یهو میبینی قلبت مرده؛ بعد از اون کارِت میشه گشتن لای نُت های موسیقی٬ رنگ های نقاشی و واژه های شعر تا شاید بتونی یه چیزی پیدا کنی که زندش کنه...
+چه نسبتی باهاش داری؟
ـ میخنده خر ذوق میشم =]
ـ میخنده خر ذوق میشم =]
هیچم ارام دل از زلف دلارام نماند
نازم این حلقه کزو هیچ کس ارام نماند...
نازم این حلقه کزو هیچ کس ارام نماند...
جلال آل احمد اسمش یه جوریه آدم دلش میخواد صلوات بفرسته "."
یادتون باشه اگه فاصله ها باعث شدن یکی فراموشتون کنه اون طرف هیچوقت بهتون نزدیک نبوده.
#اين ترسناک ترین قسمت فاصله ها اونجاست که ندونی قراره دلش واست تنگ بشه یا فراموشت کنه..؟
برای همه ما
همه روزها فراموش می شوند
به جز همان یک روز
که نشانی آن را
به هیچکس نگفته ایم
محمدرضا عبدالمکیان
همه روزها فراموش می شوند
به جز همان یک روز
که نشانی آن را
به هیچکس نگفته ایم
محمدرضا عبدالمکیان
از همون صندلی بازی ای که تو بچگی میکردیم معلوم بود خوشبختی قرار نیست به همه برسه
یه سریا باید سرپا وایسن
یه سریا باید سرپا وایسن
آدمها...
آدمها را موجوداتی میبینم
که میخورند و میخورند و میخورند
تا فردای روز با خرسندی بروند خود را... تا باز بخورند
و بیاشامند و
حرف بزنند و
حرف بزنند،
دربارهی خوردن و آشامیدن،
جمع شدن یا امکان جمع شدن و
دربارهی همه راههایی که به این مکانها منجر میشود.
از خودم پرسیدم پس قدر سکوت چه میشود؟
محمود دولت آبادی
آدمها را موجوداتی میبینم
که میخورند و میخورند و میخورند
تا فردای روز با خرسندی بروند خود را... تا باز بخورند
و بیاشامند و
حرف بزنند و
حرف بزنند،
دربارهی خوردن و آشامیدن،
جمع شدن یا امکان جمع شدن و
دربارهی همه راههایی که به این مکانها منجر میشود.
از خودم پرسیدم پس قدر سکوت چه میشود؟
محمود دولت آبادی
با درد نبودنش که خو میکردم
با دیده تر به جاده رو میکردم
می آمد و خنجری به قلبم میزد
میرفت و دوباره من رفو میکردم
#نیمایوشیج
💔
با دیده تر به جاده رو میکردم
می آمد و خنجری به قلبم میزد
میرفت و دوباره من رفو میکردم
#نیمایوشیج
💔
مطمئنم آخرش آزمایش میدم و
دکتر میگه
تو مغزت یه تومور بدخیم داری.
یه تومور
به اسم حرفایی که باید میزدی و
هیچ وقت نتونستی به کسی بگی...
دکتر میگه
تو مغزت یه تومور بدخیم داری.
یه تومور
به اسم حرفایی که باید میزدی و
هیچ وقت نتونستی به کسی بگی...