دلتنگ که باشی
آدم دیگری میشوی !
خشن تر
عصبی تر
کلافه تر
و تلخ تر
و جالبتر اینکه
با اطراف هم کاری نداری
همه اَش را نگه میداری
و دقیقا سرِ همان کسی خالی میکنی
که دلتنگش هستی...
آدم دیگری میشوی !
خشن تر
عصبی تر
کلافه تر
و تلخ تر
و جالبتر اینکه
با اطراف هم کاری نداری
همه اَش را نگه میداری
و دقیقا سرِ همان کسی خالی میکنی
که دلتنگش هستی...
میشود بغلم کنی؟؟
محکم...
از آنهایی که سرم چفت شود روی قلبت و حتی هوا هم بینمان نباشد...
میشود بغلم کنی؟؟
دلم تنگ است...
برای بوی تنت،
برای دستانت که دورم گره شود
و برای حس امنیتی که آغوشت دارد...
میشود بغلم کنی؟؟
هیچ نگویی،
فقط...
بگذاری گریه کنم...
و آرام در گوشم بگویی مگر من نباشم که اینجور گریه کنی
میشود بغلم کنی؟؟
تمام شهر میدانند از تو هم پنهان نیست،
همین روزهاست که دلتنگی کاری دستم دهد...
و در حسرت لمس دوباره ی آغوشت
برای همیشه بمانم...
میشود بغلم کنی..؟؟
محکم...
از آنهایی که سرم چفت شود روی قلبت و حتی هوا هم بینمان نباشد...
میشود بغلم کنی؟؟
دلم تنگ است...
برای بوی تنت،
برای دستانت که دورم گره شود
و برای حس امنیتی که آغوشت دارد...
میشود بغلم کنی؟؟
هیچ نگویی،
فقط...
بگذاری گریه کنم...
و آرام در گوشم بگویی مگر من نباشم که اینجور گریه کنی
میشود بغلم کنی؟؟
تمام شهر میدانند از تو هم پنهان نیست،
همین روزهاست که دلتنگی کاری دستم دهد...
و در حسرت لمس دوباره ی آغوشت
برای همیشه بمانم...
میشود بغلم کنی..؟؟
آدم بعضی چیزا رو که میبینه، هیچ حرفی واسه گفتن نداره
اون لحظه فقط باید نگاش کرد از اون نگاه های معنادار و با جذبه! ( شاید فهمید) :۰)
اون لحظه فقط باید نگاش کرد از اون نگاه های معنادار و با جذبه! ( شاید فهمید) :۰)
مرا سکوت مخوان
من ترانه ای غمگین بودم
بر دهان پرنده ای که خواندن نمیدانست!
عرفان پاکزاد
من ترانه ای غمگین بودم
بر دهان پرنده ای که خواندن نمیدانست!
عرفان پاکزاد
كاش يه اپليكيشنى ميساختين نشون بده حداقل طرف به ما فكر ميكنه يا نه.
مملکتی که تیراژ کتاب در آن شده پانصد ششصد جلد، مردمانش نباید دکتر بروند ؟ یعنی صفا می کنیم برای خودمان. کتاب فروشی ها می شود پیتزافروشی، کتابخانه ها حداکثر شده قرائت خانه ی پشت کنکوری ها، تیراژ کتاب لای باقالی، کتاب خوان ها (اگر بیابیم) اهالی مریخ اند، ما هم که باحالیم! همه هم که شیرین زبان و طناز و بذله گو، از طرف می پرسی آخرین کتابی که خوانده ای کی بوده؟ می گوید می خواستم آخرین درسم را پاس کنم... بعد هم هرهر می خندد طوری که بیست و یک دندان خراب از مجموع سی و دو دندانش را می شود شمرد.
خب کتاب نمی خوانی ،مسواک هم که نمی زنی بعد می شود این و نق می زنی به قیمت دندانپزشکی!
چقدر خوبیم ما_ابراهیم رها
خب کتاب نمی خوانی ،مسواک هم که نمی زنی بعد می شود این و نق می زنی به قیمت دندانپزشکی!
چقدر خوبیم ما_ابراهیم رها
من به صندلی بغل راننده نمیگم صندلی شاگرد اون صندلی عشقه... صندلی عشقِ راننده... اونی اونجا میشینه که کسی که پشت فرمونه هرجا زد به سرش بتونه دستشو بگیره و با آهنگِ ضبطِ ماشین براش بلند بلند بخونه ...💕
بانوی این روزهای قلب من!
باور کن
در تمامی لحظات بی تو بودنم
تمامی لحظات با تو بودن را دوره میکنم
راستش را بگویم، دوره میشود، شده است امری ناخودآگاه....
درست مثل کودکی که تمام دنیای بچگیش ماشین اسباب بازیی است که مادرش برای تولدش گرفته بود...
همان قدر شیرین،همان قدر جذاب، همان قدر دوست داشتنی و ماندگار...
#محیکس
باور کن
در تمامی لحظات بی تو بودنم
تمامی لحظات با تو بودن را دوره میکنم
راستش را بگویم، دوره میشود، شده است امری ناخودآگاه....
درست مثل کودکی که تمام دنیای بچگیش ماشین اسباب بازیی است که مادرش برای تولدش گرفته بود...
همان قدر شیرین،همان قدر جذاب، همان قدر دوست داشتنی و ماندگار...
#محیکس