لیاقت چیزی نیست که شما از توی شناسنامه یا چهره افراد بفهمید!
لیاقت چیزی نیست که انتهای یک راه طولانی مشخص شود!
بلکه لیاقت حاصل یک لحظه ندیده گرفتن، بی احترامی، بی توجهی
فرد مقابل به شما، به خاطر دیگران است؛
در جواب تمام خوبیها!
خودتان را هدر آدمبیلیاقتهای زندگی نکنید.
#ناشناس
لیاقت چیزی نیست که انتهای یک راه طولانی مشخص شود!
بلکه لیاقت حاصل یک لحظه ندیده گرفتن، بی احترامی، بی توجهی
فرد مقابل به شما، به خاطر دیگران است؛
در جواب تمام خوبیها!
خودتان را هدر آدمبیلیاقتهای زندگی نکنید.
#ناشناس
Faramoshi
REZ
جدایی، حرارت، نتیجه فاصلهس!
Artificial Animals Riding on Neverland 💛
Artificial Animals Riding on Neverland 💛
یکی از محاسن نامه زدن اینه که میتونی آواشو تو ذهنت تصور کنی، صداش بپیچه تو ذهنت، نحوهی کِشیدن بعضی از حروف و تشدیداش! جملات منفی استفهام انکاریشو حتی!
#محیکس
[نامجو- نامه را پلی میکند]
#محیکس
[نامجو- نامه را پلی میکند]
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
نوشت:
اینکه به یه نفر بگی "نور هر دو دیده"ام خیلی قشنگه ها!
نور ِ/هردو/دیده، ینی فقط با وجود اونه که میتونه ببینه.
#محیکس
اینکه به یه نفر بگی "نور هر دو دیده"ام خیلی قشنگه ها!
نور ِ/هردو/دیده، ینی فقط با وجود اونه که میتونه ببینه.
#محیکس
دیگر چه فرقی می کند در خوان یک یا خوان هفت
از عشق میترسید و گفت از عشق می ترسی و رفت
از عشق میترسید و گفت از عشق می ترسی و رفت
Forwarded from bitrait
همونقد که تو نمیفهمی، من درکت میکنم، من میفهممت، حست میکنم، تلپاتی دارم باهات، وقتی ناراحتی یه وایب منفی دلمو چنگ میزنه و وقتی خوشحالی قند تو دلم آب میشه، خوشحالترینم وقتی قنده حل میشه و چنگ زدنه روحمو میخراشه!
مراقبتم و این مراقبته بهت حس امنیت میده.
امنیتِ خودساختهیِ خودخواستهیِ خودپنداشته...
میفهمم که میفهمی که میفهمم.
#محیکس
مراقبتم و این مراقبته بهت حس امنیت میده.
امنیتِ خودساختهیِ خودخواستهیِ خودپنداشته...
میفهمم که میفهمی که میفهمم.
#محیکس
من مشکلی با آدمهای نصفه نیمه ندارم که به نظرم همهی آدمها یکجورهایی بالاخره نصفه نیمه شدهاند و هستند و یک جاهایی و یک وقتهایی، یک تکههایی از خودشان را جاگذاشتهاند و جاگذاشته شدهاند و ماندهاند و مانده شدند و رفتهاند و تمام چیزی که حالا از آنها باقی مانده است، همین ناکاملی محض مداوم تکرار شوندهی آنهاست.
این غم میان سرخوشی گیج آبجو
از من شروع می شود و چشم های تو
از من شروع می شود و آن دو چشم تر
که عاشق منند و من از هرچه بیشتر!
از بوسه ی نداده ی تو، توی خانه ام
از چشم هات، از قفس عاشقانه ام
از تو که نیستی و من انگار مرده ام
از من که سال هاست به بن بست خورده ام
از من: در ابتدای خودش انتها شده
از من که پاک، عاشق آن چشم ها شده
از من که در میان عطش گریه می کند
شب ها کنار بی کسی اش گریه می کند
شب های دوست دارمت و روزهای بد
شب های من که مال تو هستند تا ابد
شب های چشم های تو و بی قراری ام
شب های دوست دارمت و دوست داری ام!
#ناشناس
از من شروع می شود و چشم های تو
از من شروع می شود و آن دو چشم تر
که عاشق منند و من از هرچه بیشتر!
از بوسه ی نداده ی تو، توی خانه ام
از چشم هات، از قفس عاشقانه ام
از تو که نیستی و من انگار مرده ام
از من که سال هاست به بن بست خورده ام
از من: در ابتدای خودش انتها شده
از من که پاک، عاشق آن چشم ها شده
از من که در میان عطش گریه می کند
شب ها کنار بی کسی اش گریه می کند
شب های دوست دارمت و روزهای بد
شب های من که مال تو هستند تا ابد
شب های چشم های تو و بی قراری ام
شب های دوست دارمت و دوست داری ام!
#ناشناس