۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
-بچه ها از این به بعد خیالایی که تو ذهنتون میگذره رو با هشتگ خیال بفرستین واسم. میزارم اینجا همه ببینن.

#خیال
-دلم اندکی باران با عطر یار خواست....
#نیازمندیها
-اين روزا زندگيم خيلي شبيه چندلره ، چندلر قبل از مانيكا
البته كار ثابت ندارم و يك هم خونه مثل جوئي هم ندارم و همينه كه بدترش كرده.
هميشه يه نفر هست كه شنيدن صداش، مثل گوش دادن به يه آهنگ، می‌تونه آرومت كنه. شايد هيچ‌وقت نفهمه چقدر دوستش داری، شايد هيچ‌وقت نفهمی چقدر دوستش داری، اما هيچ‌كدوم از اين «هيچ‌وقتا» مهم نيست. مهم اينه كه يه نفر باشه تا بهش بگی: «از اينجايی‌ كه الان هستم، آخرتری وجود نداره. باهام حرف بزن، می‌خوام به زندگی برگردم».

#پویا_جمشیدی
-وقتی میخوایین سراغشو بگیرین مثل بافقی بپرسین :
"باعث خوشحالی جان غمین من کجاست..؟"
ماهی های رود کنار خونه من
خیلی وقته مردن...
پرنده های روی درخت کنار رود خیلی وقته بالشون شکسته...
هوای اطراف خونه من خیلی وقته سمی شده...
خیلی وقته کسی از اینجا رد نشده...
خیلی وقته هیچ گوسفندی از علف های توی سایه ی دیوار خونه من تغذیه نکردن...
خیلی وقته مورچه ها ب خواب زمستونی رفتن...
خیلی وقته گرد و خاک روی شیشه پنجره پاک نشده...
خیلی وقته چراغ سقف خونه من روشن نشده...
خیلی وقته کسی شیر دوش حموم رو باز نکرده...
خیلی وقته کسی شعله اجاق منو تنظیم نکرده...
خیلی وقته بوی زندگی اینجا نپیچیده...
خیلی وقته صاحب این خونه کوچ کرده....
خیلی وقته ک خیلی وقته...
#samitext
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ pinned «میکُشد مرا، هزار توی افکار سیاهی که دور تا دور مغزم را احاطه کرده است. و تو آن باریکه یِ نورِ طلوعِ خورشیدی که از انتهایِ سیاهیِ بی کران میتابی بر پیکرِ بی جانم. طلوع کن ای خورشید مهربانی ای آکنده از آفتاب و روشنی ای فروغ بخش آمال و افکارم. #محیکس»
-یه نصف شب یهو وقتی همه فکرمو درگیر خودش کرده پیام بده بگه الکی گفتم میرم دیوونه، مگه من میتونم تو رو بزارم و برم مگه میتونم تو رو دیگه نبینم

#خیال
#شما_فرستادین
-اومد که زندگیمو هول بده تو نور....
ویرانه‌ام....
[با خیالت]

#محیکس
داشتم یه ریز غر میزدم وعین خیالش نبود
همینجور میگفتم و میگفتم...
وقتی میگم خُله، خنگِ خداست بیراه نمیگم
دهنم کف کرد و دریغ از یه قربون صدقه که بند بیاره این سیلِ غر زدنایِ منو
هنوز بعدِ یه قرن رگِ خوابم دستش نیست که با یه قربون صدقه، یه ماچِ محکمِ آبدار، یه بغلِ سفت چارپایِ دراز گوش میشه این دلِ الاغِ من....
داشت غر غرام به جاهایِ باریک و فحشایِ رکیک میرسید
دست کشید رو ترقوه امُ چشماشو بست و یه لبخند کوچولویِ دلبر زد
حرصم گرفت از اینهمه بی خیالیش...
سرشُ چسبوند به گوشمُ گفت: شکر میونِ غرغراتون عیال، این برآمدگیِ استخونِ زیرِ گلوتون، عشق ترین پَستی بلندیِ زندگیِ منه...
ما هیچ ما فشرده شدن در آغوشش...

#فاطمه_صابری_نیا
آروم آرومی
ولی نبضت سریع میزنه
حسادت میکنی ب احمق بودنت
میخندی ب سرنوشت مبهمت
توو اتاقتی پر از دود
با ذهنی آشوب
درگیر میشی با عقایدی ک هرروز تغییر میکنن
ناخن پشت پوستت میکنی ,,
پوستت رو از تنت میکنی و توو آفتاب آویزون میکنی
لباست رو تنت میکنی
توی جنگل خدا قدم میزنی
و با نگاه دیگری درخت ها را قطع میکنی
و باز هم راکد میشوی
و باز هم مکث میکنی
و باز هم "خسته میشوی"
هرچقدر هم ک دیوانه وار, غزل بگویی و هرچقدر هم ک متفکرانه روز مرگت را حساب کنی
باز هم خسته میشوی
چون زندگی خسته کننده است
#samitext
یه غروبی ،طلوعی، بعدازظهر جمعه ای، هوای بارون زده ی غم گرفته ای...
یاد ما بیفته و بخواد دو کلوم باهامون حرف بزنه

#خیال
#شما_فرستادین
-ما غرق شدیم
از بس که اتاق دریا شده بود
-نزدیکترین آدم به تو کسیه که از دورترین فاصله به فکرته....
‏" موهایت "
باید بلند باشد .
قد همه خیابانهای شهر
قد تمام رودهای
روی زمین ..
قد "فاصله" من تا "آرزوهایم" !!
جلال ال احمد وقتی از سیمین دانشور دور بوده براش نوشته با هرکی حرف میزنم حلقه‌ام را به رخش میکشم تا از ازدواجم بپرسد و من حرف تو را پیش بکشم....
داشتم به صدات گوش می‌دادم‌‌‌...
حواسم به حرفات نبود :)

#پرسه_در_مه
فکر میکردم خیال فقط ماله منه....
چه توهم خیال برانگیز دوس داشتنیی...

#محیکس