نگاهم کرد و ادامه داد: «هر چیزی یه فصلی داره، اگه از فصلش بگذره طعمش رو از دست میده، قشنگیش به چشم نمیآد.»
پرسیدم : «فصلش گذشته؟»
گفت: «فکر کن یه قافله ابر با یه عالمه بارون توی دلشون تصمیم بگیرن سفر کنن به یه شهرِ دور وُ فصل پاییز شروع به باریدن کنن، بعد یکی از این ابرها بین راه گم بشه و دو فصل دیرتر، چلهی تابستون، برسه به مقصد: حالا یا باید اون همه بارون رو توی دل خودش نگه داره یا چلهی تابستون، زیر نور تند خورشید، بباره. این بارون به زمین نرسیده بخار میشه.»
آخرین کام سیگار را آنقدر محکم گرفتم که بوی فیلتر توی دهانم پیچید.
#علی_سلطانی
پرسیدم : «فصلش گذشته؟»
گفت: «فکر کن یه قافله ابر با یه عالمه بارون توی دلشون تصمیم بگیرن سفر کنن به یه شهرِ دور وُ فصل پاییز شروع به باریدن کنن، بعد یکی از این ابرها بین راه گم بشه و دو فصل دیرتر، چلهی تابستون، برسه به مقصد: حالا یا باید اون همه بارون رو توی دل خودش نگه داره یا چلهی تابستون، زیر نور تند خورشید، بباره. این بارون به زمین نرسیده بخار میشه.»
آخرین کام سیگار را آنقدر محکم گرفتم که بوی فیلتر توی دهانم پیچید.
#علی_سلطانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگتر! فقط میدانم در آغوش منی بی آنکه باشی و رفتهای بی آنکه نباشی.
#عباس_معروفی
#عباس_معروفی
اونجایی که جناب صائب میگه "تویی به جای همه، هیچکس به جای تو نیست" نشون میده که چجوری با نبودن یک نفر میشه بین چند میلیارد آدم تنها بود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
که دلتنگی از جنس زمان و مکان و دیگران نیست و هیچ ربط مستقیمی به وقتی و جایی و کسی ندارد، که دلتنگی تمامش از جنس خود آدم و برای خود آدم است، که اینطور نیست که آدم دلش برای چیزی و جایی و کسی تنگ بشود، که تمام دلتنگی آدم تنها برای خودش و حسیست که در آن لحظهها و مکانها و آدمها داشته است، حسهایی خاطره شده و بیبازگشت، نسخههایی از خود آدم که در آن زمانها و مکانها جاماندهاند و هنوز هم دارند برای خودشان به زندگیشان ادامه میدهند.
Nesfe Shab
Amir Tataloo
آرتیفیشل انیمالز رایدینگ آن نورلند🕊
یجا خوندم میگفت:
تو اولین مخدری هستی که معتادشو ترک کرد.
تو اولین مخدری هستی که معتادشو ترک کرد.
بعضی وقتا خودت میخوای یه چیزیو با خودت حلش کنی، ولی نمیتونی حریف خودت شی.
که تکرر در سیکل های نتوانستن گاهی چنان خفهات میکند که به ناچار مجبور میشوی؛
که تکرر در سیکل های اجباری خود ساخته گاهی چنان دچارت میکند که خفگی خیالی خویشدوستپنداشته است.
#محیکس
که تکرر در سیکل های نتوانستن گاهی چنان خفهات میکند که به ناچار مجبور میشوی؛
که تکرر در سیکل های اجباری خود ساخته گاهی چنان دچارت میکند که خفگی خیالی خویشدوستپنداشته است.
#محیکس