آقا اجازه؟
آقا اگه بچه همسایه موهامونو بکشه ما هم موهاشو میکشیم که تلافی شه!
ولی وقتی اصلا نگاهمون نکنه چی؟
چجوری تلافی کنیم نگاه نکردنو آقا؟
آقا اگه بچه همسایه موهامونو بکشه ما هم موهاشو میکشیم که تلافی شه!
ولی وقتی اصلا نگاهمون نکنه چی؟
چجوری تلافی کنیم نگاه نکردنو آقا؟
مرا
دست خودم نسپار
خیالم راحت میشود
میروم یک گوشه کز میکنم
خاطراتت را میریزم دورم
هی دورت میگردم
هی دورت میگردم
بعد از این سرگیجه عاشق میشوم
میایم سراغت
میگویم دوستت دارم
میگویی من هم
بعد تنهایم میگذاری و روز از نو روزی از نو!
مرا دست خودم نسپار
برای خودت میگویم!
#حامد_نیازی
دست خودم نسپار
خیالم راحت میشود
میروم یک گوشه کز میکنم
خاطراتت را میریزم دورم
هی دورت میگردم
هی دورت میگردم
بعد از این سرگیجه عاشق میشوم
میایم سراغت
میگویم دوستت دارم
میگویی من هم
بعد تنهایم میگذاری و روز از نو روزی از نو!
مرا دست خودم نسپار
برای خودت میگویم!
#حامد_نیازی
_عمقش زیاد بود...اما زمانش کم
حسرت بو کشیدن موهای بارون خوردت موند تو دلم
.
+هنوز همه ی چتامونو دارم
سرِ همون ساعتی که هر شب زنگ میزدی
مثل معتادی میشم که مواد بهش نرسیده،
کلافس، دست و دلش میلرزه....
میرم تو اتاق
موسیقیِ مورد علاقتو پِلی میکنم
هی تکرار میشه
شروع میکنم از اون بالایِ بالا خوندن حرفامون
از اونجایی که با فعل جمع حرف میزدیم
از اونجایی که با اسمِ فامیلی همدیگه رو صدا میکردیم
میام پایین
یکم لحنمون خودمونی تر شده
میام پایین
تایم حرف زدنمون بیشتر شده
میام پایین
توی همه ی ساعتای روز از هم خبر میگیریم
میام پایین
از قیافه ی جمله معلومه با کلی خجالت به آخر حرفامون یه عزیزم اضافه کردیم
میام پایین
شروعِ شعر و حرفایی که داره حالمونو لو میده
میام پایین...
.
_چرا ساکت شدی؟؟
لو میدیم دلمون رفته واسه هم
میگم مطمئنی؟
میگی مطمئنم
میگم ببینیم همدیگه رو
سرِ ساعت پنج
همون جایی که اولین بار دیدیم همو
.
+اما اون قرار فرق داشت
روم نمیشد نگات کنم
دستام یخ کرده بود
_دستتو گرفتم
گفتم آروم باش
نمیخواد هیچی بگی
من دارم با چشمات حرف میزنم
.
+میام پایین
یه میم به آخرِ اسمم اضافه شده
میخونم
میخونم
به یه حرفایی که میرسم از ذوق چشمامو میبندم
میخونم
شب از نیمه گذشته
آهنگ داره تکرار میشه
.
_میای پایین تر
حالمون خوبه
میای پایین تر
میفهمی قلبم تو دستاته
میفهمی نفسم تو مشتته
میفهمی ....
لحنت عوض میشه
میای پایین تر
میخوای بری
داره باورم نمیشه
دارم جون میدم
خواهش میکنم
قَسَمِت میدم
باورم نمیشه
آخه گفته بودی مطمئنم...نگفته بودی؟
چرا گفته بودی!
.
+گفته بودم
.
_پاک کن
هر چی که بودو دیلیت کن
حرفام...عکسام...خودم
لااقل با آدمی که الان تو زندگیته نصفه و نیمه نباش
.
+کارم شده مقایسه کردن
تو یه طرفی
آدمایی میان تو زندگیم یه طرف
.
_پاشو برو
میخواد بارون بگیره
موهات خیس میشه...!
ببخشید...حواسم نبود....اینجا منتظرِ کسی بودی...
.
+نگفتی تو اینجا چیکار میکردی؟
.
_من هر هفته میام
سرِ ساعت پنج...منتظرِ خودم میمونم...هیچ وقتم پیدام نمیشه...هیچ وقتم خودمو پیدا نمیکنم...به خودم نمیام...بعد میذارم میرم
الانم باید برم
داره بارون میگیره
طاقته هوایِ بارونی رو ندارم
باید زودتر برم..باید برم
.
+ساعتتو جا گذاشتی
شال گردنت.
.
_ساعتم باشه پیشِ تو...به دردِ من نمیخوره، فصلا عوض میشه، آدما عوض میشن ، سنم داره میره بالا اما دارم میبینم زمان خیلی وقته وایساده
ساعتم باشه پیشِ تو
اما شال گردنمو بده
دو ساله نَشُستَمِش،، عطرت میپره.
#علی_سلطانی
حسرت بو کشیدن موهای بارون خوردت موند تو دلم
.
+هنوز همه ی چتامونو دارم
سرِ همون ساعتی که هر شب زنگ میزدی
مثل معتادی میشم که مواد بهش نرسیده،
کلافس، دست و دلش میلرزه....
میرم تو اتاق
موسیقیِ مورد علاقتو پِلی میکنم
هی تکرار میشه
شروع میکنم از اون بالایِ بالا خوندن حرفامون
از اونجایی که با فعل جمع حرف میزدیم
از اونجایی که با اسمِ فامیلی همدیگه رو صدا میکردیم
میام پایین
یکم لحنمون خودمونی تر شده
میام پایین
تایم حرف زدنمون بیشتر شده
میام پایین
توی همه ی ساعتای روز از هم خبر میگیریم
میام پایین
از قیافه ی جمله معلومه با کلی خجالت به آخر حرفامون یه عزیزم اضافه کردیم
میام پایین
شروعِ شعر و حرفایی که داره حالمونو لو میده
میام پایین...
.
_چرا ساکت شدی؟؟
لو میدیم دلمون رفته واسه هم
میگم مطمئنی؟
میگی مطمئنم
میگم ببینیم همدیگه رو
سرِ ساعت پنج
همون جایی که اولین بار دیدیم همو
.
+اما اون قرار فرق داشت
روم نمیشد نگات کنم
دستام یخ کرده بود
_دستتو گرفتم
گفتم آروم باش
نمیخواد هیچی بگی
من دارم با چشمات حرف میزنم
.
+میام پایین
یه میم به آخرِ اسمم اضافه شده
میخونم
میخونم
به یه حرفایی که میرسم از ذوق چشمامو میبندم
میخونم
شب از نیمه گذشته
آهنگ داره تکرار میشه
.
_میای پایین تر
حالمون خوبه
میای پایین تر
میفهمی قلبم تو دستاته
میفهمی نفسم تو مشتته
میفهمی ....
لحنت عوض میشه
میای پایین تر
میخوای بری
داره باورم نمیشه
دارم جون میدم
خواهش میکنم
قَسَمِت میدم
باورم نمیشه
آخه گفته بودی مطمئنم...نگفته بودی؟
چرا گفته بودی!
.
+گفته بودم
.
_پاک کن
هر چی که بودو دیلیت کن
حرفام...عکسام...خودم
لااقل با آدمی که الان تو زندگیته نصفه و نیمه نباش
.
+کارم شده مقایسه کردن
تو یه طرفی
آدمایی میان تو زندگیم یه طرف
.
_پاشو برو
میخواد بارون بگیره
موهات خیس میشه...!
ببخشید...حواسم نبود....اینجا منتظرِ کسی بودی...
.
+نگفتی تو اینجا چیکار میکردی؟
.
_من هر هفته میام
سرِ ساعت پنج...منتظرِ خودم میمونم...هیچ وقتم پیدام نمیشه...هیچ وقتم خودمو پیدا نمیکنم...به خودم نمیام...بعد میذارم میرم
الانم باید برم
داره بارون میگیره
طاقته هوایِ بارونی رو ندارم
باید زودتر برم..باید برم
.
+ساعتتو جا گذاشتی
شال گردنت.
.
_ساعتم باشه پیشِ تو...به دردِ من نمیخوره، فصلا عوض میشه، آدما عوض میشن ، سنم داره میره بالا اما دارم میبینم زمان خیلی وقته وایساده
ساعتم باشه پیشِ تو
اما شال گردنمو بده
دو ساله نَشُستَمِش،، عطرت میپره.
#علی_سلطانی
نه غزل گفتن مي دانم ،
و نه بافتن موهايم را!
ببخش كه معشوق دلبري نيستم.
ولي،
'دوستت دارم '
شعرهايم هم مثل موهايم كوتاهست..
#موناپرستش
و نه بافتن موهايم را!
ببخش كه معشوق دلبري نيستم.
ولي،
'دوستت دارم '
شعرهايم هم مثل موهايم كوتاهست..
#موناپرستش
خودم را برداشتم و تکاندم !
همه چیز را هم که بشود به باد داد،
غبار دلتنگی ات
به خورد جانم رفته ....
#معصومه_صابر
همه چیز را هم که بشود به باد داد،
غبار دلتنگی ات
به خورد جانم رفته ....
#معصومه_صابر
وقتي ندارَمَت،
وقتي نميتوانم،
روبرويَت قهوه بنوشم...
كافه ها،
بودنشان به چه درد ميخورد...؟
#علي_قاضي_نظام
وقتي نميتوانم،
روبرويَت قهوه بنوشم...
كافه ها،
بودنشان به چه درد ميخورد...؟
#علي_قاضي_نظام
مگر می توانم فراموشت کنم اصلاً؟
تو را از سرِ راه نیاورده ام که
همینطوری
دستی دستی
دیگر عاشقت نباشم...
نا سلامتی
تو
لعنتی جانِ رفته ی منی:)
که
همینجوری
بی تفاوت
لم داده ای
وسط شعرهایم و
عین خیالت هم نیست
که باید برگردی...
#نسترن_علیخانی
تو را از سرِ راه نیاورده ام که
همینطوری
دستی دستی
دیگر عاشقت نباشم...
نا سلامتی
تو
لعنتی جانِ رفته ی منی:)
که
همینجوری
بی تفاوت
لم داده ای
وسط شعرهایم و
عین خیالت هم نیست
که باید برگردی...
#نسترن_علیخانی
دلم بهانهء تو را دارد
تو می دانی بهانه چیست؟!
بهانه همان است که
شب ها
خواب از چشم من می دزدد...!
#عباس_معروفی
تو می دانی بهانه چیست؟!
بهانه همان است که
شب ها
خواب از چشم من می دزدد...!
#عباس_معروفی
تا بحال برايتان پيش آمده؟؛
غذايي كه خيلى دوست داريد
از دستتان رها شود و پخش زمين...
آنوقت نميدانيد برداريد
و نوشِ جان كنيد
و عواقبش را به جان بخريد يا بگذاريد زمين بماند تا سهمِ حيوانات شود!
برگشت به يك رابطه ى تمام شده
مثل همين ميماند
هيچوقت
هيچ چيز
مثلِ اول نميشود!
#علی_قاضی_نظام
غذايي كه خيلى دوست داريد
از دستتان رها شود و پخش زمين...
آنوقت نميدانيد برداريد
و نوشِ جان كنيد
و عواقبش را به جان بخريد يا بگذاريد زمين بماند تا سهمِ حيوانات شود!
برگشت به يك رابطه ى تمام شده
مثل همين ميماند
هيچوقت
هيچ چيز
مثلِ اول نميشود!
#علی_قاضی_نظام
كمي مثل او بخند، كمي فقط..
مثل او بيا ،پر از دلهره،پراز سكوت..
مثل او، مردد و مبهوت،،مثل او بمان
مثل او فقط همين ترانه را،
فقط همين ترانه را، مثل او بخوان
مثل او كه بلد بود رمز خنده هاي مرا
به روز تازه ي من،لحظه هاي عجيب بده
دلم گرفته از اين راه هاي دور، جاده هاي غريب
دلم گرفته،كمي مثل او بخند..
#موناپرستش
مثل او بيا ،پر از دلهره،پراز سكوت..
مثل او، مردد و مبهوت،،مثل او بمان
مثل او فقط همين ترانه را،
فقط همين ترانه را، مثل او بخوان
مثل او كه بلد بود رمز خنده هاي مرا
به روز تازه ي من،لحظه هاي عجيب بده
دلم گرفته از اين راه هاي دور، جاده هاي غريب
دلم گرفته،كمي مثل او بخند..
#موناپرستش
غلط کردی عاشق شدی لعنتی...
غلط کردی پردرو پس زدی
یه رویا ازت تو سرم داشتم
غلط کردی به رویاهام دست زدی!!!
غلط کردی پردرو پس زدی
یه رویا ازت تو سرم داشتم
غلط کردی به رویاهام دست زدی!!!
نگرانی عضو جدانشدنی عشقه !
نمی بینیش
بازم نگرانی
میبینیش
بازم نگرانی
حالش خوبه
بازم نگرانی
تو چشمای روشنش نگاه میکنی
بازم نگرانی
دروغ میگه خوب میفهمی
بازم نگرانی
واسه همیشه میری
واسه همیشه میره
ولی بازم نگرانی.... :))
#مهسا_امینی
نمی بینیش
بازم نگرانی
میبینیش
بازم نگرانی
حالش خوبه
بازم نگرانی
تو چشمای روشنش نگاه میکنی
بازم نگرانی
دروغ میگه خوب میفهمی
بازم نگرانی
واسه همیشه میری
واسه همیشه میره
ولی بازم نگرانی.... :))
#مهسا_امینی
پنجشنبه ها
دلها، حرفِ خصوصي مي خواهند
حرفي بيشتر از
يك احوالپرسيِ ساده
گناهي ندارند
مي دانند فردا جمعه است.
#فريد_صارمی
دلها، حرفِ خصوصي مي خواهند
حرفي بيشتر از
يك احوالپرسيِ ساده
گناهي ندارند
مي دانند فردا جمعه است.
#فريد_صارمی
نمی بخشمت
اگر
یکی از موهایت
بیشتر از من سفید شود
بیا به اندازه ی هم پیر شویم
راستش را بخواهی:)
من هنوز از مرگ می ترسم
و فکر میکنم با هم مردن
تنها راهیست
که ترس آدمی
از مرگ را فرو می ریزد .
#رویا_شاه_حسین_زاده
اگر
یکی از موهایت
بیشتر از من سفید شود
بیا به اندازه ی هم پیر شویم
راستش را بخواهی:)
من هنوز از مرگ می ترسم
و فکر میکنم با هم مردن
تنها راهیست
که ترس آدمی
از مرگ را فرو می ریزد .
#رویا_شاه_حسین_زاده