- بی تو خسته است ز جانم تن و جانم ز تنم
خسته ام من هم از این بار گرانی که منم
چه کنم دل چو هوای تو کند شب همه شب
سر اگر بی تو به دیوار غریبی نزنم ؟
خسته ام من هم از این بار گرانی که منم
چه کنم دل چو هوای تو کند شب همه شب
سر اگر بی تو به دیوار غریبی نزنم ؟
آینهات دانی چرا غماز نیست؟
- بله.
دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند؟
- بله.
گمشو بابا...
- بله.
دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند؟
- بله.
گمشو بابا...
- اونجا که شجریان میگه "شب از هجوم خیالت نمیرد خوابم..."
هميشه طبیعت ،روی بالاترین سکو
شاهد دگرگونی جزیئات بوده و تا الان هزارها بار توو گوش آدما زمزمه کرده ک "زمین میراث اجدادیشه"
این همون تهدیدیه ک میتونه ثابت کنه نیاز نیس ما آدما واسه دوست داشتنامون سیاست ب خرج بدیم...
#samitext
شاهد دگرگونی جزیئات بوده و تا الان هزارها بار توو گوش آدما زمزمه کرده ک "زمین میراث اجدادیشه"
این همون تهدیدیه ک میتونه ثابت کنه نیاز نیس ما آدما واسه دوست داشتنامون سیاست ب خرج بدیم...
#samitext
دیوار ها همیشه ناجی میخ و قاب عکس بوده اند
و کافیست لب تر کنند تا خاطرات را عریان سازند
من همان دیوارم ک میخکوب خاطرات شده
و کافیست لب تر کنند تا خاطرات را عریان سازند
من همان دیوارم ک میخکوب خاطرات شده
Forwarded from HollyWeed (Haniyeh)
کاش میشد یه سری آدمها رو پاره کنیم و باشون آدمهایی که دوست داریم رو دولایه کنیم که دیرتر خراب شن
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
- اميدوارَم قلبَم، بى آنكه بشكَند
تاب بياورد .
تاب بياورد .
You fall in love with the most unexpected person at the most unexpected time.
تو عاشق غیرمنتظره ترین شخص در غیرمنتظره ترین زمان میشی.
تو عاشق غیرمنتظره ترین شخص در غیرمنتظره ترین زمان میشی.
- دوست داشته شدن از سوی کسی که دوستش می داری
آن حس و حالتی است که در واژه ی عام و عادی خوشبختی نمی گنجد ...
#محموددولتآبادی
آن حس و حالتی است که در واژه ی عام و عادی خوشبختی نمی گنجد ...
#محموددولتآبادی
- اگه دوسم داشته باشی و به هر دلیل مسخرهای که فکر میکنی واسه خودت منطقیه، کاری میکنی که حس کنم علاقهم یه طرفس، هیچوقت نمیبخشمت.
+ [بدون تامل] باشه.
#محیکس
(لابد مطمئن بود دیگه)
+ [بدون تامل] باشه.
#محیکس
(لابد مطمئن بود دیگه)
-پلک بستی که تماشا به تمنا برسد
پلک بگشا که تمنا به تماشا برسد
چشم کنعان نگران است خدایا مگذار
بوی پیراهن یوسف به زلیخا برسد
ترسم این نیست که او با لب خندان برود
ترسم این است که او روز مبادا برسد
عقل میگفت که سهم من و تو دلتنگی است
عشق فرمود: نباید به مساوا برسد!
گفته بودم که تو را دوست ندارم دیگر
درد آنجا که عمیق است به حاشا برسد
پلک بگشا که تمنا به تماشا برسد
چشم کنعان نگران است خدایا مگذار
بوی پیراهن یوسف به زلیخا برسد
ترسم این نیست که او با لب خندان برود
ترسم این است که او روز مبادا برسد
عقل میگفت که سهم من و تو دلتنگی است
عشق فرمود: نباید به مساوا برسد!
گفته بودم که تو را دوست ندارم دیگر
درد آنجا که عمیق است به حاشا برسد