همهچیز…
خاطرهها...
گفتگوها…
بوسهها…
همآغوشی پیکرهای دلداده…
همهچیز میگذرد!
ولی تماس روحهایی که
یکدیگر را لمس کرده و
در میان انبوه اشکال زودگذر
یکدیگر را شناختهاند،
هرگز زدوده نمیشود...
#رومن_رولان
خاطرهها...
گفتگوها…
بوسهها…
همآغوشی پیکرهای دلداده…
همهچیز میگذرد!
ولی تماس روحهایی که
یکدیگر را لمس کرده و
در میان انبوه اشکال زودگذر
یکدیگر را شناختهاند،
هرگز زدوده نمیشود...
#رومن_رولان
هلیا!
من هرگز نخواستم که از عشق افسانه ای بیافرینم، باور کن!
من می خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم، کودکانه و ساده و روستایی.
من از دوست داشتن فقط لحظه ها را می خواستم.
آن لحظه ای که تو را به نام می نامیدم....
#نادر_ابراهیمی
من هرگز نخواستم که از عشق افسانه ای بیافرینم، باور کن!
من می خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم، کودکانه و ساده و روستایی.
من از دوست داشتن فقط لحظه ها را می خواستم.
آن لحظه ای که تو را به نام می نامیدم....
#نادر_ابراهیمی
از نگاه خودم
تو عاشقم بودی،
برام حرف ها داشتی،
دستات يه طور خاصی شده بود،
اما
از نگاه تو
تو با من
فقط كمی
گرم گرفته بودی
همين...
تو عاشقم بودی،
برام حرف ها داشتی،
دستات يه طور خاصی شده بود،
اما
از نگاه تو
تو با من
فقط كمی
گرم گرفته بودی
همين...
به او بگویید دوستش دارم
چه جمله غمگینی نه بخاطر درخواست از مردم روزگار برای اثبات عشق نه
مگر چه کرده دلبر با ما که این چنین ناتوان شده ایم که دیگران بگویند
مردم روزگار را بیخیال خدایا این بار را به تو میسپارم به او بفهمان دوستش دارم
#علی_ابوالهادی
چه جمله غمگینی نه بخاطر درخواست از مردم روزگار برای اثبات عشق نه
مگر چه کرده دلبر با ما که این چنین ناتوان شده ایم که دیگران بگویند
مردم روزگار را بیخیال خدایا این بار را به تو میسپارم به او بفهمان دوستش دارم
#علی_ابوالهادی
-خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من بی تو به سر نمیشود
خواب من و قرار من بی تو به سر نمیشود
-سی سالگی به بعد عاشق که شوی
دیگر اسمش را نمینویسی کف دستت و دورش قلب بکشی
یا عکسش را بگذاری لای کتاب و هی نگاهش کنی
سی سالگی به بعد عاشق که شوی
عصر یکروز زمستانی
یک لیوان چایی میریزی و پشت پنجره مینشینی
و تمام شهر را زیر بارانی که نمیبارد
با یادش قدم میزنی
دیگر اسمش را نمینویسی کف دستت و دورش قلب بکشی
یا عکسش را بگذاری لای کتاب و هی نگاهش کنی
سی سالگی به بعد عاشق که شوی
عصر یکروز زمستانی
یک لیوان چایی میریزی و پشت پنجره مینشینی
و تمام شهر را زیر بارانی که نمیبارد
با یادش قدم میزنی
-وقتی آدم کسی را دوست دارد؛
همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا میکند، تا آخر عمر …
#کریستین_بوبن
همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا میکند، تا آخر عمر …
#کریستین_بوبن
Forwarded from ғᴏɴᴅɴᴇssʟɪғᴇ🤍
عاشق نميشدم،
عاشق شدم،ببين.....
خُب؟
عاشق شدم،ببين.....
خُب؟