Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
گفت "دلم واست تنگ میشه، مثه الان که شده" و من غرق تو دودلی بین گفتن و نگفتنه اون حسایِ لعنتیِ مغموم و دوست نداشته شده یِ دوست داشتنی بودم و هیچی نگفتم .
#محیکس
#محیکس
این روزامون به قدری سیاه و غمگینه که آدم باید این شعر سعدى رو مدام با خودش بگه:
"از چه میترسى دگر بعد از سیاهى رنگ نیست"
"از چه میترسى دگر بعد از سیاهى رنگ نیست"
یک جایی از منظومهیِ ترکی حیدر بابا، شهریار از خوشی ها و سرخوشیهایِ گذشتهی خودش و رفقایش میگوید .
که مثلا فلانی اینجور خُل بازی در می آورد!
و بَهمان کس، آن جور تویِ دستهی محرم "شاه حسین" میگفت!
و آن یکی بیسار جور فیلم بازی می کرد!
بعدش میگوید: حالا که ازش حرف میزنیم، فقط قِصه و افسانه است انگار ..
بعد، حال و روزش را در پنج کلمه خلاصه میکند:
"گئچدی، گئتدی، ایتدی، باتدی، داغیلدی"
یعنی که گذشت، رَفت، گُم شد، تباه شد، از هم پاشید!
فقط پنج کلمه!
کدام شاعر را می شناسید که فقط با پَنج کلمه آدم را ویران کند؟
که مثلا فلانی اینجور خُل بازی در می آورد!
و بَهمان کس، آن جور تویِ دستهی محرم "شاه حسین" میگفت!
و آن یکی بیسار جور فیلم بازی می کرد!
بعدش میگوید: حالا که ازش حرف میزنیم، فقط قِصه و افسانه است انگار ..
بعد، حال و روزش را در پنج کلمه خلاصه میکند:
"گئچدی، گئتدی، ایتدی، باتدی، داغیلدی"
یعنی که گذشت، رَفت، گُم شد، تباه شد، از هم پاشید!
فقط پنج کلمه!
کدام شاعر را می شناسید که فقط با پَنج کلمه آدم را ویران کند؟
یجایی شجریان پدر میخونه:
" گذری کن که خیالی شدم از تنهایی"
و شما تا تنهایی رو با پوست و استخونتون حس نکرده باشین متوجه منظورش نمیشین.
" گذری کن که خیالی شدم از تنهایی"
و شما تا تنهایی رو با پوست و استخونتون حس نکرده باشین متوجه منظورش نمیشین.
گويي به خواب بود جواني مان گذشت
گاهي چه زود
فرصتمان دير ميشود
کاري ندارمت كه کجايي چه ميکني
بي عشق سر مکن که
دلت پير ميشود
#قيصر_امين_پور
گاهي چه زود
فرصتمان دير ميشود
کاري ندارمت كه کجايي چه ميکني
بي عشق سر مکن که
دلت پير ميشود
#قيصر_امين_پور
پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی
میرسد و نمیرسد نوبت اتصال من
میرسد و نمیرسد نوبت اتصال من
یادِ یک شخص در کجا میتواند باقی بِماند؟ لابد در حافظهیِ دیگران - نزدیکان . کجایند نزدیکان؟کجایَند؟
#محمود_دولت_آبادی
- اسبها از کنار یکدیگر
#محمود_دولت_آبادی
- اسبها از کنار یکدیگر
گفتن عشق، عاشق شدم.خواستم خودمو ثابت کنم،
موندم توش، اون رفت. من انقدر موندم فاسد شدم.
موندم توش، اون رفت. من انقدر موندم فاسد شدم.