نشست تو ماشین..
دستاش می لرزید..
بخاری رو روشن کردم،
گفت:
ابراهیم ! ماشین تو بوی دریا میده...
گفتم:
ماهی خریده بودم!
گفت:
ماهی مرده که بوی دریا نمیده!
گفتم:
هر چیزی موقع مرگ بوی اونجایی رو میده که دلتنگـش میشده...
گفت:
مـن بمیـرم ، بوی تـورو میدم؟؟
#سیامک_نقی_زاده
دستاش می لرزید..
بخاری رو روشن کردم،
گفت:
ابراهیم ! ماشین تو بوی دریا میده...
گفتم:
ماهی خریده بودم!
گفت:
ماهی مرده که بوی دریا نمیده!
گفتم:
هر چیزی موقع مرگ بوی اونجایی رو میده که دلتنگـش میشده...
گفت:
مـن بمیـرم ، بوی تـورو میدم؟؟
#سیامک_نقی_زاده
وقتی میگم «دلَم برات تنگ شده»، دارم در موردِ الان صحبت میکنم . نه یه لحظه قبل، نه یه لحظه بَعد . اینکه دلتنگیم رو به زَبون میارم یعنی انقدر دوریت رو تویِ خودم ریختم که از نبودنت لَبریز شدم . برایِ من دلتنگی یعنی همین الان . یعنی اگه امروز برایِ دیدنت به هر دَری میزنم معنیش این نیست که هروقت یادَم افتادی از دیدنِت همینقدر خوشحال میشم . شاید اون روز خیلی دیر شده باشه . این روزا میگذره، من تَنهاییم رو با یه تَنهایی بزرگتر عوض میکنم، اما تا ابَد دلتنگ نمیمونم . آدم به همهچی عادَت میکنه . حتی به تنهاییش، حتی به دلتنگیش .
#پویا_جمشیدی
#پویا_جمشیدی
تو...نه دوری،
تا انتظارت کشم...
و نه نزدیکی،
تا ديدارت كنم...
و نه از آن منی،
تا قلبم آرام گیرد
و نه من....محروم از توام...!
تا فراموشت کنم
تو در میانهی همه چیزی ...
تا انتظارت کشم...
و نه نزدیکی،
تا ديدارت كنم...
و نه از آن منی،
تا قلبم آرام گیرد
و نه من....محروم از توام...!
تا فراموشت کنم
تو در میانهی همه چیزی ...
-به یک بنّای زبردست جهت بازسازی سقف خراب شدهی آرزوها نیازمندیم....
- گفت وقتی گرمای دستشو حس کرده باشی ، تو بغلش آروم شده باشی میفهمی که دوری فقط دلتنگی میاره و دلتنگی هم بهونه گیرت میکنه.....
روزی که نوشتی
زندگی یعنی "من _ تو" ،
به اندازه ی آن خطِ باریک و کوچک
دلتنگت شدم ؛
و امروز
آن خط باریک
به اندازه ی خط کشی خیابان هاییست
که از تو دور شده ام ...
#محمود_دولت_آبادی
زندگی یعنی "من _ تو" ،
به اندازه ی آن خطِ باریک و کوچک
دلتنگت شدم ؛
و امروز
آن خط باریک
به اندازه ی خط کشی خیابان هاییست
که از تو دور شده ام ...
#محمود_دولت_آبادی
وقتی میمونی و به هر قیمتی ادامه میدی، یعنی حتی خودت هم برای خودت مهم نیستی.
گاهی برای عزیز موندن، باید بری، باید کمرنگ بشی، باید نباشی تا جای خالیت حس بشه. هرگز کسی برای آدمی که تکراری شده احساس دلتنگی نمیکنه.
#پویا_جمشیدی
گاهی برای عزیز موندن، باید بری، باید کمرنگ بشی، باید نباشی تا جای خالیت حس بشه. هرگز کسی برای آدمی که تکراری شده احساس دلتنگی نمیکنه.
#پویا_جمشیدی
تازگیا فهمیدم دوس داشتنی ترین آدمای زندگیم همشون توی یه حرف "الف" تو آخر اسمشون مشترکن.
الفی که نشون دهنده ی اولینام و بهترینام بوده.
هیچ وقت فکر نمیکردم اینقد حسود بشم که به یه حرفه لعنتی تو آخر اسمتم حسودیم بشه.
#محیکس
الفی که نشون دهنده ی اولینام و بهترینام بوده.
هیچ وقت فکر نمیکردم اینقد حسود بشم که به یه حرفه لعنتی تو آخر اسمتم حسودیم بشه.
#محیکس
بگذار
به تو فکر کنم
و دلتنگت باشم
به خاطر تو گریه کنم و بخندم
و فاصلهی وهم و یقین را بردارم...
#نزار_قبانی
به تو فکر کنم
و دلتنگت باشم
به خاطر تو گریه کنم و بخندم
و فاصلهی وهم و یقین را بردارم...
#نزار_قبانی
-گفت پیام دادن آدما اولش از روی ذوقه، بعدش میشه دلتنگی، بعدش میشه عادت، آخرشم میشه از ترس تنهایی، یعنی میخوام بگم از این ترس تنهایی بتونی بگذری، دیگه همه چی درست میشه....
-گفت شبی که با دلتنگیش تموم بشه اگر با صبحی بی بغل کردنش شروع بشه، چه فایده خب، و چقدر توی بی فایدهترین روزامون گیر کردیم....
زندگی از دروغ تا سوگند ،خسته از زیر و روی رو در رو
زیر صورت هزارها صورت
خسته از چهره های تو در تو
بی گناه از شکنجه ها زخمی
پشت هم ،اتهام ها خوردن
هق هق از درد و الکن از گفتن
انتهای کلام را خوردن
غرقه در موج های پیش آمد
گوشه ی گوش های دور از من
پشت سکان خدا نشست اما
باز هم ناخدا پرستیدن
دل به دریای هر چه باداباد قایقم را به بادها دادم
ناگزیز ار گریز از ماندن
توی شیب مسیر افتادن
بادبان پاره عرشه بی سکان
قایقم رفت و قبل ساحل مرد
پیکرش داشت وقت جان کندن
روی گِل ها تلو تلو می خورد
دستم از هرچه هست کوتاه است
از جهان قایقی به گِل دارم
بشنو ای شاه گوش ماهی ها
دل اگر نیست درد و دل دارم..
چشم واکردم از تو بنویسم
لای در باز و باد می آمد
از مسیری که رفته بودی داشت
موجی از انجماد می آمد
«علیرضا آذر»
زیر صورت هزارها صورت
خسته از چهره های تو در تو
بی گناه از شکنجه ها زخمی
پشت هم ،اتهام ها خوردن
هق هق از درد و الکن از گفتن
انتهای کلام را خوردن
غرقه در موج های پیش آمد
گوشه ی گوش های دور از من
پشت سکان خدا نشست اما
باز هم ناخدا پرستیدن
دل به دریای هر چه باداباد قایقم را به بادها دادم
ناگزیز ار گریز از ماندن
توی شیب مسیر افتادن
بادبان پاره عرشه بی سکان
قایقم رفت و قبل ساحل مرد
پیکرش داشت وقت جان کندن
روی گِل ها تلو تلو می خورد
دستم از هرچه هست کوتاه است
از جهان قایقی به گِل دارم
بشنو ای شاه گوش ماهی ها
دل اگر نیست درد و دل دارم..
چشم واکردم از تو بنویسم
لای در باز و باد می آمد
از مسیری که رفته بودی داشت
موجی از انجماد می آمد
«علیرضا آذر»
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
کامل کنین: گفتم که ماهِ من شو " گفتا...." @Mohix @Mohix
گفتم که ماهِ من شو "
گفتا مگر هست جز تو ماه دیگری!"
گفتا مگر هست جز تو ماه دیگری!"
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
کامل کنین: گفتم که ماهِ من شو " گفتا...." @Mohix @Mohix
گفتم که ماهِ من شو
گفتا دلم نخواهد
گفتا دلم نخواهد
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
کامل کنین: گفتم که ماهِ من شو " گفتا...." @Mohix @Mohix
گفتم که ماه من شو
گفت باشه ولی نود نمیدم
گفت باشه ولی نود نمیدم
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
کامل کنین: گفتم که ماهِ من شو " گفتا...." @Mohix @Mohix
گفتم که ماه من شو
گفتا هر چه سریعتر گمشو
گفتا هر چه سریعتر گمشو
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
گفتم که ماه من شو گفتا هر چه سریعتر گمشو
گفتم که ماه من شو
گفتا به نرخ رب و پنیر و میگو
پ.ن: مصرع بعدیشم خودشون سراییدن🤦♂😅
گفتا به نرخ رب و پنیر و میگو
پ.ن: مصرع بعدیشم خودشون سراییدن🤦♂😅