۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
حکایت می آورند که «حق تعالی می فرماید که "ای بنده من حاجتِ تو را در حالت دعا و ناله زود بر آوردمی اما آوازه ناله ی تو مرا خوش می آید. در اجابت جهت آن تأخیر می افتد تا بسیار بنالی که آواز و ناله تو مرا خوش می آید"».

#مولانا
«چشمان» تو را دوست دارم، ای یار
آن «شگفتی تابان» آتش وار را
هنگامی که به ناگاه «پلک» می گشایی
و «آذرخشی» انگار
«آسمان» را از هم می درد
به شتاب «نگاه» می کنی و
«پایان» فرا می رسد
و این «افسونی» است
عظیم تر از آن، که «ستوده» شود
چشمانت در بوسه ای «پرشور» فرو می افتد
و از میان «مژگان» اندوهگینت
 خاکستر گرم «اشتیاق» می درخشد...

- تئودور ایوانیوویچ تیوچف
-Smoke for two?
در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟
تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟

با آنکه ز ما یاد نکردی..
ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟

#حزین_لاهیجی
رفتی و نمی‌شوی فراموش
می‌آیی و می‌روم من از هوش
سِحر است کمانِ ابروانت
پیوسته کشیده تا بناگوش
پایت بگذار تا ببوسم
چون دست نمی‌رسد به آغوش
جور از قِبَلت مقام عدل است
نیشِ سخنت مقابل نوش
بی‌کار بود که در بهاران
گویند به عندلیب، مخروش
دوش آن غم دل که می‌نهفتم
باد سحرش ببرد سرپوش
آن سیل که دوش تا کمر بود
امشب بگذشت خواهد از دوش
شهری متحدثان حُسنَت
الّا مُتحَیِّران خاموش...

#سعدی
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو..

#سعدی
Forwarded from bitrait
[مثه قلبم
مثه رویام
مثه جونم‌
مثه چشمام]
@Deep_Mo
اونجا که چاوشی میگه:

"کسی به شدت تو،
به صخره‌ام کوبید"

همونجا هعی میکوبه
هعی میکوبه
هعی میکوبه
هعی می
هعی
ه...

#محیکس
Dooset Nadaram
Amir Tataloo
دیگه رفتم؛
واقعی...
معبدی باش آن‌ورِ تبّت تا در این شعر، زائرت باشم
برکه‌ای باش آخر دنیا، تا که مرغ مهاجرت باشم

می‌توانم که تا تهِ دنیا، می‌توانم تمام این شب‌ها
مست باشم ته هواپیما، تا همیشه مسافرت باشم

یک قناریِ بغض‌کرده شوم، زیر شلّاق‌هات بَرده شوم
می‌توانم به خاطرت «بروم»، می‌توانم به خاطرت «باشم»
.
توی این داستان که بد بشوی، گریه و حبسِ تا ابد بشوی
تا که از مرز و کوه رد بشوی، بلدِ پشتِ قاطرت باشم!

تا که دیوی به منزلت آمد، تا که دشمن مقابلت آمد
هرکجا ترس در دلت آمد، با تو در حال مشورت باشم

هدف چند اتّهام شوی، لذّتی تا ابد حرام شوی
یک خیابان ناتمام شوی... همه‌ی عمر، عابرت باشم

عشق رؤیای ماست، خائن نیست! هیچ‌چی با تو غیرممکن نیست
می‌توانم تو را خیال کنم، می‌توانم که شاعرت باشم

#سید_مهدی_موسوی