چطوری میخوای اندازه این قصه رو برات بگم؟
در حالی که این اندوه، هر روز، مانند یک کودک، بزرگتر و زیباتر میشه.
در حالی که این اندوه، هر روز، مانند یک کودک، بزرگتر و زیباتر میشه.
آيا تا به حال مسافتِ زيادى را تنها قدم زدهاى؟
قابليتِ لذت بردنِ از آن دلالت
بر مقدارِ زيادى فلاكتِ گذشته و نيز لذتهاى گذشته دارد. وقتى بچه بودم خيلى تنها ماندم...
اما آنها بيشتر به زورِ شرايط بود نه به انتخابِ خودم.
اما حالا، با شتاب به طرفِ تنهايى مىروم
، همانطور كه رودخانهها با شتاب به سوی
دريا سرازير مىشوند.
_فرانتس كافكا
قابليتِ لذت بردنِ از آن دلالت
بر مقدارِ زيادى فلاكتِ گذشته و نيز لذتهاى گذشته دارد. وقتى بچه بودم خيلى تنها ماندم...
اما آنها بيشتر به زورِ شرايط بود نه به انتخابِ خودم.
اما حالا، با شتاب به طرفِ تنهايى مىروم
، همانطور كه رودخانهها با شتاب به سوی
دريا سرازير مىشوند.
_فرانتس كافكا
خوبی واسه بقیه آهنگ فرستادن اینه که اگه پاکش کنه، واسه توام پاک میشه و حین گوش دادنش، با اطمینان بیشتری دیگه واسش آهنگ نمیفرستی.
#محیکس
#محیکس
هر دو میخندیدیم، اما در درونمان میدانستیم که حقیقت چیز دیگریست، حقیقت این بود که همه چیز در حالِ تمام شدن بود و هیچ کاریش نمیشد کرد، باید اتفاق میافتاد و در حالِ اتفاق افتادن بود.
آلساندرو باریکو
آلساندرو باریکو
دلم میخواست باهات حرف بزنم ، دلم میخواست بهت بگم انقدر که به تو فکر میکنم به یاد خودم نیستم ، بهت بگم برای چند لحظه ام که شده همه چیز رو جز من از دنیات بزار کنار ، بهت بگم یه جوری بغلم کن که انگار بار بعدی برات وجود نداره ، یه جوری اسممو صدا کن که انگار برا اخرین بار میتونی صدام رو بشنوی ، میخواستم بگم هنوزم صدای نفسهات منو به زندگی برمیگردونه ، ولی نگفتم.. من این روزا انقد بیقرارم که چشام درونمو زار میزنه اما وقتی تو ازم خبری نداری یعنی مدتهاست که منو ندیدی ، ندیدی چون نخواستی ، وقتی نخواستی یعنی حتی اگه بهت میگفتم هم فرقی نمی کرد.
❤10