- چه تفاهمی،
داریم دروغ میگیم دوتاییمون؛
من به خودم، تو؛
به دوتاییمون....
داریم دروغ میگیم دوتاییمون؛
من به خودم، تو؛
به دوتاییمون....
هیچوقت این آهنگو یادم نمیره...
وقتی تو پرت ترین حالت ممکن واسم خوندیش با اون صدایی که انگار از ته بهشت میومد و منو برد با خودش ...
با خوندنش انگار تو بهترین خواننده ی دنیا بودی و ذهن من سریعترین دستگاه فیلمسازی جهان بود... جوری صدا و تصویر و سین که شامل حال و آینده و گذشته بود هماهنگ بودن که عاشقت شدم...
عاشقتم لعنتی.
آرومه آرومم....
#محیکس
#مرتیکه_چیپس_مغز_چراغ_دهان_سرد_کله💛
وقتی تو پرت ترین حالت ممکن واسم خوندیش با اون صدایی که انگار از ته بهشت میومد و منو برد با خودش ...
با خوندنش انگار تو بهترین خواننده ی دنیا بودی و ذهن من سریعترین دستگاه فیلمسازی جهان بود... جوری صدا و تصویر و سین که شامل حال و آینده و گذشته بود هماهنگ بودن که عاشقت شدم...
عاشقتم لعنتی.
آرومه آرومم....
#محیکس
#مرتیکه_چیپس_مغز_چراغ_دهان_سرد_کله💛
-گفته بودی من "همینم" یا بمان یا دل بِکَن / من به این جمله که میگویی" همینی" قانعم
-وقتی یکی باهاتون درد دل میکنه دلش نمیخواد نصیحت بشنوه، یکیو میخواد مثل شاملو بگه غصه نخور دیوونه کی دیده شب بمونه؟!
-کسی چه میداند من امروز چندبار فرو ریختم و چندبار دلتنگ شدم از دیدن کسی که فقط پیراهنش شبیه تو بود...
شنیده ام چشم به راه باران پاییزی
کنار پنجره اتاقت می نشینی و بوسه بر سیگار می زنی
خوش به حال سیگارها
شنیده ام تنهایی به کافه می روی
خیابان ها را متر می کنی
بی دلیل می خندی
شنیده ام خواب هایت زمستانی شده اند
روزهایت کوتاه، موهایت کوتاه...
راستی، کنار همیشگی هایت، شب های تنهایی، دلتنگ من هم می شوی؟
#روزبه_معین
کنار پنجره اتاقت می نشینی و بوسه بر سیگار می زنی
خوش به حال سیگارها
شنیده ام تنهایی به کافه می روی
خیابان ها را متر می کنی
بی دلیل می خندی
شنیده ام خواب هایت زمستانی شده اند
روزهایت کوتاه، موهایت کوتاه...
راستی، کنار همیشگی هایت، شب های تنهایی، دلتنگ من هم می شوی؟
#روزبه_معین
-خواب دیدم ما را
بُریدند و به کارخانه چوب بری بردند!
آن که عاشق بود پنجره شد،
آن که بیرحم، چوبه دار،
از من اما دری ساختند
برای گذشتن ...!
بُریدند و به کارخانه چوب بری بردند!
آن که عاشق بود پنجره شد،
آن که بیرحم، چوبه دار،
از من اما دری ساختند
برای گذشتن ...!
-وای خدا تو ببین
حال خراب چشاش
میشه گمراهم کنه
انگار سرابه چشاش....
حال خراب چشاش
میشه گمراهم کنه
انگار سرابه چشاش....
-كبريت زدم؛ تو براى اين
روشنايى محدود گريستى...
روشنايى محدود گريستى...
-بیا زبانهای زنده دنیا رو تقسیم کنیم. نصفشونو من یاد بگیرم نصفشونو تو. بعد عصرای تابستون لم بدم تو بغلت کتابای زبان اصلی بخونیم و واسه همدیگه ترجمه کنیم.
من برات از فلسفه آلمان بخونم، اسطورههای یونان بخونم، تو از اشعار وحشی و اروتیک عرب بگی برام
من برات از فلسفه آلمان بخونم، اسطورههای یونان بخونم، تو از اشعار وحشی و اروتیک عرب بگی برام
Harighe Sabz
Ebi
-بیا کنارم سروناز بی تاب 💛
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Ebi – Harighe Sabz
دلتنگی یعنی ابی .
فکر کنم وقتی اینو خونده داشته جون میداده از فرط دلتنگی و فراغ یار ...
تو پارت اولش فقط تمنا میکنه که معشوقش بیاد تا باهم زیر طاق مهتاب، غزل برقصن.
پارت دومش خیالپردازیه و معشوقش پیششه و داره دلبری میکنه و میخواد اون ماهی فراری رو بغل کنه.
پارت سومشم ابی داره فخر میفروشه به زمین زمان، به عطش عشق بی پایانی که به معشوقش داره .
کوروسشم که بینظیر و همه ی اینا کنار هم این آهنگو فوق العاده تر از هر چیزی میکنن.
اتمسفر فوق العاده و صدای محشر آقای صدا غرقت میکنن، اونقد غرق که نفهمی سه ساعته داره ریپیت میشه .
لعنتی....
"بگو بخوابن همه اهل دنیا
هنوز یه نیمه مونده از شب ما"
#محیکس 💛
فکر کنم وقتی اینو خونده داشته جون میداده از فرط دلتنگی و فراغ یار ...
تو پارت اولش فقط تمنا میکنه که معشوقش بیاد تا باهم زیر طاق مهتاب، غزل برقصن.
پارت دومش خیالپردازیه و معشوقش پیششه و داره دلبری میکنه و میخواد اون ماهی فراری رو بغل کنه.
پارت سومشم ابی داره فخر میفروشه به زمین زمان، به عطش عشق بی پایانی که به معشوقش داره .
کوروسشم که بینظیر و همه ی اینا کنار هم این آهنگو فوق العاده تر از هر چیزی میکنن.
اتمسفر فوق العاده و صدای محشر آقای صدا غرقت میکنن، اونقد غرق که نفهمی سه ساعته داره ریپیت میشه .
لعنتی....
"بگو بخوابن همه اهل دنیا
هنوز یه نیمه مونده از شب ما"
#محیکس 💛
كسی در من ديوانه شده!
ديوانه ای كه ميخواهد از پنجره آشپزخانه
به پرواز درايد!
ليوان چايش را در هوا خالی كند
از چيزهايی لذت ميبرد كه هيچكس نميبرد
نگه داری از اين ديوانه برايم سخت است
دست هايم را بسته ام ...
تا او شيشه ها را نشكند
پاهايم را بسته ام ...
تا او از لبه ب پرتگاه به راه رفتنش ادامه ندهد.
به دهانم چسب زده ام
تا او خواب ِشهر را بر هم نزند!
كسي در من ديوانه شده ...
من از او ميترسم !
#رسول_يونان
اسکی روی شیروانی ها
@deep_mo✨
ديوانه ای كه ميخواهد از پنجره آشپزخانه
به پرواز درايد!
ليوان چايش را در هوا خالی كند
از چيزهايی لذت ميبرد كه هيچكس نميبرد
نگه داری از اين ديوانه برايم سخت است
دست هايم را بسته ام ...
تا او شيشه ها را نشكند
پاهايم را بسته ام ...
تا او از لبه ب پرتگاه به راه رفتنش ادامه ندهد.
به دهانم چسب زده ام
تا او خواب ِشهر را بر هم نزند!
كسي در من ديوانه شده ...
من از او ميترسم !
#رسول_يونان
اسکی روی شیروانی ها
@deep_mo✨
💭
من بغضِ آخرِ شبِ تولدِ چهل سالگیتم...
بی حوصلگیت پشتِ ترافیک سنگین از پرحرفیایِ زنی که کنارت نشسته...
بی خوابیِ شبِ قبلِ ماهِ عسل و خستگیِ صبحِ فرداشم...
من اون لحظهایم که دلت یهو با پلی شدنِ یه آهنگِ آشنا هُررری میریزه
بند اومدنِ اون نفسِ راحتیام که داری وقتِ شونه کردنِ موهایِ فرخوردهیِ دخترت میکشی...
من مچاله شدن دخترت تو خودش از زورِ گریه و بالشتِ خیسشم
ولو شدنِ تنِ نحیفش تویِ تراس و اشکهاش تو اتوبوسهای خطی جلویِ چشمِ آدمهام...
بغضهای همسرت از دوست نداشته شدن و سیگارِ لایِ انگشتهایِ پسرتم
من طعمِ آشنایِ یه خورشت قرمه سبزیام که زهر میشه به کامت...
غمِ لحظهایم که از دور میبینی دارم کنارِ کسی که دوستم داره میخندم، خوشحالم...
نمِ اشکت از دوریِ دخترتم، وقتی داره به هوایِ کسی زودتر از موعد خونه رو ترک میکنه...
من چایِ عطریِ سرد شدهیِ یه عصرِ کسل کنندهام که تنها تو تراسِ خونت نشستی و تویِ خاطراتت دنبال یه دوست داشتن و دوست داشته شدنِ واقعی میگردی، یه لبخندِ آشنا، موهایِ فرخوردهای که انگشتاتُ لایِ پیچهاش جا گذاشتی....
"وضعِ ریههات خرابه" و غدقن شدنِ سیگارتم...
من تنهاییتم تو بیمارستان وقتی داری نفسهایِ آخرو میکشی...
من میـرم اما نمیــرم...
از کنارت میرم اما تو یادت، تو تک تکِ لحظه هایِ عمرت
حسرتِ بودنمُ جــا میذارم....
💙🔍
| #فاطمه_صابری_نيا |
@Deep_Mo✨
من بغضِ آخرِ شبِ تولدِ چهل سالگیتم...
بی حوصلگیت پشتِ ترافیک سنگین از پرحرفیایِ زنی که کنارت نشسته...
بی خوابیِ شبِ قبلِ ماهِ عسل و خستگیِ صبحِ فرداشم...
من اون لحظهایم که دلت یهو با پلی شدنِ یه آهنگِ آشنا هُررری میریزه
بند اومدنِ اون نفسِ راحتیام که داری وقتِ شونه کردنِ موهایِ فرخوردهیِ دخترت میکشی...
من مچاله شدن دخترت تو خودش از زورِ گریه و بالشتِ خیسشم
ولو شدنِ تنِ نحیفش تویِ تراس و اشکهاش تو اتوبوسهای خطی جلویِ چشمِ آدمهام...
بغضهای همسرت از دوست نداشته شدن و سیگارِ لایِ انگشتهایِ پسرتم
من طعمِ آشنایِ یه خورشت قرمه سبزیام که زهر میشه به کامت...
غمِ لحظهایم که از دور میبینی دارم کنارِ کسی که دوستم داره میخندم، خوشحالم...
نمِ اشکت از دوریِ دخترتم، وقتی داره به هوایِ کسی زودتر از موعد خونه رو ترک میکنه...
من چایِ عطریِ سرد شدهیِ یه عصرِ کسل کنندهام که تنها تو تراسِ خونت نشستی و تویِ خاطراتت دنبال یه دوست داشتن و دوست داشته شدنِ واقعی میگردی، یه لبخندِ آشنا، موهایِ فرخوردهای که انگشتاتُ لایِ پیچهاش جا گذاشتی....
"وضعِ ریههات خرابه" و غدقن شدنِ سیگارتم...
من تنهاییتم تو بیمارستان وقتی داری نفسهایِ آخرو میکشی...
من میـرم اما نمیــرم...
از کنارت میرم اما تو یادت، تو تک تکِ لحظه هایِ عمرت
حسرتِ بودنمُ جــا میذارم....
💙🔍
| #فاطمه_صابری_نيا |
@Deep_Mo✨
تو که نمی دانی !
اما آدمی به نقطهای می رسد که پی می بَرد قرار نیست هیچ اتفاق تازه ای رخ دهد !
اما ...
صبر می کند
صبر می کند
صبر ...
#پوریا_نبی_پور
@Deep_Mo✨
اما آدمی به نقطهای می رسد که پی می بَرد قرار نیست هیچ اتفاق تازه ای رخ دهد !
اما ...
صبر می کند
صبر می کند
صبر ...
#پوریا_نبی_پور
@Deep_Mo✨