بهترین هدیه ای که میتونین به کسی بدین زمانتون ، عشقتون ، نگرانیتون و توجهتونه بقیه چیزا الکیه 😍🙈🙊
جهان از چشم های تو شروع می شود؛
و جایی
در امتداد آشفتگی موهایت
به باد میرود…
و جایی
در امتداد آشفتگی موهایت
به باد میرود…
گاهی باید در مواجهه با انسان های کسمغز کوتاه آمد تا دامنه ی کسخلیت آنها افزایش نیافته و دیگران را نیز بگا ندهند گاهی کوتاه آمدن و به کیر گرفتن دیگران بهترین روش برای جلوگیری از آسیب به خود و دیگران است شاید در ابتدا اینگونه به نظر بیاید که فرد کسخل مقابل شمارا خاک کرده و در حال تلمبه زدن روی شماست اما اگر افق زاویه دید و بدنی خود را عوض کنید متوجه میشوید که از خسرانی بزرگتر جلوگیری کرده اید . صبور باشید تجدید قوا کنید و در زمان مناسب خارمادر طرف را یکی کنید.
گاهی اوقات کوتاه آمدن باعث نجات خودت وبقیه میشه...!
گاهی اوقات کوتاه آمدن باعث نجات خودت وبقیه میشه...!
چه فلسفه ای پشت این تناقض است ؟
که هیچ از عشق نمی دانی
ولی عاشقانه های چشمانت
مشق هر شبم شده ...
#آریا_نوری
که هیچ از عشق نمی دانی
ولی عاشقانه های چشمانت
مشق هر شبم شده ...
#آریا_نوری
براي دوست داشتنت؛
حق انتخابي نداشتم ...
دُرست مثل
انتخاب خانواده و مليتم ،
وگرنه كدام زنِ عاقلي
عاشق مردي مي شود كه
دور است ،
دير مي آيد
و
سخت مي گويد
" دوستت دارم ! "
#ساینا_سلماني
.
حق انتخابي نداشتم ...
دُرست مثل
انتخاب خانواده و مليتم ،
وگرنه كدام زنِ عاقلي
عاشق مردي مي شود كه
دور است ،
دير مي آيد
و
سخت مي گويد
" دوستت دارم ! "
#ساینا_سلماني
.
اگه یکی رو دارین که شبا دستاشو بگیرین و تو بغلش یواش یواش خوابتون ببره یعنی #خوشبختین
قتل عمد؟!
فقط دروغ گفتن به کسی که خالصانه همه حرفات رو باور میکنه!
فقط دروغ گفتن به کسی که خالصانه همه حرفات رو باور میکنه!
دنیا پُره از آدمایی که میان، نمیمون و میرن. هر آدمی باید یه پنجرهی شخصی داشته باشه رو به یه خیابون بیانتها که هروقت دلش گرفت و هیچکس نبود، سرش رو به اون تکیه بده، به یه نقطهی نامشخص خیره بشه و همهی عمرش رو گریه کنه.
گاهی فکر نکردن به کسی، از زندگی کردن سختتره. وقتی نمیتونی خودت رو دور بریزی، وقتی نمیتونی از یاد ببری، باید یه گوشه بشینی و برای هرچی نداری گریه کنی.
یه پنجره، بیشتر از هر آدمی میتونه حرفات رو بشنوه و هیچی نگه، انقدر که با اولین بارون، بهت فکر کنه و گوله گوله اشک بریزه.
«پشت هر پنجره یه آدم نگران هست که حرف نمیزنه، فقط اشک میریزه».
گاهی فکر نکردن به کسی، از زندگی کردن سختتره. وقتی نمیتونی خودت رو دور بریزی، وقتی نمیتونی از یاد ببری، باید یه گوشه بشینی و برای هرچی نداری گریه کنی.
یه پنجره، بیشتر از هر آدمی میتونه حرفات رو بشنوه و هیچی نگه، انقدر که با اولین بارون، بهت فکر کنه و گوله گوله اشک بریزه.
«پشت هر پنجره یه آدم نگران هست که حرف نمیزنه، فقط اشک میریزه».
خواستن كه راحت است. همه مان به سنى رسيده ايم كه خواستن را بلديم. اما گاهى مهم ياد گرفتنِ نخواستن است. كه بلد باشيم كه و چه را نخواهيم. كه بلد باشيم چه كسانى و چه چيزهايى آنِ ما نيستند. كه بلد باشيم هستند، اما نه براى آنكه ما آنها را داشته باشيم. هستند كه آن و مالِ ديگران باشند و همهء حرمت و زيباييشان براى ما به نداشتن آنهاست.
زور بي جا زدن است تلاش براى داشتنشان. حتى اگر خواستنشان زمان زيادى از روزگارمان را در اختيار گرفته باشد، زمان بيشترى را بايد براى يادگيرىِ نخواستنشان صرف كنيم.
صرفِ هنرِ نخواستن.
نخواستنِ هرآنچه و آنكه از جنس داشتن نيست.
حداقل براى ما.
زور بي جا زدن است تلاش براى داشتنشان. حتى اگر خواستنشان زمان زيادى از روزگارمان را در اختيار گرفته باشد، زمان بيشترى را بايد براى يادگيرىِ نخواستنشان صرف كنيم.
صرفِ هنرِ نخواستن.
نخواستنِ هرآنچه و آنكه از جنس داشتن نيست.
حداقل براى ما.
کودک درونش فلج اطفال گرفته بود و عمری بود که احساسش زمین گیر شده بود...