۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
«منجر»Monja'r

گاهی بعضی چیزها جوری اتفاق می‌افتد که گویی اتفاق شدنش از پیش مقدر می‌بود و انگار بخشی از سرشتی‌ست که با تو زاده شده بودی و انگار که در ریاضیات اسطو، افسانه‌ای سقراط گونه، نیچه‌ای را می‌بایست. دانی؟
منجر بودی و شدنی،
خواستنی و توانستنی،
زین خیل خیال گونه های روزانه را دوایی می‌بایست که یافتنش چون مشایعتی در کوچه های دلتنگی‌ست.
«الزامی چو‌ باید و التزامی چون منجر برایت»

#محیکس
Sarde
Yasna
سرده؟ تو باز کن دریچه‌ی قلبتو
دریا شیو منم بشم غرق تو
میشم سم‌تو، میرم توی عقلتو
آشتی میدم من این دلو منطقو.

آرتیفیشل انیمالز رایدینگ آن نورلند 🕊
Razeghi
Dariush
دلم میخواد گریه کنم
برای قتل عام گل
برای مرگِ رازقی
یه دردایی به تیه نَمیُن ، ولی سو تینِ بِگِرِن...

معنیش میشه :
یه دردایی به چشم نمیان ، ولی سوی چشم رو میگیرن...
1
نگاه غمگینت
لباس خونینت
تنِ پُر از خشمت
گلوله در چشمت
سقوط پروازت
صدای آوازت
فرشته‌های کبود
خفه‌شده در دود
قصه‌ی تلخی بود
که آخرش خوب است

گل جوان را هم
پرندگان را هم
رفیقمان را هم
یکی‌یکی کشتند
بگو: نمی‌خواهم!
به این شب ممتد
به این توهّمِ بد
بگو: نمی‌خواهم!
نترس تا به ابد
که آخرش خوب است

در انتظار بهار
کنار چوبه‌ی دار
پس از شکنجه‌ی تن
پس از شکنجه‌ی روح
به وقت خُرد شدن
اگر که شک کردی
پس از شکنجه‌ی یار
اگر کم آوردی
به خاطرت بسپار
که آخرش خوب است

#سید_مهدی_موسوی
Avaazeh Khaan
Chaartaar
آوازه‌خوانی را
این سعی فانی را
در کوچه‌ات هر شب
برپا کردم
شاید فقط شاید
قلبت به رحم آید
اما چه بی‌مرهم
برمی‌گردم به سمت دردم🚶
آشفته بودم پیش ازین هستم پریشان همچنان
ذلیخا به یوسف برسد یا نرسد
شاملو به عشق آیدا قلم بر سینه سرخ ورق بگذارد یا نه
ابتهاج در کنار ارغوانش آرام بگیرد یا نه
قسم به گیسوان مادرم؛ من تو را در میان نفس هایم زنده نگه میدارم🤍
پرسیدم: چقدر دوستم داری،
گفت: یک عمر و ۵ دقیقه!
گفتم: پنج دقیقش چیه باز؟!
گفت: آخه یه جا خوندم بعد از مرگ قلب تا ۵ دقیقه همچنان میتپه...
جوونم و جویای نام/
توی دنیای دیوونه هام,
مثه عشقی که ریختی پام/
تا وردارم و بشی اشتبام.
اشتبام؟
تویی نصفه رام,
واسه رد کردنه همه غصه هام؛
عاشق اون عشوه هام,
یه دنیاس واسم,
مثه نصفه جان,
همه لحظه هام,
یه آمادی, واسه نصفه رام,
برسم به اشتبام,
وردارم غصه هام,
جای عشقی که تو ریختی پام,
حالا باز تنهام؛
تو یه حسه نامب,
همه چی باز پیداس؛
یه لوپه,
مثه اون سیکله رانگ؛
یه دریاس بینمون حسه فانک,
تو مودم؛
یه درک/
ستاره ها/
نخل و ماک,
یه تنها/
همیشه با حسه جانک...

#محیکس
7
«یه دریاس بینمون حسه فانک»
#Viking_valhalla