Forwarded from 𝑷𝒂𝒓𝒂𝒅𝒊𝒔𝒆🌙☁
کاش میشد یه روزایی از زندگیو ادیت کرد..!
Forwarded from 𝑷𝒂𝒓𝒂𝒅𝒊𝒔𝒆🌙☁
I even think I found God
In the flash bulbs of the pretty cameras🕊🌼
In the flash bulbs of the pretty cameras🕊🌼
احمقانه ترین دلتنگی اونجاس که با گوشی دوستات عکس پروفایلشو چک میکنی...
اسکار غم انگیز ترین عاشقانه هم میرسه به #سعدی اونجا که میگه:
اگر چه دل به کسی داد
جان ماست هنوز...
#یار_قدیمی
اگر چه دل به کسی داد
جان ماست هنوز...
#یار_قدیمی
اگر زنی آرایشش ناقص بود و آن چنان که باید به آرایشش توجه نکرد
گمان نکن آرایش کردن را بلد نیست یا آرایش کردن را دوست ندارد...
میدانی چیست؟؟
زن زاده شده برای توجه و جذب
زن زاده شده برای زیبایی
اما وای از آن روزی که زن تنها باشد
وای از آن روزی که زن کسی را نداشته باشد برایش ناز و عشوه بیاید
وای از آن روزی که زن کسی را نداشته باشد بگوید:"به به چقدر این رنگ رژ به تو میاد خوشگلم "
،یا "این مدل خط چشم زیباییت را دوچندان کرده"...
وقتی زن تنها باشد برایش مهم نیست رژش از گوشه لبانش بیرون زده باشد..
وقتی زن تنها باشد برایش مهم نیست خط چشمش را کج کشیده باشد
وقتی زن تنها باشد برایش مهم نیست چند ماهی باشد ریشه مو های روشنش در آمده و مشکی شده باشد
اصلا مهم نیست
#امیرعلی_اسدی
گمان نکن آرایش کردن را بلد نیست یا آرایش کردن را دوست ندارد...
میدانی چیست؟؟
زن زاده شده برای توجه و جذب
زن زاده شده برای زیبایی
اما وای از آن روزی که زن تنها باشد
وای از آن روزی که زن کسی را نداشته باشد برایش ناز و عشوه بیاید
وای از آن روزی که زن کسی را نداشته باشد بگوید:"به به چقدر این رنگ رژ به تو میاد خوشگلم "
،یا "این مدل خط چشم زیباییت را دوچندان کرده"...
وقتی زن تنها باشد برایش مهم نیست رژش از گوشه لبانش بیرون زده باشد..
وقتی زن تنها باشد برایش مهم نیست خط چشمش را کج کشیده باشد
وقتی زن تنها باشد برایش مهم نیست چند ماهی باشد ریشه مو های روشنش در آمده و مشکی شده باشد
اصلا مهم نیست
#امیرعلی_اسدی
اگر از حرفش دلخورید
اگر از رفتارش ناراحتید؛
همان لحظه بگویید ...
مبادا بگذارید دلخوری های کوچک جمع شود تا نتیجه اش بشود یک کینه ی وحشتناک که در اولین بحثِ کوتاه، طوری به زبانتان بیاید که ریشه ی رابطه تان را از بیخ و بن قطع کند...
#سحر_رستگار
اگر از رفتارش ناراحتید؛
همان لحظه بگویید ...
مبادا بگذارید دلخوری های کوچک جمع شود تا نتیجه اش بشود یک کینه ی وحشتناک که در اولین بحثِ کوتاه، طوری به زبانتان بیاید که ریشه ی رابطه تان را از بیخ و بن قطع کند...
#سحر_رستگار
من ره به خلوت عشق
هرگز نبرده بودم
پیدا نمیشدی تو
شاید که مرده بودم
هرگز نبرده بودم
پیدا نمیشدی تو
شاید که مرده بودم
آدمها مست می کنند
یکی را اشتباهی، جای یکی دیگر، می بوسند
و تظاهر می کنند که حالشان خوب است
آدمها هر کاری می کنند تا حواس قلبشان را پرت کنند
هر کاری می کنند تا یادشان برود که دلشان برای کسی تنگ شده است
یکی را اشتباهی، جای یکی دیگر، می بوسند
و تظاهر می کنند که حالشان خوب است
آدمها هر کاری می کنند تا حواس قلبشان را پرت کنند
هر کاری می کنند تا یادشان برود که دلشان برای کسی تنگ شده است
-اینقدسيگارنکش
+اگه نکشم میمیرم
-اگه بکشی بادردمیمیری
+اگه نکشم ازدردمیمیرم
-هوای دودی جلوی درد رونمیگیره
+هوای صافم جلوی مرگ رونمیگیره
+اگه نکشم میمیرم
-اگه بکشی بادردمیمیری
+اگه نکشم ازدردمیمیرم
-هوای دودی جلوی درد رونمیگیره
+هوای صافم جلوی مرگ رونمیگیره
ساعت های شبانه زندگی مثه قهوه ست، با اینکه یکم تلخی داره ولی بدجور به دل میشینن
اینکه میگه "کسی باید باشه که سر خستگیاتو به روی سینه بگیره برای دلواپسی هات واسه سادگیت بمیره " میتونسته آیه ی قرآن باشه حتی
دو تا دختر کنار شومینه ن
خسته از خاطرات این خونه
بغلم می کنی که آغوشت
مثل آتیش داغ می مونه
دختر اوّلی شبیه منه
بغضشو قورت داده با لبخند
به خودش مثل بید می لرزه
توی هر کوچه، زیر هر پشه بند
سوژه ی عشقبازی و کتکه
یا باید توی خونه کار کنه
چمدونش رو بسته با گریه
تا به آغوش تو فرار کنه
نمی خواد چند تا لباس بشه
توی رؤیای یه زن خوشبخت
بشه ماشین برای جوجه کشی
جلوی ماهواره، داخل تخت
دختر دومی شبیه توئه
توو سرش انفرادی و خونه
کیفشو توی راه گم کرده
ساعت قرصاشو نمی دونه
توی رگ هاش عصاره ی الکل
رو لبش شعر و دود سیگاره
هر دفه دست می کشم به تنش
جای شلاق تازه ای داره
کلّ دنیاش کتاب و کابوسه
با یه هدفون همیشه توو گوشش
می پره با صدای باد از خواب
منو می گیره توی آغوشش
دو تا دختر کنار شومینه ن
زندگیشون گره زده به غمه
دیگه از هیچ چی نمی ترسن
دستاشون قفل، توی دست همه...
سید مهدی موسوی
خسته از خاطرات این خونه
بغلم می کنی که آغوشت
مثل آتیش داغ می مونه
دختر اوّلی شبیه منه
بغضشو قورت داده با لبخند
به خودش مثل بید می لرزه
توی هر کوچه، زیر هر پشه بند
سوژه ی عشقبازی و کتکه
یا باید توی خونه کار کنه
چمدونش رو بسته با گریه
تا به آغوش تو فرار کنه
نمی خواد چند تا لباس بشه
توی رؤیای یه زن خوشبخت
بشه ماشین برای جوجه کشی
جلوی ماهواره، داخل تخت
دختر دومی شبیه توئه
توو سرش انفرادی و خونه
کیفشو توی راه گم کرده
ساعت قرصاشو نمی دونه
توی رگ هاش عصاره ی الکل
رو لبش شعر و دود سیگاره
هر دفه دست می کشم به تنش
جای شلاق تازه ای داره
کلّ دنیاش کتاب و کابوسه
با یه هدفون همیشه توو گوشش
می پره با صدای باد از خواب
منو می گیره توی آغوشش
دو تا دختر کنار شومینه ن
زندگیشون گره زده به غمه
دیگه از هیچ چی نمی ترسن
دستاشون قفل، توی دست همه...
سید مهدی موسوی