۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
گفتم که دلم را به نگاهت بردی
گفتی که فلک را به غلط آزردی
گفتم که مگر دلبریت راست نبود؟
گفتی که دگر در دل تو جای نبود
گفتم که تماشای رخت رعشه به جان اندازد
گفتی که هدف رعشه دل بود نه جانت جانم
گفتم که به طره‌ای دلم رفت همی
گفتی که ز جنگل چو بیفتد ورقی نیست غمی
گفتم که ز دوری دلکم‌ آزردی
گفتی به تلنگر که توجه بردی
گفتم منو تو ما بشود راهی نیست
گفتی به اشارت که بغل بایستی
گفتم که خیالش همه شب برد ز خواب
گفتی که خیالش نبود هیچ حساب
گفتم که حلاوت ز لبانش چون قند
گفتی که بس است و طاقتم نیست به پند
گفتم که بیا تا بفشارم لمحه
گفتی که نگه دار زمان را لحظه
گفتم که خدایا نگه کن تو مرا
صنمم در بغلم،
مهرش اندر بدنم،
روحش همچون اقیانوس بکوبد به تنم،
خواهم او را که باشد وطنم،
کعبه ام باشدش همچون حرمم،
یار باید که ببوسد دهنم.

#محیکس
#Maalek_armorhouse
#08071402
گفتم که خیالش همه شب برد ز خواب،
گفتی که خیالش نبود هیچ حساب!

#محیکس
هم‌چو مهتاب که بر ابرِ حریری تابد
تن وُ تن‌پوشِ سیاهِ تو خوشم می‌آید…
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم لپ‌لپی خواست🥹🥹🥹
@Deep_Mo
Forwarded from Mer violettee (Deniz🕊)
شد یه بار ببندی زخم بال‌‌مو؟!