[یادش نیس که حالش خوب نیس]
+ خوبی؟
[یادش میاد که حالش خوب نیس]
- خوبم!
+ خوبی؟
[یادش میاد که حالش خوب نیس]
- خوبم!
-سخت ترین وضعیت ناراحت بودن یه آدم واسه آدم اینه که هم بیبنی طرف ناراحته و هم بدونی از تو ناراحته و هم ندونی که چرا ازت ناراحته که بتونی از دلش در بیاری و هی میشینی با خودت فکر میکنی که چرا؟ و به هیچ جواب مشخصی هم نمیرسی هیچ وقت و کلافهتر و کلافهتر میشی فقط
آدما اشتباه میکنن
منم اشتباه کردم
فکر کردم شوخیه...
وقتی میگی دوسم نداری داری شوخی میکنی...
فکر کردم اگه تلاش کنم درست میشه، اشتباه کردم
باید میفهمیدم با من خوشحال نیستی...
دیگه تلاش بیخود داشتم میکردم
من برات غریبه بودم...
حالا امیدوارم با رفتنم همه چی درست شه
امیدوارم خوشحال شی...
بشی همون آدم قدیمی که من میشناختمش و خنده از روی لباش نمی افتاد...
باور کن اگه میدونستم موندم من باعث شده که تو دستی دستی با زندگیت این کارو بکنی
خیلی زودتر از این حرفا رفته بودم...
#هومن_سیدی
منم اشتباه کردم
فکر کردم شوخیه...
وقتی میگی دوسم نداری داری شوخی میکنی...
فکر کردم اگه تلاش کنم درست میشه، اشتباه کردم
باید میفهمیدم با من خوشحال نیستی...
دیگه تلاش بیخود داشتم میکردم
من برات غریبه بودم...
حالا امیدوارم با رفتنم همه چی درست شه
امیدوارم خوشحال شی...
بشی همون آدم قدیمی که من میشناختمش و خنده از روی لباش نمی افتاد...
باور کن اگه میدونستم موندم من باعث شده که تو دستی دستی با زندگیت این کارو بکنی
خیلی زودتر از این حرفا رفته بودم...
#هومن_سیدی
-من این اشتباهم را دوست دارم
ما داریم از هم جدا میشیم ولی اگه از اول همدیگرو نداشتیم تصمیم درست کدوم بود ؟
من اگه تو بیست سالگی انتخابت نمیکردم الان تو سی سالگی نمیدونستم که من و تو واسه هم ساخته نشدیم .
از الان میرم سراغ زندگیم تا ۶۰ سالگی زندگی میکنم
اما اگه ۲۰ سالگی از هم جدامون میکردن چی؟
م تا ۶۰ سالگی با یاد تو میمردم!
من فکر میکنم اون دوچرخه که بابام تو ۱۰ سالگی نخرید چون به صلاحم نبود ،حالا تو ۳۰ سالگی خیلی نیازش دارم !
[اشتباهای شیرین خیلی وقت ها بهتر از تصمیم های درستِ تلخ هستند]
ما داریم از هم جدا میشیم ولی اگه از اول همدیگرو نداشتیم تصمیم درست کدوم بود ؟
من اگه تو بیست سالگی انتخابت نمیکردم الان تو سی سالگی نمیدونستم که من و تو واسه هم ساخته نشدیم .
از الان میرم سراغ زندگیم تا ۶۰ سالگی زندگی میکنم
اما اگه ۲۰ سالگی از هم جدامون میکردن چی؟
م تا ۶۰ سالگی با یاد تو میمردم!
من فکر میکنم اون دوچرخه که بابام تو ۱۰ سالگی نخرید چون به صلاحم نبود ،حالا تو ۳۰ سالگی خیلی نیازش دارم !
[اشتباهای شیرین خیلی وقت ها بهتر از تصمیم های درستِ تلخ هستند]
تو را دوست داشتم
چون به تو مبتلا بودم
تو را دوست دارم
چون به تو مبتلا ام
تو را دوست خواهم داشت
چون به تو مبتلا خواهم بود
مثل صبح
مثل عصر
مثل شب
یک تکرار بی اتمام...
#حامد_رجب_پور
چون به تو مبتلا بودم
تو را دوست دارم
چون به تو مبتلا ام
تو را دوست خواهم داشت
چون به تو مبتلا خواهم بود
مثل صبح
مثل عصر
مثل شب
یک تکرار بی اتمام...
#حامد_رجب_پور
-شايد كه ازدواج كند، بچه دار هم...
شايد كه در اداره مشغولِ كار هم...
شايد به زور، زندگىِ خنده دار هم...
اين زن كه حاضر است بميرد به جاى تو!
شايد كه در اداره مشغولِ كار هم...
شايد به زور، زندگىِ خنده دار هم...
اين زن كه حاضر است بميرد به جاى تو!
دیگر با صدای بلند نمیخندم
با صدای بلند حرف نمیزنم
دیگر گوش نمیدهم
به صدای باد
دریا
پرنده
پاواروتی
پاورچین پاورچین میآیم و
میروم
بیسروصدا زندگی میکنم
تو در من به خواب رفتهای
#رسول_یونان
با صدای بلند حرف نمیزنم
دیگر گوش نمیدهم
به صدای باد
دریا
پرنده
پاواروتی
پاورچین پاورچین میآیم و
میروم
بیسروصدا زندگی میکنم
تو در من به خواب رفتهای
#رسول_یونان
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
GIF
الان تو دنیای موازی؛ منتظرم دم در و سیگارمو روشن میکنم و حرص میخورم با اینکه تو راه بهت زنگ زدم بازم هنوز حاضر نشدی و مثه همیشه هنوز درگیر خط چش کشیدنتی! تا باز بیای و من دلم هرری بریزه که لنتی مگه جنگه؟؟ که هعی بگم قربونه اون چشای قهوه ایت بشم؛ حیف نیس لنز میندازی و اون عینکِ گردِ آبیتو میزاری رو طاقچه که خاک بخوره ؟؟ توام چش غرّه بری که ینی دوسش داریو منم چون دوست دارم مجبورم دوسش داشته باشم ...
تو کل مسیرِ رسیدن به اون خونه ی دوبلکس، یه ریز واسم حرف بزنیو هعی بگی و هعی بگی و هعییی بگی و من حظ کنم از ذوق کردنت!
بعدشم که سیاهیِ شب رسید گوشیتو وصل کنیو اِبی و پلی کنی و خیره به آسمون، ستاره ها رو بشمری و هعی با دس نشونم بدیو من بگم؛ عهه حواسمو پرت نکن دیوووونه و واسه اینکه اذیتت کنم پامو محکم بزارم رو پدال گازو تا مثه اوندفعه قیافت مثه لبو سرخ نشده ورش ندارم!
دم دمایه صبه و تازه رسیدیمو تو خوابت برده! [توروووخخدا نیگاش کن چه ناااز خوابیده]دلم نمیاد بیدارت کنم، وسایلا رو میبرم تو و آخرسر بغلت میکنمو میبرم میزارمت همون گوشه ی سمت چپه تخت که همیشه دوسش داشتی، خودمم میام ولو میشم کنارت! پتو رو میکشم رو جفتمونو آروم اون گونه ی ورقلمبیدهتو میبوسمو درِ گوشت میگم؛ شبت بخیر ماهِ آسمون. خوب بخوابی...
#محیکس💛
تو کل مسیرِ رسیدن به اون خونه ی دوبلکس، یه ریز واسم حرف بزنیو هعی بگی و هعی بگی و هعییی بگی و من حظ کنم از ذوق کردنت!
بعدشم که سیاهیِ شب رسید گوشیتو وصل کنیو اِبی و پلی کنی و خیره به آسمون، ستاره ها رو بشمری و هعی با دس نشونم بدیو من بگم؛ عهه حواسمو پرت نکن دیوووونه و واسه اینکه اذیتت کنم پامو محکم بزارم رو پدال گازو تا مثه اوندفعه قیافت مثه لبو سرخ نشده ورش ندارم!
دم دمایه صبه و تازه رسیدیمو تو خوابت برده! [توروووخخدا نیگاش کن چه ناااز خوابیده]دلم نمیاد بیدارت کنم، وسایلا رو میبرم تو و آخرسر بغلت میکنمو میبرم میزارمت همون گوشه ی سمت چپه تخت که همیشه دوسش داشتی، خودمم میام ولو میشم کنارت! پتو رو میکشم رو جفتمونو آروم اون گونه ی ورقلمبیدهتو میبوسمو درِ گوشت میگم؛ شبت بخیر ماهِ آسمون. خوب بخوابی...
#محیکس💛
-بوعلی سینا هم این لب را اگر بوسیده بود...
جایِ قانون و شفا، "دیوانِ سینا" داشتیم!!!
جایِ قانون و شفا، "دیوانِ سینا" داشتیم!!!
-گفت نه هیچ کسی تا حالا با غر زدن نزدیکتر شده و همه دورتر شدن و نه هیچ کسی تونسته وقتی دلگیر و دلتنگه غر نزده باشه، خلاصه که وضعیت پیچیدهایه دلتنگی
-ولی آهنگا بیشتر از اونکه آدم رو یاد کسی که بوده یا هست بندازن، آدمو یاد کسی که میتونست باشه و نیست میندازن