۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.89K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
گر بوسه دهد بر لب پوسیدهٔ من

گر
زنده شوم
عجب مدارید شما...

#مولانـــا
Baado Otobaan
Bomrani & Makan Ashgvari
پیاده رو،در تمامِ شهر
پشتِ پای تو، ریحان می دهد
لبهات،هاتِ هات
زیبابوسه هات
دبشِ دبش
چشمات،دست به دست
می نشاندم رو ابرِرویا
خیسِ خیس،نمناک می شوم
تویی و باد و اتوبان
غمناک میشوم
يك بار طعم عشق را چشيده ام
مزه تلخ قهوه سياه مي داد!
تپش قلبم را تند كرد،
بدن زنده ام را ديوانه،
حواسم را به هم ريخت
و رفت!
[از خواب ها پرید، از گریه ی شدید
اما کسی نبود... اما کسی ندید...]
از خواب می پرم، از گریه ی زیاد
از یک پرنده که خود را به باد داد
از خواب می پری از لمس دست هاش
و گریه می کنی زیر ِ پتو یواش
از خواب می پرم می ترسم از خودم
دیوانه بودم و دیوانه تر شدم
از خواب می پری سرشار خواهشی
سردرد داری و سیگار می کشی
از خواب می پرم از بغض و بالشم
که تیر خورده ام که تیر می کشم
از خواب می پری انگشت هاش در...
گنجشک پر... کلاغ پر... پر... پرنده پر...
از خواب می پرم خوابی که درهم است
آغوش تو کجاست؟! بدجور سردم است
از خواب می پری از داغی پتو
بالا می آوری... زل می زنی به او...
از خواب می پرم تنهاتر از زمین
با چند خاطره، با چند نقطه چین
از خواب می پری شب های ساکت ِ
مجبور ِ عاشقی! محکوم ِ رابطه!
از خواب می پرم از تو نفس، نفس...
قبل از تو هیچ وقت... بعد از تو هیچ کس...
از خواب می پری از عشق و اعتماد!
از قرص کم شده، از گریه ی زیاد
از خواب می پرم... رؤیای ناتمام!
از بوی وحشی ات لای لباس هام
از خواب می پری با جیر جیر تخت
از گرمی تنش... سخت است... سخت... سخت...
[از خواب ها پرید در تخت دیگری
از خواب می پرم... از خواب می پری...
چیزی ست در دلت، دردی ست در سرم
از خواب می پری... از خواب می پرم...]

#سید_مهدی_موسوی
میگفت:مارو فقط مرگ میتونه جداکنه
و مرگ دختریست با موهای, مشکی کمی زیباتر ازمن
همینکه وقتی یه اتفاق خوب میفته یکیو داشته باشی که
بهش زنگ بزنی و با ذوق واسش تعریف کنی ینی ۵۰% خوشبختی ..
من میتوانِستم درمانی برایِ سردرد هایَت باشم،
میتوانِستم سیگارِ لعنتی ات باشم،
سُرفه هایَت باشم،
خنده هایَت باشم،
می توانستم قَدَم هایَت باشَم در لحظه به لحظه یِ طهران،
یا پیراهَنَت باشم...
رَج به رَج...
نَخ به نَخ...
همان قدر نزدیک...!
همان قدر نزدیک :)
اِمشب از اون شَباس ک باس سیوشرت گشاد بپوشی جعبه سیگارتو ورداری دسشو بگیری بری قدم بزنی...