۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.89K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
من آنقدر معمولی هستم که هیچ کس شیفته ی حرف زدنم نشود،
قلب هیچ کس با دیدنم نلرزد،
کسی برای چشم هایم نمیرد،
و شعری در وصف پیچ و خم گیسوانم سروده نشود...
من آنقدر معمولی هستم که
هیچ کس با خندیدنم ته دلش ضعف نرود،
هیچ کس از نبودنم غصه اش نگیرد و
جای خالیم توی ذوق نزند...
من یک آدم معمولی هستم،
حتی از معمولی هم معمولی تر،
ولی من دوست داشتن را بلدم،
اینکه با تمام وجودم یک نفر را دوست داشته باشم بلدم،
اینکه برای بودنش و ماندنش از جان و دل مایه بگذارم هم بلدم...
من زیادی معمولی هستم،
ولی همینِ منِ معمولی میداند باید
پای خواسته اش بایستد...
برای پیچ و خمی موهای کسی که دلش را لرزانده شاعری کند
و دلش از خنده یک نفر ضعف برود...
همینِ منِ از معمولی معمولی تر
تمام قد پای دوست داشتن ماندن را ولی خوب بلد است...
#فاطمه_جوادی
I can pretend
If you'll satisfied?
"POOBON"
یادته میگفتی هوا منو داری بودیم با هم هم اتاقی
تنها نرو جایی
چون همه کارامون دونفره بود ولی
یادته میگفتی هوا منو داری بودیم با هم هم اتاقی
تنها نرو جایی
چون همه کارامون دونفره بود ولی
لباش رو لبای من نمیشه مثله تو برای من
چون خرابه هوای من نباشی کنار من
شبا رو هم آتیشو دوده با یه نورکم توی خونه سرد
دلم که تنگ میشه پنج صبح میخوابم نگاه به سقف
نه ...
با هرکی هرجا رفتم
من به تو فکر میکردم
من به تو فکر میکردم
"LIMIT"
I didn't wanna' hurt you any longer
I know I feel lost when I'm alone yeah
Caught up in my self I feel so gone girl
Baby just come here let's get along girl

I didn't wanna' hurt you any longer
I know I feel lost when I'm alone yeah
Caught up in my self I feel so gone girl
Baby just come here let's get along girl

I thought it was ok to leave, no
Clearly it wasn't I know that I did you wrong
Your lips a craving for me
I thought I'd be through with it all
But baby girl I'm not at all
I keep messaging you on your phone
All the air that I'm breathing is so hard to breath in
So sick of these bitches they always been needin'
But no
So baby pick up your phone
Cause I been thinkin' bout you
Yeah I've been thinkin' bout you

I know that I've made mistakes
But baby I've been feelin' ways
So baby will you feel these waysa
بی مرز تر از عشقم و
بی خانه تر از باد
ای فاتح بی لشگر من
خانه ات آباد ...

#شهریار
اگر من نهایتا تا فردا یا پس فردا عاشق شوم یا لاقل تظاهر به آن کنم. احتمالا آخر هفته اولین قرارمان خواهد بود.
از فردا که عاشق شوم تا روز ولنتاین نزدیک یک ماه وقت دارم، در این یک ماه اگر هفته‌ای دوبار هم را ببینیم با حساب روز اول که یادمان نرود از خودمان عکس بگیریم، اگر هر بار حداقل چهارتا عکس خوب بگیریم تا ولنتاین من یک مجموعه سی و دوتایی عکس دارم.

از شواهد معلوم است استعداد من در ژست گرفتن بدک نیست و به شما قول می‌دهم این سی و دوتا عکس اصلا شبیه قبلی نباشند.
آن جمله بی مزه پروفایلم که نوشتم: " نیمچه دکتر اصفهانی که در نوشتن مقتصد نیست" را برمی‌دارم
و شاید به جایش بنویسم" ببین قلبی که برای تو می تپد"!
از این استیکرهای قلب قرمز هم یکی در پروفایلم می‌گذارم و اگر متوجه نشدید دیگر مجبورم اسمش را بنویسم و کنارش یک استیکر قلب، یک استیکر دختر و پسر بوس‌کنان بگذارم.

آخ راستی یادم افتاد، من نیمچه نویسنده هم هستم مثلاً. فکر کن این‌همه عکس را که بدون کپشن عاشقانه نمی‌گذارم. آن هم من؟
من که از راهنمایی کارم نوشتن نامه‌های عاشقانه سفارشی برای بچه های کلاس بوده. آنوقت انتظار دارید سر شما را نبرم با متن‌های آبکی عاشقانه؟

اعتراف می‌کنم آبکی چون انتظار ندارید که مثل قبل بتوانم متن بنویسم؟ بالاخره بخش زیادی از وقتم می‌رود برای حرف زدن با محبوبم در روزهای اول آشنایی‌امان!
شاید دیگر حالا خیلی خواستم دل بسوزانم، اسکرین چت‌های عاشقانه‌امان را در استوری گذاشتم، متاسفانه این‌ها جدا از آن عکس وافل و شیک و قهوه است که در استوری می‌گذارم تا شما در جریان باشید سلیقه غذایی من و محبوبم چقدر به هم نزدیک است!

البته می دانم شاید آمادگی اش را ندارید، اینطور یکهو! اما یک متن راجع همین می‌نویسم با تیتر " آه که عشق خبر نمی‌کند." تا بلکه شما را قانع کنم! در کامنت‌ها احتمالاً بنویسید " پایدار" یا " مبارک باشد" یا ممکن است حتی لایک نکنید، شاید هم اصلاً آنفالو کردید!

بی‌احترامی هم که شک نکنید ریپورت می‌کنم. خلاصه اینکه می‌رسد به ولنتاین و شما اگر مرا بشناسید که فکر نکنم اینطور بشناسید، نمی‌دانید با چندتا شمع و بادکنک قرمز و افکت‌های ویژه عکاسی چه غوغایی که به پا نمی‌کنم.
البته از الان می‌گویم که روز ولنتاین کشیک هستم و عکس‌هایی که آن روز آپلود می‌کنم صرفا جهت گول‌زدن شما و فاقد اعتبار دیگر است. احتمالا باید یاد بگیرم مثل همیشه غد و لجباز نباشم و مثلا در جواب او که می‌گوید:" خوشم نمیاد بیای اینستا" نمی‌گویم:" اتفاقا بابام هم خوشش نمیاد بیام پیش تو!" و به جایش می‌گویم: " ببین عجقم، همه تو اینستا میدونن من و تو مال همیم! عیبی نداره که عجیجم !"
خلاصه اینکه اگر کار بالا بگیرد و حتی دعوا کنیم نهایتش یک کپشن عاشقانه نسبتاً غمگین می نویسم و فردایش که آشتی کردیم آن را پاک می‌کنم.
بالاخره هر طور شده تا ولنتاین سنگر را حفظ می‌کنم که از بقیه کم نیاورم، حالا بعدش مهم نیست، کات کردیم از اول پست‌ها را پاک می‌کنم.

این همه مزه پراندم که بگویم مواد اولیه برای خیلی از رابطه‌هایی که حسرتش را می‌خوریم همینقدر است!
کاری به آنها ندارم که سالهاست با هم مانده‌اند.

اما گرفتن ماهگرد آن‌هم با گل و بادکنک و شکلات تضمین نمی‌کند
صد در صد آن رابطه تا ماهگرد بعد هم ادامه پیدا کند.

حالا از الان تا یک ماه بعد شما یا عکس ولنتاین لایک می‌کنید یا کپشن‌های "گند بزند به این سینگل لایف"
اما خواستم بدانید
همه مردم نه به خوشبختی عکس‌هایشان هستند و نه به بدبختی کپشن‌هایشان!
#غزل_رحیمي
من اگر دهه‌ی چهلی بودم قطعا روشنفکر نمیشدم
گاو
طبیعت بی‌جان
آرامش در حضور دیگران نمیساختم
گوگوش که صدا میشد
حالا یه مرداب شدم
ی اسر نیمه جون
در کافه‌ای سیاه مست می‌کردم
موتورم را روشن میکردم
و تمام کسانی که حتی به تو فکر‌
ببین حتی فکر
حتی فکر کرده بودند
را با چاقو سلاخی میکردم
بعد به کافه برمیگشتم
با دستان خونی
و نام تو را روی میز کافه مینوشتم
تو قبل از اجرا روی آن میز می‌نشینی
نامت را می‌بینی
و
به جستجوی من در شهر میخوانی
فکر نکنم فراموش کنی که من
به صدات
به دستهات
به سر انگشتهات عاشقم
تو ‌میخوانی در تمام شهر
پیدا نمی‌شوم
شهری عاشقت می‌شوند
خیالم راحت است که غصه دیدن جسدم را نخواهی خورد
فکر میکنی گم شده‌ام
من اما با پای خویش خودم را غرق می‌کنم
دریاچه
در سرخی غروب
ارغوانی میشود
حالا هر روز به من فکر ‌میکنی
حالا هر روز بی‌تابانه به تو فکر میکنم
#سجاد_افشاریان
که می شود به رگ و پوست، از تو تیغ کشید
که می شود به تو چسبید و بعد جیغ کشید

که می شود وسط ِ وان، دچار فلسفه شد
که زیر آب فرو رفت... واقعا خفه شد!

که مثل من، ته ِ آهنگ ِ «راک» گریه کنی!
جلوی پاش بیافتی به خاک... گریه کنی

#سيد_مهدى_موسوى
هزارو يك شبِ من پر از صداىِ تو بود
گريه ى هر شبِ من فقط براىِ تو بود..⚫️