Call me and tell me you hate me, but just let me hear your voice :/
بهم زنگ بزن و بگو ازم متنفری
ولی فقط بذار صداتو بشنوم
بهم زنگ بزن و بگو ازم متنفری
ولی فقط بذار صداتو بشنوم
هيچوقت يجور نباشين كه يكى ارزوش اين بشه تمومه حافظه و خاطراتى كه با شما داشترو بتونه بكنه از مغزش بندازه سطل اشغال
بالاخره يه روزم ميرسه كه من مجبور نيستم با لبخند آدم ها رو رها كنم تا نفهمن چقدر دلم ميخواست كه بمونن...
کنج میدون
خسته از کار
هوا سرد
دست تو جیب و چشما جمع
_اقا یه خیابون اونورِ انقلاب؟
_بیا بالا...
بوی سیگار کهنه تو ماشین
راننده تو خودش
من فکرم تو فکرِ راننده
ضبط قدیمی
خواننده داریوش
آهنگ؟
ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم...
خیابون خلوت
کرکره ها پایین
جلو سینما
دو نفر چسبِ هم
_ولیعصر؟
_بیاید بالا...
صندلی عقب
_سرده...
_میگی سرده ینی بچسبم بهت؟
خنده
چسبید بهش
راننده آینه رو تکون داد اونوری نبینه عقبو
فلش بک به دوسال پیش
آخر شب رو جدولِ جلو سینما
_لباس گرم نپوشیدی چرا؟
_سردم شه بغلم کنی
حال
صندلی عقب
_فیلم خوبی بود
_اره فقط بعد از بیست دقیقه اول دیگه نفهمیدم چی به چیه
_چرا؟
_دقیقه بیست اینا بود سرت اومد رو شونم...
فلش بک
تو پیاده رو
_حوصلم سر رفت
_بریم سینما؟
_بریم سینما تو فیلم ببین من تورو ببینم
حال
صندلی عقب
صدا بوسه
راننده ولوم ضبطو برد بالا
داریوش
منکه باور ندارم اونهمه خاطرمون...
فلش بک
تو اتوبوس سرپا
مرز بین زنونه مردونه
_اینجا جای بوس کردنه اخه؟ نگامون کردن جمعیت
_دلم خواست
حال
نگاه راننده به لرزِ دست و لب و پام
_سردته؟
_نه نگهدارید پیاده میشم
_نرسیدیم هنوز به اونجا
_پیاده میشم
زد بغل
دستگیره درو پیدا نمیکردم
باز شد با بدبختی
پیاده شدم
چهار قدم رفتمو برگشتم
پول از دستم ریخت کفِ خیابون
صدا تو ذهنم
نگاه نکن عقبو
نگاه نکن عقبو
چطوری اخه؟
زل زده بهم
فلش بک به یه سال و دوماه پیش
رو همون جدولای جلو سینما
_اگه یه روز اتفاقی تو خیابون دیدیم همو روتو نکن اونور
_اگه با یکی دیگه دیدمت چی؟
سکوت...
#علی_سلطانی
خسته از کار
هوا سرد
دست تو جیب و چشما جمع
_اقا یه خیابون اونورِ انقلاب؟
_بیا بالا...
بوی سیگار کهنه تو ماشین
راننده تو خودش
من فکرم تو فکرِ راننده
ضبط قدیمی
خواننده داریوش
آهنگ؟
ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم...
خیابون خلوت
کرکره ها پایین
جلو سینما
دو نفر چسبِ هم
_ولیعصر؟
_بیاید بالا...
صندلی عقب
_سرده...
_میگی سرده ینی بچسبم بهت؟
خنده
چسبید بهش
راننده آینه رو تکون داد اونوری نبینه عقبو
فلش بک به دوسال پیش
آخر شب رو جدولِ جلو سینما
_لباس گرم نپوشیدی چرا؟
_سردم شه بغلم کنی
حال
صندلی عقب
_فیلم خوبی بود
_اره فقط بعد از بیست دقیقه اول دیگه نفهمیدم چی به چیه
_چرا؟
_دقیقه بیست اینا بود سرت اومد رو شونم...
فلش بک
تو پیاده رو
_حوصلم سر رفت
_بریم سینما؟
_بریم سینما تو فیلم ببین من تورو ببینم
حال
صندلی عقب
صدا بوسه
راننده ولوم ضبطو برد بالا
داریوش
منکه باور ندارم اونهمه خاطرمون...
فلش بک
تو اتوبوس سرپا
مرز بین زنونه مردونه
_اینجا جای بوس کردنه اخه؟ نگامون کردن جمعیت
_دلم خواست
حال
نگاه راننده به لرزِ دست و لب و پام
_سردته؟
_نه نگهدارید پیاده میشم
_نرسیدیم هنوز به اونجا
_پیاده میشم
زد بغل
دستگیره درو پیدا نمیکردم
باز شد با بدبختی
پیاده شدم
چهار قدم رفتمو برگشتم
پول از دستم ریخت کفِ خیابون
صدا تو ذهنم
نگاه نکن عقبو
نگاه نکن عقبو
چطوری اخه؟
زل زده بهم
فلش بک به یه سال و دوماه پیش
رو همون جدولای جلو سینما
_اگه یه روز اتفاقی تو خیابون دیدیم همو روتو نکن اونور
_اگه با یکی دیگه دیدمت چی؟
سکوت...
#علی_سلطانی
+ عشق دو وجه داره، یکی "موندن" و اون یکی "رفتن".
- جالبه...! خُب تو کدومشو ترجیح میدهی؟
+ "رفتن" رو، اینطوری لااقل ظاهرش سالها حفظ میشه.
ماها با موندن، بیشتر مواقع به عشق گند میزنیم. یه نگا به آدمایِ عاشق اطرافت بنداز ...
#حمیدجدیدى
- جالبه...! خُب تو کدومشو ترجیح میدهی؟
+ "رفتن" رو، اینطوری لااقل ظاهرش سالها حفظ میشه.
ماها با موندن، بیشتر مواقع به عشق گند میزنیم. یه نگا به آدمایِ عاشق اطرافت بنداز ...
#حمیدجدیدى
بافتــن براى من فصل ندارد
حتماً كه نبايد زمستــان باشد
من هرشب مى بافم
روياىِ آمدنت را
به كابوسِ رفتنت..
رويا ميبافم..
يكى از رو..
كه اگر بيايى فُلان لباسم را ميپوشم..
فُلان غذا را درست ميكنم..
فُلان حرفها را به تو ميزنم..
و كابوس ميبافم..
يكى از زير...
كه فُلان حرف را زدو رفت..
كه فُلان روز بود كه بر نگشت..
كه فُلان ترانه را خواند و نماند..
و هرشب قبل از خواب ميبافم..
يكى از رو
يكى از زير
يكى از رو
يكى از زير...
#فرزانه_صدهزارى
حتماً كه نبايد زمستــان باشد
من هرشب مى بافم
روياىِ آمدنت را
به كابوسِ رفتنت..
رويا ميبافم..
يكى از رو..
كه اگر بيايى فُلان لباسم را ميپوشم..
فُلان غذا را درست ميكنم..
فُلان حرفها را به تو ميزنم..
و كابوس ميبافم..
يكى از زير...
كه فُلان حرف را زدو رفت..
كه فُلان روز بود كه بر نگشت..
كه فُلان ترانه را خواند و نماند..
و هرشب قبل از خواب ميبافم..
يكى از رو
يكى از زير
يكى از رو
يكى از زير...
#فرزانه_صدهزارى
+ دنبال کی میگردی؟
- خودم .
+ مگر کجایی؟
- تویِ دست هایِ تو، لایِ موهایِ تو. کارم ساخته شده...
#عباس_معروفی
کتاب #سال_بلوا
- خودم .
+ مگر کجایی؟
- تویِ دست هایِ تو، لایِ موهایِ تو. کارم ساخته شده...
#عباس_معروفی
کتاب #سال_بلوا
آیا ﻣﯿﺪاﻧﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ در ﻣﺮﺩﺍﺏ
ﮔﻞ ﻣﯿﺪهد
برای ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﺪ در ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻫﻢ
ﻣﯿﺸود ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ...
میشود زیبا بود...
ﻣﯿﺸود ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩ ...
ﻣﯿﺸود ﻗﻮﯼ ﺑﻮﺩ ...
ﻣﯿﺸود ﺍﻣﯿﺪ ﺩاشت ...
ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ﻣﺮﺩﺍﺏ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﺗﺮﯾﻦ ﮔﻞ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ.
ﮔﻞ ﻣﯿﺪهد
برای ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﺪ در ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻫﻢ
ﻣﯿﺸود ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ...
میشود زیبا بود...
ﻣﯿﺸود ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩ ...
ﻣﯿﺸود ﻗﻮﯼ ﺑﻮﺩ ...
ﻣﯿﺸود ﺍﻣﯿﺪ ﺩاشت ...
ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ﻣﺮﺩﺍﺏ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﺗﺮﯾﻦ ﮔﻞ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ.
وقتى كنار اون ميخنديدم تازه قدرِ دستاتتو ميفهميدم
رابطه كه تمام ميشود؛
نفرِ بعد از ما ميشود منفور ترين لعنتىِ دنيا!
ميخواهيم خونسرد باشيم اما نميشود كه نميشود
خودمان را يك كفه و او را ميگذاريم كفه ى ديگر ...
مى افتيم به جانِ مقايسه كردن
تيپش را
خنديدنش را
شخصيتش را
بايد جواب بگيريم
بايد پيدا كنيم چيزى كه قانعمان كند!
"نفر سومها تا آخر عمر،تصويرشان از ذهنمان پاك نميشود"
#علي_قاضي_نظام
نفرِ بعد از ما ميشود منفور ترين لعنتىِ دنيا!
ميخواهيم خونسرد باشيم اما نميشود كه نميشود
خودمان را يك كفه و او را ميگذاريم كفه ى ديگر ...
مى افتيم به جانِ مقايسه كردن
تيپش را
خنديدنش را
شخصيتش را
بايد جواب بگيريم
بايد پيدا كنيم چيزى كه قانعمان كند!
"نفر سومها تا آخر عمر،تصويرشان از ذهنمان پاك نميشود"
#علي_قاضي_نظام