۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
بِم بگو کیان بغلت هر شب؟
سرد مِثِ پاییزُ
زرد مِثِ برگاش
در من یک تیمارستان وجود دارد
یک تیمارستان با هفتاد تختخواب
هفتاد تختخواب با هفتاد دیوانه
و سخت ترین کار دنیا را من میکنم
زمانی که از من می پرسند : خوبی ؟!
و من باید یک تیمارستان هفتاد تختخوابی را آرام کنم و با متانت صادقانه ای بگویم
" بله ، امروز خیلی خوبم "
#پويان_اوحدي
هواشناسی از سرما و یخبندانِ روزهای آینده میگوید
چه ساده اند،
همه ی ما مدتهاست از حجم نبودنِ کسی یخ زده ایم
#ستایش_قاسمی
اخبار را شنیده ای؟!
میگویند خودتان را آماده کنید
که سرمای شدیدی در راه است!
میگویند
توده هوای سرد همه جا را فرا میگیرد....
بگذار هر چه قدر که میخواهد سرد شود!
در من که اثری نخواهد داشت!
من یکبار سرمای کشنده ای را تجربه کردم و زنده ماندم...
سرمای طاقت فرسا وقتی بود
که از آغوش گرمت جدا شدم...
تازه آمادگی اش را هم نداشتم
این که دیگر یک تغییرات جوی ساده است!
#علی_سلطانی
برای کسی که دلسردی تو را
تجربه کرده
این
برف و بوران
به شوخی شبیه است

#رسول_ادهمی
لعنت به اون آخرين بارى كه نمى دونستى آخرين بارِ !
When you're alone, do you think of me?
همین‌طور برای خودم می‌خندم
همین‌طور برای خودش اشک می‌آید
#گروس_عبدلملكيان
به كسي نگو
مخاطب شعر های غمگین من
تویی!
شرم دارم زنی بفهمد
مرا در آغوش گرفته ای و...
عاشقم نشدی!

#اهورا_فروزان
رودَروایسی که نداریم عزیزِ جان !
راستش را بخواهی ...
هر چقدر هم که فراموشت کرده باشم ، با هر سوزِ سردی که میوَزد ؛
دلم برای گرمی دستانت مچاله تر میشود ...
اصلا در این هوایِ لعنتی چه چیزی بیشتر از خوردن یک چایِ داغِ لبسوزِ لبدوز کنار شما مزه میدهد ؟
چه چیزی قشنگتر از آنکه دست های شما رو بین دستانم بگیرم و از ته دل " ها " کنم که مبادا دست های یارَم یخ بزنند ؟
بُگذریم ...
من هر چه از خواسته های دلم بگویم که دردی دَوا نمیشود :)
فقط جانِ من ...
من که نیستم به شما یادآوری کنم پالتوی گرمت را بپوشی ، تو امّا مواظبِ خودت باش .
#شین_مست
با اینکه مغروری ولی، تجربه کن دلبستنُ...
عاقل نبودیم .
آنقدر عاقل نبودیم که بتوانیم حماقت کنیم. عقلمان نرسید که اینهمه آرزو نداشته باشیم. تا امروز دلمان نگیرد.
کاش تکه ای از طرحِ گیاهی بودیم روی کاشی ها. لااقل کنارِ هم تصویرِ گُلی را کامل میکردیم. نه زنده بودیم، نه مرده ی مرده ...
اما سرانجام، به زحمت از کنج دیوار، زیر سنگ، از زیر آسفالت روییدیم و لگدمال شدیم.
آنقدر عاقل نبودیم، که بتوانیم احمق باشیم.

#معین_دهاز
پاییز آمده ست که خود را ببارمت!
پاییز: نام ِ دیگر ِ «من دوست دارمت»

بر باد می دهم همه ی بود ِ خویش را
یعنی تو را به دست خودت می سپارمت!

باران بشو، ببار به کاغذ، سخن بگو...
وقتی که در میان خودم می فشارمت

پایان تو رسیده گل ِ کاغذی ِ من
حتی اگر که خاک شوم تا بکارمت

اصرار می کنی که مرا زودتر بگو
گاهی چنان سریع که جا می گذارمت!

پاییز من، عزیز ِ غم انگیز ِ برگریز!
یک روز می رسم... و تو را می بهارمت!!!
#سیدمهدی_موسوی