون کسیو انتخاب میکردی که عاشقت بود و تو بهش علاقه نداشتی
-هیچکس واقعا نمیداند که آخر داستان چه میشود .
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
تنها دلم تو را میخواهد
در این واپسای نفسانی دلم تمنایه تو را دارد
تملق نیست ، گزافه نیست .
با هر صدای وزش باد دلم هوس پر کشیدن موهایت در باد را میکند
با هربار خوابیدن و قدم زدن در دنیای رنگارنگ خیالیمان ، دلم هوس بودنت را میکند
با هربار بستن پلک هایم ، دلم هوس خنده های از ته دلت را میکند
با هر باران ، دلم هوس زنگ زدن بهت
با هر ساعت دوازده شب به بعد ...
با هر بار قبل از خواب و چککردن موبایل ...
با هر وویس ...
با هر عکس...
با هر قلب زرد ...
دلم ... تمنایه... تو ... را ... دارد ...💛
#محیکس
در این واپسای نفسانی دلم تمنایه تو را دارد
تملق نیست ، گزافه نیست .
با هر صدای وزش باد دلم هوس پر کشیدن موهایت در باد را میکند
با هربار خوابیدن و قدم زدن در دنیای رنگارنگ خیالیمان ، دلم هوس بودنت را میکند
با هربار بستن پلک هایم ، دلم هوس خنده های از ته دلت را میکند
با هر باران ، دلم هوس زنگ زدن بهت
با هر ساعت دوازده شب به بعد ...
با هر بار قبل از خواب و چککردن موبایل ...
با هر وویس ...
با هر عکس...
با هر قلب زرد ...
دلم ... تمنایه... تو ... را ... دارد ...💛
#محیکس
-تو تعبیر کدوم خوابی که به رویام جون دادی
میون اینهمه تردید ، به من ، عشقو نشون دادی
میون اینهمه تردید ، به من ، عشقو نشون دادی
-دوس دارم تو چشات نگا کنم بگم بری دیوونه میشم هیچوقت نرو!
ولی میدونی همیشه برعکس میشه واس همین هیچوقت به روت نمیارم نبودت نابودم میکنه!
ولی میدونی همیشه برعکس میشه واس همین هیچوقت به روت نمیارم نبودت نابودم میکنه!
-ماه ایوون من
از تو تنها شدم
چو ماهی از آب
از تو تنها شدم
چو ماهی از آب
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
- سعی کنین از چیزای اعتیاد آور دوری کنین، سیگار، الکل، چایی، ی آدمی که به نظر خوب میاد، ی آدمی که به نظر خوب میاد، ی آدمی که به نظر خوب میاد، ی آدمی که به نظر خوب میاد ، ی آدمی که به نظر خوب میاد، ی آدَمی که ..
بلاخره تصمیم خودم را گرفتم...
تیغ را برداشتم...
رگ!؟
نه...
بر سرم کشیدم...
نفس موهایم که بند میآمد
اشکهایم به سوی پرتگاه میرفتند و...
۱...۲...۳... سقوط آزاد!
دور سرم هالهای از بوی خون بود...
اندیشههایم بدون صف به دیوار ذهنم پتک میکوبیدند...
گوشهایم را گرفتم
دیوانهام!
صدا از خانه است
بستن پنجرهها فایدهای ندارد!
دقایق که گذر کردند
با صحرای خشک سرم آشنا شدم...
هر چه شاخه و برگ بود در خزان این بهار بر زمین نشست...
بیواهمه آینه را روبرویم نشاندم...
سعی بر نپذیرفتنِ تغییرم داشت...
اما دیر شده بود...
بُهت زده نگاهم میکرد
دلم برایش سوخت...
دلداریاش دادم
بر سرش دست کشیدم تا تصویر موهای کمندم را در خود حل کند...
باید با واقعیت روبرو میشد...
من نه آن ظاهر قبل را داشتم نه باطن!
دختری که گیسِ تا کمرش را فدای روحیاتش میکند
و از آنها میگذرد
حالش خراب است...
هر بهانهای که میآورد مزخرفی بیش نیست!
حالش خراب است...
#مائده_شائق
تیغ را برداشتم...
رگ!؟
نه...
بر سرم کشیدم...
نفس موهایم که بند میآمد
اشکهایم به سوی پرتگاه میرفتند و...
۱...۲...۳... سقوط آزاد!
دور سرم هالهای از بوی خون بود...
اندیشههایم بدون صف به دیوار ذهنم پتک میکوبیدند...
گوشهایم را گرفتم
دیوانهام!
صدا از خانه است
بستن پنجرهها فایدهای ندارد!
دقایق که گذر کردند
با صحرای خشک سرم آشنا شدم...
هر چه شاخه و برگ بود در خزان این بهار بر زمین نشست...
بیواهمه آینه را روبرویم نشاندم...
سعی بر نپذیرفتنِ تغییرم داشت...
اما دیر شده بود...
بُهت زده نگاهم میکرد
دلم برایش سوخت...
دلداریاش دادم
بر سرش دست کشیدم تا تصویر موهای کمندم را در خود حل کند...
باید با واقعیت روبرو میشد...
من نه آن ظاهر قبل را داشتم نه باطن!
دختری که گیسِ تا کمرش را فدای روحیاتش میکند
و از آنها میگذرد
حالش خراب است...
هر بهانهای که میآورد مزخرفی بیش نیست!
حالش خراب است...
#مائده_شائق