۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
golshifte farahani – Love In Portofino
I found my love in portofino
عشقم را در پورتوفینو پیدا کردم ( بخشی ار ساحل جنوا در ایتالیا )
Perché nei sogni credo ancor
چون هنوز در خواب و رویاها باور دارم
Lo strano gioco del destino
پیچ و تاب عجیب و غریب سرنوشت را
A Portofino m' ha preso il cuor
در پورتوفینو قلب من تسخیر شد
Nel dolce incanto del mattino
در صبح و سحری شیرین
Il mare ti ha portato a me
دریا تو را برای من آورد
Socchiudo gli occhi a me vicino
چشمهایم را میبندم
A Portofino rivedo te
و تو را در پورتوفینو میبینم
Ricordo un angolo di cielo
گوشه ای از بهشت و آسمان را به یاد می آورم
Dove ti stavo ad aspettar
که در آنجا منتظر بودم
Ricordo il volto tanto amato
خاطرم بود چهره عاشق دوست داشتنی
E la tua bocca da baciar
و لب هایی برای بوسه
I found my love in Portofino
در پورتوفینو عشقم را یافتم
Quei baci più non scorderò
بوسه هایی که هیچگاه فراموش نمیکنم
Non è più triste il mio cammino
دیگر سر راهم غمی نخواهد بود
A Portofino I found my love
در پورتوفینو عشقم را پیدا کردم
Ricordo un angolo di cielo
گوشه ای از بهشت و آسمان را به یاد می آورم
Dove ti stavo ad aspettar
که در آنجا منتظر بودم
Ricordo il volto tanto amato
خاطرم بود چهره عاشق دوست داشتنی
E la tua bocca da baciar
و لب هایی برای بوسه
I found my love in Portofino
در پورتوفینو عشقم را یافتم
Quei baci più non scorderò
بوسه هایی که هیچگاه فراموش نمیکنم
Non è più triste il mio cammino
دیگر سر راهم غمی نخواهد بود
A Portofino I found my love
در پورتوفینو عشقم را پیدا کردم
Non è più triste il mio cammino
دیگر سر راهم غمی نخواهد بود
A Portofino I found my love
در پورتوفینو عشقم را پیدا کردم

#golshifte_farahani
#love_in_portofino
@Deep_Mo
مشاعره بزاریم؟
دنبال چيزى كه مال تو نيست نرو
كه مثل من دچار هنوز مى شوى
من هنوز كنار پنجره مى ايستم
غروب را نگاه مى كنم
ميان اين همه آمدن و رفتنها
هنوز منتظر آمدنش مى مانم

#امیر_وجود
تو محالی
همانقدر محال که
اجابت نفرین های مادرم

#فاطمه_صفری
-صدایم را به یاد آر
اگر آواز غمگینی به پا شد
من این شعر گرانم
که از ارزان و ارزانی جدا شد
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
‏- من بهِت نمیگم که چیزی درست میشه. حتی نمیگم که با هم درستِش میکنیم. فقط بغلِت میکنم و نبضِ گردنِت رو میبوسم و دست میکنم بینِ موهات و جمجمه‌ت رو با نوکِ انگشتام لمس میکنم و با اون یکی دستَم به خودم فشارِت میدم. اونقدری که دیگه معلوم نباشه کدومِمون، کدومیم و کدوم درد مالِ کدوممونه .
-بی تو میخواهد نگاهَم زَخم بردارد
بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد؟
با من تنها تر از ستارخان ِ بی سپاه..
موی من مانند یال اسب مغرورم سپید
روزگار من شبیه کتری چوپان سیاه..
هرکسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق
کنده‌ی پیر بلوطی سوخت، نه یک مشت کاه..

#حامد_عسگری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهترین دوران عاشقی زندگی من درست قبل از عاشق شدنم بود.
اون زمانی که فکر می کردم عشق هیجان انگیزترین و آرامبخش ترین و زیباترین و صمیمانه ترین و هزارتا ترین دیگه ست.
اون موقع با خیال اینکه یه روز عاشق می شم و تبدیل به الهه عشق و خوشبختی خواهم شد، غرق در شور و هیجان انتظار برای سر رسیدن اون آدمی بودم که قرار بود درمان همه دردهام باشه.
شعر می خوندم، داستان می خوندم، موسیقی گوش می کردم و خیال عشق در اطراف من پراکنده بود.
تا وقتى که روز موعود فرا رسید و عاشق شدم و حقیقت تلخ و سنگینش برام رو شد...
تنهاتر شدم، روزهام تلخ تر شد، سایه ها بیشتر قد کشیدن و آدم ها نقاب از صورت انداختن...واقعیت دنیا برام عیان شد و عشق، قداستش رو به وحشیانه ترین شکل ممکن از دست داد.
.
حالا دلم تنگ می شه برای عشق.
نه برای خودش، برای تصوری که ازش داشتم. برای جوری که می شد بشه و نشد. برای امیدی که داشتم و دیگه ندارم.
عشق زیباترین رویاها و کثیف ترین واقعيت ها رو به من داد.
اقرار میکُنم ،
من از قابِ هَمین گوشی گاهی
زُل میزنم به چَشم هایت
به بُلندای قامتت ، به سپاه مُژه ات
به گیسوانی که پریشان میکنی ..
خُدا نِگهت دارد ،
ما هَمچُنان نگاهت کُنیم
وگرنه که وِصال تو برای ما
مثل پَرنده ایست که قَصد گرفتنش را داریم و
هی میپَرد ، هی میپَرد و هی میپَرد ...

#شاهین_پورعلی_اکبر
شبا که رو به سیاهی میرن
ستاره ها پررنگ تر میشن و نهایت سعیشونو میکنن که بتونن پیدا شن
که اون دونفری که اون پایین دنبال ستاره‌شون میگردن ناامید نشن از گشتن پی‌ش!
اگه پیدا شن که با دست نشونش میدنو قرارشون میشه هر شب، خیره از پنجره ی اتاقش، همون گوشه ی آسمون،سر یه ساعت خاص

ولی اگه پیدا نشن کارشون زاره! اون موقعس که دیگه افسرده میشن و تموم زردی و نورشون میره، هعی کم نورتر ، اونقد که دیگه کدر میشن و هیشکی نمیتونه پیداشون کنه و گم میشن تو اون ظلمات لایتناهی ...
فی الواقع ستاره ها عاشقن،
عاشق پیدا شدن،
عاشق هر کی پیداشون کنه ...

#محیکس ⭐️
دلم واسه خودم تنگ شده
اون ورژن از خودم که دلتنگ نمیشد و غرق بود تو روزمرگیاش و نهایت دردش سقلمه دوستش سر کلاس بود...

#محیکس
منم آن مطربِ میخانه‌یِ کور و عریان
شده ام مست و خراباتی و شور و حیران
دگرم هیچ نباید مگر آن خرقه‌ی خواب
به لبم هیچ نیاید مگر آن باده‌ی ناب
منِ مطرب نفسم بند بیامد آنگاه
که بدیدم حرمم در بغلت شد ویران.

#محیکس 💛