This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Amirabbas Golab - Marriage 💛
گُـــــنَه از جانب ما نيست اگر مَجنــــــونيم
گوشه ي چشمِ تو نگذاشت كه عاقل باشيم
گوشه ي چشمِ تو نگذاشت كه عاقل باشيم
حال همهی ما خوب نیست، فقط گاهی یادمون میره بهش فکر کنیم
تختم به سنگ قبر شبیه است
ربطی به مستطیل ندارد!
چیزی نپرس، گوش کن امشب!
کابوس بد، دلیل ندارد
ظرف غذا کپک زده در من
حمّام را نمی روم از خود
تقویم را بکش به عقب تر
من را بمیر قبل تولّد
گاهی سؤال توی سکوتی
گاهی تشنّج است جوابم
تکراری است روزم و روزم
شب را بقرص تا که بخوابم
یادم نرفته... خنده چه شکلی ست؟!
یادم نرفته... سکس چه جوری ست؟!
تقدیر من امید به هیچ است
تقدیر من تحمّل دوری ست
مرده ست از تمامی روحم
حسّ جنون و لذّتِ آنی
من باختم، تو سعی بکن باز!
شاید تو خوب تر بتوانی!
رسوام توی شهر به پوچی
مانند جای بوسه به گردن
دورم برای وسوسه ی عشق
دیرم برای تجربه کردن
جز خاطرات خوب گذشته
به هیچ چی نیاز ندارم
محکومم از گناه نکرده
من حقّ اعتراض ندارم
من آن کلاغ زشت و سیاهم
که توی ابرهای سفید است
صدها هزار قصّه پریده
امّا به خانه اش نرسیده ست
بغضم سبک نمی شود اصلا
ربطی به حرف و نامه ندارد
باید که در سکوت بمیرم
این بیت ها ادامه ندارد...
سید مهدی موسوی
ربطی به مستطیل ندارد!
چیزی نپرس، گوش کن امشب!
کابوس بد، دلیل ندارد
ظرف غذا کپک زده در من
حمّام را نمی روم از خود
تقویم را بکش به عقب تر
من را بمیر قبل تولّد
گاهی سؤال توی سکوتی
گاهی تشنّج است جوابم
تکراری است روزم و روزم
شب را بقرص تا که بخوابم
یادم نرفته... خنده چه شکلی ست؟!
یادم نرفته... سکس چه جوری ست؟!
تقدیر من امید به هیچ است
تقدیر من تحمّل دوری ست
مرده ست از تمامی روحم
حسّ جنون و لذّتِ آنی
من باختم، تو سعی بکن باز!
شاید تو خوب تر بتوانی!
رسوام توی شهر به پوچی
مانند جای بوسه به گردن
دورم برای وسوسه ی عشق
دیرم برای تجربه کردن
جز خاطرات خوب گذشته
به هیچ چی نیاز ندارم
محکومم از گناه نکرده
من حقّ اعتراض ندارم
من آن کلاغ زشت و سیاهم
که توی ابرهای سفید است
صدها هزار قصّه پریده
امّا به خانه اش نرسیده ست
بغضم سبک نمی شود اصلا
ربطی به حرف و نامه ندارد
باید که در سکوت بمیرم
این بیت ها ادامه ندارد...
سید مهدی موسوی
سخته، یه عکسی بگیری که با مخاطبش حرف بزنه. عکاسا میدونن.
سختتره، حرفی بزنی که مخاطبش یه عکسه. عاشقا میدونن.
سختتره، حرفی بزنی که مخاطبش یه عکسه. عاشقا میدونن.
آدمها را مهم نکنید ؛
همانطور که زیرشان را خط میکشید
به آنها نشان دهید
بلدید دورشان را هم خط بکشید
آدم ها که مهم شوند
دیگر به چشمشان ریز میرسید
به آنها یادآوری کنید
که این خودِ شما بودید
که آنها را واردِ عرصه کرده اید
تا خودکار های قرمزتان جوهر دارند ،
شروع کنید
خیلی ها را باید پرنگ تر خط بزنید...
همانطور که زیرشان را خط میکشید
به آنها نشان دهید
بلدید دورشان را هم خط بکشید
آدم ها که مهم شوند
دیگر به چشمشان ریز میرسید
به آنها یادآوری کنید
که این خودِ شما بودید
که آنها را واردِ عرصه کرده اید
تا خودکار های قرمزتان جوهر دارند ،
شروع کنید
خیلی ها را باید پرنگ تر خط بزنید...
دو کلمه جغرافی بلد بودی میفمیدی زمین گرد هست دیوونه، از هر طرفی بری آخرش برمیگردی خونهی اول...
رادیو چهرازی
رادیو چهرازی