کیارستمی به ژیولیت بینوش برای اجرای یک سکانس میگه:
«این سکانس رو با عصبانیت نگو، با گله و دلخوری بگو. باید یک عزیزم بگی، بغضت رو فرو بدی، و همه چیز رو شروع کنی.»
ژیولیت با خنده میگه: «این تلخ و شیرین بین ایرانیاست، من فرقشون رو نمیفهمم. چه گلهایه که عصبانیت توش نیست؟»
و کیارستمی جواب میده:
«در گله، عشق و علاقه و میل به آشتی هست؛ اما در عصبانیت میل به متارکه وجود داره.»
«این سکانس رو با عصبانیت نگو، با گله و دلخوری بگو. باید یک عزیزم بگی، بغضت رو فرو بدی، و همه چیز رو شروع کنی.»
ژیولیت با خنده میگه: «این تلخ و شیرین بین ایرانیاست، من فرقشون رو نمیفهمم. چه گلهایه که عصبانیت توش نیست؟»
و کیارستمی جواب میده:
«در گله، عشق و علاقه و میل به آشتی هست؛ اما در عصبانیت میل به متارکه وجود داره.»
_راه ما جداست از هم
_میدونم اینو ، ولی قلبمو چیکار کنم
_عادتمیکنی
_عادت!!
_آره فراموش میکنی
_کسی که میخواد بره همیشه منطقی تر حرف میزنه :)
#ن
_میدونم اینو ، ولی قلبمو چیکار کنم
_عادتمیکنی
_عادت!!
_آره فراموش میکنی
_کسی که میخواد بره همیشه منطقی تر حرف میزنه :)
#ن
خدا هر لحظه
در حالِ کامل کردن ماست؛
چه از درون و چه از بیرون
هر کدامِ ما اثر هنری ناتمامی هستیم
هر حادثه ای که تجربه میکنیم،
هر مخاطرهای که پشت سر میگذاریم،
برای رفع نواقصمان طرح ریزی شده است
پروردگار به کمبودهایمان جداگانه میپردازد،
زیرا اثری که انسان نام دارد در پیِ کمال است.
#الیف_شافاک
در حالِ کامل کردن ماست؛
چه از درون و چه از بیرون
هر کدامِ ما اثر هنری ناتمامی هستیم
هر حادثه ای که تجربه میکنیم،
هر مخاطرهای که پشت سر میگذاریم،
برای رفع نواقصمان طرح ریزی شده است
پروردگار به کمبودهایمان جداگانه میپردازد،
زیرا اثری که انسان نام دارد در پیِ کمال است.
#الیف_شافاک
حتی وقتی فکر میکنی آزادی، داری توی یه قفس بزرگتر قدم میزنی
دوست داشتن همش حرف نیس باید ببینم دوستم داری باید حس کنم یه مشت کلمه رو که هر کسی میتونه بگه ...
اگر برای ابد
هوای دیدنِ تو
نیفتد از سرِ من
چه کنم؟
-روزبه بمانی
هوای دیدنِ تو
نیفتد از سرِ من
چه کنم؟
-روزبه بمانی
میگویند منتظر باش ، روزی به دنبالت خواهد گشت و به سراغت خواهد آمد. اما من میدانم که امید بیهودهایست. هیچ چشمهای در پی تشنه نمیدود.