من فقط دلم می خواست توی تاریکی در بغلش بخوابم و به صدای بارون گوش بدم. الان هردومون داریم بارون به این خوبی رو تلف میکنیم.
خداحافظ گاری کوپر
خداحافظ گاری کوپر
Mephistopheles
Animal Kingdom
-Colors started bleeding from the palette of his dreams...
-حسای خوبی که یه دفعه تموم میشن، به مراتب از حسهای بدی که آدم داردشون، حس خیلی بدتری برای آدم دارن، که انگار یه دفعه یه خالی بزرگ توی آدم درست میشه که هرچی میخوای پرش کنی، پر نمیشه دیگه، که هرچی توش آهنگ و فیلم و کتاب و لبخندای الکی و دلخوشیهای بیخودی بریزی، بازم خیلی که پرش بکنن، فقط همون ته مههاشو میگیره و بقیهش خالی میمونه و آدم هی از بالاش میوفته توش و همینکه میاد برسه به آخرش، چشماش رو میبنده و هرچی صبر میکنه، اتفاقی نمیوفته و همینکه چشماش رو باز میکنه، برگشته سرجای اولش و دوباره داره از بالاش میوفته توش و اونجاس که باز کردن دوبارهی چشمات میشه سختترین کار دنیا و داشتن دلهرهی دائمی با چشمای بسته رو ترجیح میدی بهش و کورمال کورمال ادامه میدی فقط، تا شاید برسی به یه جایی و خوب میدونی که، رسیدنی در کار نیست...
منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست
شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست
شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست