اخرش چیشد؟ تو که موقع عشق و حال و تفریح دوست زیاد داشتی! الان چیشد حالا که دلت گرفته و غصه داری یکیشون نیست بیاد دستتو بگیره و از این حال بد نجاتت بده؟ پس چرا تنها تو تختت دراز کشیدی و اشکات میچیکه پایین؟
مث يه خودكشی ِ طنزآميز
مث يه اعتراف بي معنا
بندري مي خوريم و مي رقصيم
مست مي شيم با عرق نعنا
اوّلين كار اشتباه مني
آخرين كار اشتباه مني
آسمونم چقدر ديوونه ست
قرص آرام بخش ماه مني
توو خيابون عشق بازي و شب
شاممون خنده بود و سمبوسه
مزّه مي داد با سس و ماتيك
طعم شيرين آخرين بوسه
يادگاري نوشتن اسمم
روي يه دستمال ماتيكي
با تو هر روز سينما رفتن
شيطنت هام توي تاريكي
سهممون از يه كوچه ي خلوت
يه كبودي خوب رو گردن
بهترين شعر عاشقانه ي من:
جيغ تو موقع بغل كردن!
فكر كردن به حالت چشمات
وقت برگشتن از تو تا خونه
پشت صدها چراغ قرمز و زرد
به كجا مي رسن دو ديوونه؟!
عشق، توو شهر آهن و ماشين
مث يه خودكشي طنز آميز
داره مي لرزه و نمي افته
آخرين برگ توي اين پاييز
مست مي شيم با عرق نعنا
خواب مي ريم پاي تلويزيون
از چشاي من و تو معلومه
كارمون مي كشه تهش به جنون
ديگه از هيچ چي نمي ترسه
اون كه از چشم عاشقت مسته
زندگي لمس دست كوچيكت
آخر كوچه هاي بن بسته
سید مهدی موسوی
مث يه اعتراف بي معنا
بندري مي خوريم و مي رقصيم
مست مي شيم با عرق نعنا
اوّلين كار اشتباه مني
آخرين كار اشتباه مني
آسمونم چقدر ديوونه ست
قرص آرام بخش ماه مني
توو خيابون عشق بازي و شب
شاممون خنده بود و سمبوسه
مزّه مي داد با سس و ماتيك
طعم شيرين آخرين بوسه
يادگاري نوشتن اسمم
روي يه دستمال ماتيكي
با تو هر روز سينما رفتن
شيطنت هام توي تاريكي
سهممون از يه كوچه ي خلوت
يه كبودي خوب رو گردن
بهترين شعر عاشقانه ي من:
جيغ تو موقع بغل كردن!
فكر كردن به حالت چشمات
وقت برگشتن از تو تا خونه
پشت صدها چراغ قرمز و زرد
به كجا مي رسن دو ديوونه؟!
عشق، توو شهر آهن و ماشين
مث يه خودكشي طنز آميز
داره مي لرزه و نمي افته
آخرين برگ توي اين پاييز
مست مي شيم با عرق نعنا
خواب مي ريم پاي تلويزيون
از چشاي من و تو معلومه
كارمون مي كشه تهش به جنون
ديگه از هيچ چي نمي ترسه
اون كه از چشم عاشقت مسته
زندگي لمس دست كوچيكت
آخر كوچه هاي بن بسته
سید مهدی موسوی
درک کنیم
وقتی کسی معذرت خواهی میکنه لزوما حق رو به ما نداده
خواسته بگه حفظ رابطه ش با ما از اثبات حقانیت خودش مهمتره
وقتی کسی معذرت خواهی میکنه لزوما حق رو به ما نداده
خواسته بگه حفظ رابطه ش با ما از اثبات حقانیت خودش مهمتره
کیستی که من
این گونه
به اعتماد
نام ِ خود را
با تو می گویم …
کلید ِ خانه ام را
در دست ات می گذارم…
نان ِ شادی های ام را
با تو قسمت می کنم!
به کنارت می نشینم و
بر زانوی تو
این چنین آرام …
به خواب می روم ؟
کیستی که من
این گونه به جد
در دیار ِ رویاهای خویش
با تو درنگ می کنم ؟
شاملو
این گونه
به اعتماد
نام ِ خود را
با تو می گویم …
کلید ِ خانه ام را
در دست ات می گذارم…
نان ِ شادی های ام را
با تو قسمت می کنم!
به کنارت می نشینم و
بر زانوی تو
این چنین آرام …
به خواب می روم ؟
کیستی که من
این گونه به جد
در دیار ِ رویاهای خویش
با تو درنگ می کنم ؟
شاملو
من بودم
تو
و یک عالمه حرف ...
و ترازویی که سهم تو را
از شعرهایم نشان می داد!!!
کاش بودی و
می فهمیدی
وقت دلتنگی
یک آه
چقدر وزن دارد ...
تو
و یک عالمه حرف ...
و ترازویی که سهم تو را
از شعرهایم نشان می داد!!!
کاش بودی و
می فهمیدی
وقت دلتنگی
یک آه
چقدر وزن دارد ...
Mohsen Ebrahimzadeh - Az Sare Adat
Mohsen Ebrahimzadeh WwW.Pop-Music.Ir
آهنگ مورد علاقه من! امیدوارم لذت ببرید...
برای هر کسی،
یه اسم توی زندگیش هست که
تا ابد هر جایی اونو بشنوه،
ناخودآگاه برمیگرده به همون سمت؛
یا از روی ذوق،
یا از روی حسرت،
یا از روی نفرت ...
👤 هاروکی موراکامی
📚 کافکا در کرانه
یه اسم توی زندگیش هست که
تا ابد هر جایی اونو بشنوه،
ناخودآگاه برمیگرده به همون سمت؛
یا از روی ذوق،
یا از روی حسرت،
یا از روی نفرت ...
👤 هاروکی موراکامی
📚 کافکا در کرانه
چشمانت لايحه بانك مركزى و من بى دفاع ترين صفر سمت راست ... =))))
چه آدم هایی که
در رختخواب هایی جدا
در آغوش هم
به خواب می روند
در رختخواب هایی جدا
در آغوش هم
به خواب می روند