چمباتمه زدن یا چمباتمه نشستن نوعی نشستن است
که در آن کف پا را بر زمین میگذارند و زانوها را در بغل میگیرند....
تو می دانی...
کسی که یک ساعت پیش
چراغ ها را خاموش کرده
و رفته تا بخوابد
اما یک ساعتی است به این شکل نشسته و در تاریکی خیره شده
به نقطه ای
و نمی داند چه مرگش است،
چه مرگش هست؟!
خیره شده به نقطه ای
و با اینکه تمام لوازم الکترونیکی اعم از موبایل و کامپیوتر و ضبط صوت خاموش اند،
صدای یک موسیقی در سرش میپیچد
و ابروهایش را با ریتم موسیقی تکان میدهد
و چروک پیشانی اش را حس میکند...
تو می دانی...
انتظار هیچ اتفاقی را نکشیدن یعنی چه؟
تو می دانی...
اصلا هیچ چیز مهم نیست!
یعنی چه؟
تو می دانی...؟
من نمی دانم!
چمباتمه زدن نوعی نشستن است
که در آن کف پا را بر زمین میگذارند و زانوها را در بغل میگیرند...
علی سلطانی
که در آن کف پا را بر زمین میگذارند و زانوها را در بغل میگیرند....
تو می دانی...
کسی که یک ساعت پیش
چراغ ها را خاموش کرده
و رفته تا بخوابد
اما یک ساعتی است به این شکل نشسته و در تاریکی خیره شده
به نقطه ای
و نمی داند چه مرگش است،
چه مرگش هست؟!
خیره شده به نقطه ای
و با اینکه تمام لوازم الکترونیکی اعم از موبایل و کامپیوتر و ضبط صوت خاموش اند،
صدای یک موسیقی در سرش میپیچد
و ابروهایش را با ریتم موسیقی تکان میدهد
و چروک پیشانی اش را حس میکند...
تو می دانی...
انتظار هیچ اتفاقی را نکشیدن یعنی چه؟
تو می دانی...
اصلا هیچ چیز مهم نیست!
یعنی چه؟
تو می دانی...؟
من نمی دانم!
چمباتمه زدن نوعی نشستن است
که در آن کف پا را بر زمین میگذارند و زانوها را در بغل میگیرند...
علی سلطانی
تازه می بینم آدم چقدر می تونه
یکی رو دوست داشته باشه
حالا می فهمم که عشقم می تونه
مثل یه موجود زنده رشد کنه،
بزرگ بشه
📽 لیلا 1375
یکی رو دوست داشته باشه
حالا می فهمم که عشقم می تونه
مثل یه موجود زنده رشد کنه،
بزرگ بشه
📽 لیلا 1375
اون منو خواست ، من اونو
اون منو داشت ، من اونو
بود هَنو کاش پَهلومو
بود هَنو کاش پَهلومو
با خودم لَج کردم هی میگم میخوام هَمونو
دوستام میگن بَسه رفته اینجوری نَمونو
انقد عینِ دیوونه ها از اون نَخونو
ولی مـــن ، میخوام هَمونو ...
آرتا👇
اون منو داشت ، من اونو
بود هَنو کاش پَهلومو
بود هَنو کاش پَهلومو
با خودم لَج کردم هی میگم میخوام هَمونو
دوستام میگن بَسه رفته اینجوری نَمونو
انقد عینِ دیوونه ها از اون نَخونو
ولی مـــن ، میخوام هَمونو ...
آرتا👇
رفتم تو آشپزخونه يه كاپوچينو درست كنم، چايى نبات از پشت سماور اشاره كرد "بيا".
من آنقدر معمولی هستم که هیچ کس شیفته ی حرف زدنم نشود،
قلب هیچ کس با دیدنم نلرزد،
کسی برای چشم هایم نمیرد،
و شعری در وصف پیچ و خم گیسوانم سروده نشود...
من آنقدر معمولی هستم که
هیچ کس با خندیدنم ته دلش ضعف نرود،
هیچ کس از نبودنم غصه اش نگیرد و
جای خالیم توی ذوق نزند...
من یک آدم معمولی هستم،
حتی از معمولی هم معمولی تر،
ولی من دوست داشتن را بلدم،
اینکه با تمام وجودم یک نفر را دوست داشته باشم بلدم،
اینکه برای بودنش و ماندنش از جان و دل مایه بگذارم هم بلدم...
من زیادی معمولی هستم،
ولی همینِ منِ معمولی میداند باید
پای خواسته اش بایستد...
برای پیچ و خمی موهای کسی که دلش را لرزانده شاعری کند
و دلش از خنده یک نفر ضعف برود...
همینِ منِ از معمولی معمولی تر
تمام قد پای دوست داشتن ماندن را ولی خوب بلد است...
#فاطمه_جوادی
قلب هیچ کس با دیدنم نلرزد،
کسی برای چشم هایم نمیرد،
و شعری در وصف پیچ و خم گیسوانم سروده نشود...
من آنقدر معمولی هستم که
هیچ کس با خندیدنم ته دلش ضعف نرود،
هیچ کس از نبودنم غصه اش نگیرد و
جای خالیم توی ذوق نزند...
من یک آدم معمولی هستم،
حتی از معمولی هم معمولی تر،
ولی من دوست داشتن را بلدم،
اینکه با تمام وجودم یک نفر را دوست داشته باشم بلدم،
اینکه برای بودنش و ماندنش از جان و دل مایه بگذارم هم بلدم...
من زیادی معمولی هستم،
ولی همینِ منِ معمولی میداند باید
پای خواسته اش بایستد...
برای پیچ و خمی موهای کسی که دلش را لرزانده شاعری کند
و دلش از خنده یک نفر ضعف برود...
همینِ منِ از معمولی معمولی تر
تمام قد پای دوست داشتن ماندن را ولی خوب بلد است...
#فاطمه_جوادی