۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Shahin Najafi – Gileh Lo (Live)
شانه های جنگل برایم‌ تنگ شده است، ای دختر دوست داشتنی‌ گیلان
از شاخه های درخت برایم سنگ سرازیر شده است، ای دختر دوست داشتنی‌ گیلان
مارکور(دشمن قدیمی) من به جنگ آمده است، ای دختر دوست داشتنی‌ گیلان
بر سرم فریاد بزن، فریاد بزن، ای دختر دوست داشتنی‌ گیلان
رگ‌ خوابت را با داس بزن، با داس بزن، ای دختر دوست داشتنی‌ گیلان
نه فقط از چشمانم‌ باران اشک‌ بارید، ای دختر دوست داشتنی‌ گیلان
مرغ و ماهی هم برایم زار زار نالیدند، ای دختر دوست داشتنی‌ گیلان
از شاخه های درخت هم خون سرازیر میشد، ای دختر دوست داشتنی‌ گیلان
بر سرم فریاد بزن، فریاد بزن، ای دختر دوست داشتنی‌ گیلان
رگ‌ خوابت را با داس بزن، با داس بزن، ای دختر دوست داشتنی‌ گیلان
میخواستم‌ تو را خوشبخت بسازم، ای دختر دوست داشتنی‌ گیلان
لباس تازه ای به تنت بپوشانم، ای دختر دوست داشتنی‌ گیلان
روی کلبه ات سقفی بزنم، ای دختر دوست داشتنی‌ گیلان
بر سرم فریاد بزن، فریاد بزن، ای دختر دوست داشتنی‌ گیلان
رگ‌ خوابت را با داس بزن، با داس بزن، ای دختر دوست داشتنی‌ گیلان
ما مناسب‌ترین آدم‌های ممکن بودیم
برایِ هم،
که توی نامناسب‌ترین زمانِ ممکن برخوردیم به هم.
تو خسته بودی از زخم هایِ روی تنت،
من خسته از مرهم گذاشتن روی تنِ زخمیِ آدم‌ها و نماندنشان

#فاطمه_جوادی
-دلتنگی من‌ چیز تازه ای نیست، کلیشه ای ترین اتفاق روزانه من است :)
مرد نوشت: گلوت حساسه به گرد و خاک، اگر درد گرفت لیموترش و لیموشیرین رو قاطی کن با عسل، اول صبح یه لیوان بزن به بدن روبراه میشی. لباس گرمم ببر، اونجا شباش سرده باز نری سرما بخوری تحفه. شارژر اصلیت رو نبر، جا میذاری دوباره حرص میخوری. شال روشن بهت خیلی میاد رنگی رنگی ببر، اما دو تا تیره هم بردار اگه خواستین محله های قدیمی شهرو بگردین اونجا هنوز بافتش سنتیه. بهش بگو حتما قبل از این که بخوابی ماچت کنه، لوس نکبت. بگو گردنتو بوس کنه، چهار بند انگشت زیر گوش چپت رو. قبل از توئم نخوابه، بیخواب میشی تو. صبحونه سرشیر نخور با اون معده ضعیفت، جوگیر نشی؟ لوسیون بدن ببر، ضدآفتابت جا نمونه تو کشوی دراور. اگه شب راهی شدین تو رانندگی نکن، زرتی خوابت میبری دور از جون یه طوریتون میشه خوابالوی خوشمزه.
بعد، انگار از خواب بیدار شده باشه، همه چی یادش اومد. همه رو پاک کرد. به جاش نوشت: حرفی نمونده دخترک، گفتنی ها رو گفتیم، حرف عقلت درست تر بود خوب کردی گوش کردی. سفر خوش بگذره. من شمارتو پاک کردم، توئم پاک کن. ببخش که بلاکت میکنم.
بعد موبایلشو خاموش کرد. راه افتاد بره شب گردی، روح سرگردون کوچه های خلوت بی عابر بشه. وسعی کرد همونطور که مشاور یادش داده به یه دلفین حامله فکر کنه، نه به زنی ظریف، که روی صندلی کنار راننده خوابش برده، و نور آفتاب از همیشه زیباترش کرده. زیبا و بوسیدنی. در انتظار تماس لبهای گرم کسی که....
" و بعد شب خندید و بغض پنجه های آهنیش را دور گلوی مرد حلقه کرد. هم آغوشی خیال و درد شروع شد. نویسنده دلش گرفت و نخواست بقیه داستان را بداند. راه افتاد که با مرد قصه اش به شهر برود و گوچه گردی کند.... "

#حمیدسلیمی
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ pinned «مرد نوشت: گلوت حساسه به گرد و خاک، اگر درد گرفت لیموترش و لیموشیرین رو قاطی کن با عسل، اول صبح یه لیوان بزن به بدن روبراه میشی. لباس گرمم ببر، اونجا شباش سرده باز نری سرما بخوری تحفه. شارژر اصلیت رو نبر، جا میذاری دوباره حرص میخوری. شال روشن بهت خیلی میاد…»
-كه من در دنيا، هيچ چيز ندارم
جز چشمان تو و غم هايم .
-به تو فکر میکنم و "صدایت"...
نباید صدایت را از یاد ببرم.نباید فراموش کنم زمانی همین صدا دلیلِ زندگی کردنم بود.اجازه نمی دهم صدای کسی غیر از تو در قلبم طنین بیندازد..
من اینگونه وفادار توام.اینگونه خاطره ات را زنده نگه داشته ام
و اینگونه هرشب به استقبال مرگ می روم ...
بشوم معجزه عشق توصل بلدی؟
بشوم عاشق دلخسته تضرع بلدی ؟
بشوم بغض فروخورده تحکم بلدی ؟
بشوم دلهره ی شوم تصامن بلدی ؟
بشوم‌ محرم اسرار توکل بلدی ؟
بشوم مفلس و مفلوک ترحم بلدی ؟
بشوم آش دهن سوز تصادر بلدی ؟
بشوم آینه دق تغمم بلدی؟
بشوم ورطه ی عشاق تملک بلدی ؟
بشوم عاشق دیوانه تقابل بلدی ؟

بشوی حسرت یک عمر تظاهر بلدی ؟
#محیکس
-کلا یه چارچوب فقط داشتم‌ تو زندگیم که فقط چشمای اون توش جا میشد :))

#محیکس
-تو تعبیر کدوم خوابی که به رویام‌ جون دادی ؟
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم!
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
- دوست دارَم همین حالا گریِه کنم .
برای هَمه چیز،
برایِ همین حالا .
-اشتباه من یک غلت املایی بود . زیرا او هم درد بود . . . . . ‌
#dream
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ pinned «-اشتباه من یک غلت املایی بود . زیرا او هم درد بود . . . . . ‌ #dream»
همه‌ی کسانی که مرا می‌شناسند
می‌دانند که من آدم حسودی هستم و همه‌ی کسانی که تو را می‌شناسند...
لعنت به همه‌ی کسانی که تو را می‌شناسند

#نزار_قبانی
فک کن‌ همش یه خواب بوده :)