۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
”احساس می کنم دارم تاوانی را می پردازم؛
تاوانِ قانع نبودن به آن بخش از با تو بودن که مرا موقتا از تنهایی نجات می داد...“
یه شب که داشتیم زیر بارون قدم میزدیم بهم گفت: میدونی عشق مثه بارون میمونه نمیدونی با کدوم قطره شروع میشه و با کدوم قطره تموم، اشتباه میکرد درسته نفهمیدم عشقمون کی و با کدوم قطره شروع شد اما آخرین قطره شو با چشمای خودم دیدم...

#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
-‏گفت همیشه اونی که فکر میکنی به یادته، به یادت نیست و اونی که فکر نمیکنی به یادته، به یادته، از اونی که به یادت نبوده میرنجی و اونی که به یادت بوده ازت میرنجه و یه مشت آدم رنجیده خاطر میپلکیم توی هم
اونجام که داریوش میگه:
" چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست"
دقیقا همونجا.
Forwarded from 🌿انتخاب رشته کنکور🌿 (Zahi heydari💫)
Forwarded from 🌿انتخاب رشته کنکور🌿 (Zahi heydari💫)
بی رحمیِ زندگی دقیقا جایی معلوم شد که فهمیدم من به کسی باخته ام که برعکس خودم اصلا برای داشتن تو نجنگیده بود...

#زیور_شیبانی

@zahi_heydarii
بی حسم.

سعی میکنم خودمو درگیر کنم
حالا هر چی .
بیشتر تو خونه‌م و روزام تو یه اتاق سه در چار میگذره
شبا که تا صب بیدارمو صبام تا عصر،
این وسط عصرا رو خوابم
آخه عصرای پاییزی خیلی بدتر از شباشن
میری بیرون حناق میگیری و خفقان ساعت شیش راهی جز گذاشتن یه بغض یه تنی زیر گلوت و برگشتن به همون اتاق نمیزاره واست.
اصن برم بیرون که چی؟
برم کافه هادی که بچه ها رو ببینم که گند بزنم به حالشون؟
برم که دوتا عاشق ببینم و حسودیم بشه؟
حتی توام‌ نیستی که به این امید بیام بیرون که شاید اتفاقی جلوی کافه حبیب ببینمت و مثه غریبه ها از کنارم رد شی! حتی به همینشم راضی‌ بودم.
ولی نیستی؛ تو خیلی وقته که رفتی، خیلی وقته که جای خالیتو کسی نتونسته پر کنه، خیلی وقته که من دیگه آخرشبا خیره نمیشم به آسمون، خیلی وقته که دعا میکنم بارون نیاد؛ که خر نشم زنگ بزنم بهت بگم" ببیین دیوووونه، بارووووونههه" و توام عین دیوونه‌ ها پوشیده و نپوشیده بیای زیربارون تا دوتایی لرزمون بگیره، خیلی وقته که جای خالی دستات کوچیکی چونه‌مو به رخ نمیکشه، خیلی وقته که خنده هات دیگه تو مخم نمیپیچن تا دیوونه‌م کنن.
.
به قول آقا محمود سرمدی خسته‌م، میخوام چارتا پاییز بخوابم.
شب بخیر💛

#محیکس
۰Princess_mononoke
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
اگه شعر بودی ؟ . بفرستین جواباتونو ... قشنگاشو میزارم تو کانال :) 👇 @Mohix
اگر شعری بودی؛
تو را میسرودم به دلنوازی لالایی مادرانه؛
به همان اندازه شیرین؛
به همان اندازه دلنشین؛
تو را میسرودم آنچنان که روح را از تن جدا سازد و قلب را صیقلی دهد؛
جانه جانان،
اگر شعر بودی؛
قشنگترین بیت غزل بودی ...

#شادی
- بهش گفت "اگه منو بخوایی و من نخوامت چی میگی ؟!"
با قیافه پژمرده گفت: "ببخشید که مارو دوست نداشتی"
-‏قول می‌دم یه روزی که نمی‌دونم کی هست ، تو یه شهری که نمی‌دونم کجاست ، با موهایی که‌ معلوم نیست چه رنگی باشه ، مست کنم و برای آدمی که جلوم نشسته و‌ نمی‌دونم کی هست تمام داستان‌مون رو تعریف کنم . بهت قول می‌دم.

#پویان_اوحدی
- من باشم و تو، عصر دلگیر پاییز، لش کرده زیر پتو و خیره بر بیرون از پنجره‌ی باز، خیره شده بر درخت پسته‌ی وول خورنده در باد و گوش دهنده بر صدای ول شدن قطره‌های یخ باران بر روی زمین و دلتنگ مانده بر تابستان و جا داده خودت را در آغوشم از صدای آسمان غرنبه و پاییزی که هی کش می‌آید
در بزمم نفسی
بنشین تاج سرم
تا از جان گذرم
@Deep_mo
-منم آن مست و خراب و تو همان زاهد شهر
من و تو تا به ابد دشمن هم مى مانيم!
-نكند عشق تو مارا متوارى بكند!
دوستان اگه کسی همای گوش میده
اون آهنگاش که از نظرش بهترینه رو واسم بفرسته .
ممنون
@Mohix
از عشق هیچ چیز نمیدانم
چیزی برای آنکه بدانم نیست
چشمان مرگ بار زنی زیبا
آرام بخش زیر زبانم نیست
من تازه عاشقت شده ام اما
از هرچه بر تو رفته خبر دارم
با من بگو که در نسخ خطیت
خطی برای آنکه بخوانم نیست
من کل آسمان تو را گشتم
دیریست کفتران به تو مشغولند
ای کاش نامه ای به تو اما حیف
طوقی پیر نامه رسانم نیست
میخواستم سفر کنمو یک شب
دیدم سبک شده چمدان یعنی
با چشم های خیس خودم دیدم
جز خنده ی تو در چمدانم نیست
باید که اعتراف کنم انگار
ای آینه دروغ نمیگفتی
موهای پیر و خسته ی ن دیگر
دلتنگ دست های جوانم نیست
ای کاش دست های تو را تنها
ای کاش دست های تو را اینجا
ای کاش دست های تو را اما
پایان جمله ام به توانم نیست

#رستاک‌حلاج💛
آمده بودم که تو را باز بخوانم سمتم
خواستم بار دگر در دل تو برگردم
آمدم حال تو را خوب کنم
اینهمه تلخی ایام فراموش کنم
آمدم تا نشود؛ بیش تر این دل ها تنگ
زدی اندر دل من هعی با سنگ
آمدم، ماندم و عاشق گشتم
آمدی، ماندی و عاشق گشتی
آمدم، ماندم و عاشق گشتم
آمدی، رفتی و عاشق کردی

#محیکس