۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
گفت: «آدما با رویاها‌شون زندگی می‌کنن.»
گفتم: چرا که نه؟
مگه چیزی غیر از رویا هم وجود داره؟
گفت: آره ...
تموم شدن رویاها.

#چارلز_بوکوفسکی
رسوندمش دم خونه !
صداش زدم
با همون قيافه شيطون و مهربون گفت : جوووون
گفتم بوس بده
لبشو آروم گذاشت رو لبم و بعد چند ثانيه تندى تمومش كرد .
بعد مثل هميشه سرشو آورد پايين و گفت بوسم كن تا برم كه الان صداى بابام در مياد ...
سرشو بوسيدم و پياده شد
نميخواستم از در خونشون برم
ماشينو خاموش كردم !
سيگار رو روشن كردم !
سيگار دوم رو روشن كردم !
واى يادم رفت كادوش رو بدم ....
بهش زنگ ميزنم بياد پايين
ميخنده...
نميدونم به چه بهونه اى ميخواد بياد .
مياد !
شال سرش نيست ...
غر ميزنم !
مگه نگفتم اينجورى نبايد برى بيرون ؟
ميخنده ميگه حسوددد
كادوشو ميگيره ، باز تندى بوسم ميكنه و باز به همون تندى ميره ...

نميخوام از اينجا برم ...
سيگار سوم رو روشن ميكنم !
بوى عطرش تو ماشينه...
بخدا بوى عطرش مياد !
داد ميزنم ... بخدا بوى عطرش مياد !
صداى زن سفيد پوش مياد ...
-اروم باش پسر جوون !
برات ارام بخش زده بودم ، كابوس ديدى؟
- من چرا اينجام ؟
+ سرعتت زياد بود ماشين چپ كرده ، خوبى الان ؟ درد ندارى؟
درد رو نميدونم اما اونو ندارم
الان يه ساله تو اون كوچه سيگار ميكشم !
هنوز بوى عطرش تو ماشين مياد ...
یکی باید باشه
که وقتی نگاش میکنی
نه اینکه غصه هات یادت بره ، نه ؛
فقط یادت بیاد دلیل بزرگتری
برای خوشحال بودن داری ...

#عادل_دانتیسم
ای حاصل ضرب جنون در جانِ جانِ جانِ من
دیوانه در دیوانگی دیوانه در دیوانه جان

#حسین_منزوی
باس ببخشی، خیلی اذیتت کردیم. هی گفتی نیگا نکن، وایسادیم گوشه حیاط آسایشگاه، زل زدیم بهت بس که ماه بودی وقتی راه میرفتی. گفتی نباش، بودیم همش، پلکیدیم دور و برت بلکم دلت ما رو بخواد، گفتیم نکنه بخواد و نباشیم. گفتی برو، موندیم گفتیم حالا سرش درد میکنه یه چیزی گفته، ما عاقل نیستیم بهمون بربخوره که. دیوونه ایم، نباس بریم که. رفتن چیه؟ بدترین کاره رفتن. دیوونه ها نمیرن، هستن همیشه. هرچی رفتن بده، اومدن خوبه. که تو بیای، از تو راهرو بیای بشینی بغل تخت ما بگی چته دیوونه چرا صورتت خیسه؟ نمیای که.
امشب اومدیم دَمِت، بگیم ببخش ما رو، اگه حرف گوش نکردیم. دیوونه ایم دیگه. باس بلد بودیمت، نبودیم. هی خواستیم بخندی، اخم کردی. خواستیم کنارت باشیم، پشتتو کردی به ما، با یارو جدیدیه خندیدی، دلمون شد عاقبت یزید، خراب. امشب اومدیم بگیم اگه اونجوری نبود که تو خواستی، واسه لج کردن نبود، بلد نبودیم. یعنی کسی یادمون نداده بود. کسی نبود عین تو، نه قبل تو، نه بعد تو. اومدیم بگیم بداخلاق، خورشید خانوم، اخمتو قربون، ولی کاش یه لب هم میخندیدی واسمون، که خراب خنده هاتیم.
یه هفته اس قرص سبزای شبو نخوردیم جمع کردیم، امشب یه جا خوردیمشون، منگیم ولی حالمون خوبه، یه جور بدی خوبه. حالا تو رو که سیر نیگا کردیم، کاری نداریم تو این دنیای وامونده. شاید بریم پشت بوم، وامیسیم لب هره، آروم می پریم پایین. تنمون میفته رو موزاییکا، داغون. خودمون اما گنجیشک می شیم، گنجیشک زخمی، میفتیم یه گوشه. صبح میای تو حیاط می بینی، نمی دونی که منم، گنجیشکو میذاری کف دستات ناز می کنی. رفیقمون گفته این دم اخری تلخی نکنی، یه وقت دلبر میشنُفه، بی آبرو میشی. گفتیم زکی، همینه آبرو، اونم که نمیشنفه. ما رو هیچوقت نمیشنُفه.
خیلی حرف زدیم تو دلمون، بریم دیگه. چه قشنگی وقتی خوابی. دیوونه رفت، راحت بخواب و خواب بهشت ببین.

#حمید_سلیمی
-به من بــهانه ای بده که کم شه بــاورم به تو...
به مــن که هر شب از خــودم پناه میبرم به تــو!
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
- میدانَم نِمی‌مانی؛
و اِنسان
ای کاش
چیزهایی را نمی‌دانِست .