گریه آرامم نکرد
خنده تسکینم نداد
واژه از دردم نکاست
این چنین معتاد خاموشی شدم
خنده تسکینم نداد
واژه از دردم نکاست
این چنین معتاد خاموشی شدم
- هربار که کـسی وارد زندگیم می شد، خلوتم رو ازم می گرفت و می خواست من رو به طور کامل تصاحب کنه.
+ می فهمم، تو می خوای تا همیشه تنها بمونی.
- نه اینطـور نیست، تا همیشه تنها بودن خیلی ترسناکه، دوست دارم کسی وارد زندگـیم شه که با وجودش خـلوتم هم داشته باشم، جـوری کـه انگار دارم با خـودم زندگـی می کنم و اون طـرف فقط جنسیتش فرق می کنه.
کتابفروشی خیابان بیست و یکم شرقی /روزبه_معین
+ می فهمم، تو می خوای تا همیشه تنها بمونی.
- نه اینطـور نیست، تا همیشه تنها بودن خیلی ترسناکه، دوست دارم کسی وارد زندگـیم شه که با وجودش خـلوتم هم داشته باشم، جـوری کـه انگار دارم با خـودم زندگـی می کنم و اون طـرف فقط جنسیتش فرق می کنه.
کتابفروشی خیابان بیست و یکم شرقی /روزبه_معین
- من تا حالا ترکت کردم؟
- نههه بدترش، تو گذاشتی من برم..
- نههه بدترش، تو گذاشتی من برم..
_ شما که سالمی دوست عزیز چرا میگی حالم بده
+ آقای دکتر اصل حال بدی دلتنگیه
بقیه اش که با ژلوفن و عرق نعنا خوب میشه
+ آقای دکتر اصل حال بدی دلتنگیه
بقیه اش که با ژلوفن و عرق نعنا خوب میشه