۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
399 subscribers
5.89K photos
266 videos
37 files
112 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
-بعضیا مثه قرمه سبزی میمونن، هرچی بیشتر بمونن بهتر میشن.
هر چی بیشتر گرمشون کنی، خوشمزه تر میشن...
[با اینکه موسیقی نمیدونم، با لمس انگشتات، پیانیست‌‌م]
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم

رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم

کوی تو که باغ ارم روضه خلد است
انگار که دیدیم ندیدیم، ندیدیم
صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن
گر میوه یک باغ نچیدیم، نچیدیم
سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل
هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم
وحشی سبب دوری و این قسم سخن‌ها
آن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم

#وحشی_بافقی
ساعت‏‌ها نشسته بودم و چشم‏‌ها را تماشا کرده بودم، گاهی به خودم می‏گفتم که از این چشم‏‌ها باید در لحظه‏ بعد اشک جاری شود. اشک تحسر، اشک عجز و لابه. بار دیگر تصور می‏‌کردم که این چشم‏‌های زن عاشقی را جلوه‏‌گر می‏سازد، زنی که جرأت نمی‏کند عشق خود را به زبان بیاورد، زنی که عظمت معشوق او را له و لورده کرده و باز هم می‏‌کوبد و تماشاکننده باید از این نگاه شور او را دریابد. گاهی برعکس می‏گفتم: "نه، صاحب چشم‏‌ها دارد مردی را به دام می‏‌اندازد، طعمه‏ خود را در لحظه‏‌ی بعد خواهد ربود و این زن با نیشخندی که از چشم‏‌هایش تراوش می‏کند از حال زار قربانیش، کیف حیوانی می‏برد. من نفهمیده بودم که چشم‏‌ها از آنِ یک زن دلباخته‏‌ی عفیف است یا زنِ هوسـباز هرجایی!

#بزرگ_علوی
اگر من نبودم
به کدام آه، خم می‌شدی؟
و اگر تو نبودی
کدام نوازش، سرانگشتانم را اشارت می‌آموخت؟
نظاره کن شعر گیاه را
سبزینه،
هستی است.
مرا به خورشید چشمانت
متصاعد شو
در آوند‌هات
که در ارتفاع
چیزی تشنه است.

#فرخ_تمیمی
خال‌ها نشانه‌های آدما هستن، آنطور که همیشه منتظرند که کسی دوباره از پیدا کردنشان ذوقی دوباره کرده باشد و یک بوسه برای هر کدامشان کنار گذاشته باشد...
You were my moonlight.
But, from the dark side of it which is not able to seen.
Thats a cause of what happened to us!

#محیکس
به خودم قول داده بودم تمام نبودن هایت را برای قلبم جبران کنم.
اکنون کمی دلخور است، بهانه‌ی دست‌هایی که هیچ‌وقت قفل هم نشد را می‌گیرد، بهانه‌ی قلب‌هایی که هیچ‌وقت جفت هم نشد!
حالا بدون‌ تو، تنها میگذرد.
ایّام رو به کرختی می‌رود و من رو به تباهی.
این‌گونه که از چند سال خاطره، تنها اندکی خیال باقی مانده باشد و تکّه عکس سه در چهاری در کیف پولی که گوشه‌ی اتاق خاک می‌خورد...
به خودم بدهکارم.
به اندازه‌ی تمام لحظه‌هایی که غرقِ نفهمیدن، مغروقِ نشنیدن و مفعولِ ندیدن بودم.
به اندازه‌ی هزارسالی که تو رفته‌ای و ابی پشت پنجره‌ای رو به باختر با ضمیر تکرار میخواند.
(همچنان هم)

#محیکس
آنکه میگفت:
منم بحر تو غمخوارترین،
چه دل آزار شد؛
دل آزار ترین...

#فریدون_مشیری
Forwarded from bitrait
همه خودخواهن، ناراحته اینکه از دیدنت محروم میشن!
[چرا نمیمیری؟]
@Deep_Mo
من دوستت دارم،
پس بگریز از من.
از آتشم!
از دودم!
که در دنیا ندارم چیزی جز چشم های تو و غم های خویش‌...

#نزار_قبانی