که زندگانی
از لحظه ی دیدارت
آغاز میشود....
از لحظه ی دیدارت
آغاز میشود....
گفت: مرا یادت هست؟ دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم، چرا یادم به وسعت همهی تاریخ است؟ و چرا آدمها در یاد من زندگی میکنند و من در یاد هیچکس نیستم؟
#عباس_معروفی
#عباس_معروفی
آدم از یک جایی به بعد دست از تلاش کردن بیشتر برای چیزها برمیدارد و تنها شروع میکند به جایگزین کردن آنها با چیزهای ممکنی که به اندازهی کافی و ممکنی به چیز اصلی شبیه باشند و اگر بشود که با آنها ادامه داد کافیست برایش دیگر، که انگار که خوب بودن را رها کرده باشد و چسبیده باشد به «بد نیست» ممکنش.