۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.89K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
نیاز یک گروه موسیقی ایرانی به سبک فیوژن است که سه عضو اصلی آن عبارتند از رامین ترکیان از گروه اکسم آو چویس، اعظم علی از گروه وس و کارمن ریزو ایتالیایی که بخش موسیقی رایانه‌ای و الکترونیکی را برعهده دارد.این گروه که موسیقی تلفیقی را اساس کار خود قرار داده، توانسته با نگاه جدیدی که به موسیقی سنتی ایرانی داشته‌است و به‌دلیل قالب عرفانی و شرقی‌اش مورد پسند برخی مخاطبان خاص غیر ایرانی نیز قرار بگیرد. گروه نیاز موفق شد در اولین آلبوم خود به همین نام، با موسیقی منحصر به‌فرد خود، ترکیبی از موسیقی سنتی جهان و موسیقی الکترونیک را به‌وجود بیاورد.
به کسی نگو مخاطب شعر های غمگین من تویی!
شرم دارم زنی بفهمد
مرا در آغوش گرفته ای و..
عاشقم نشدی!

#اهورا_فروزان
هی بخواهیم و
رسیدن نتوانیم
ڪه چه؟؟
#شهریار
۰ دلتنگی ۰
مادرجونم میگفت ننه عاشق نشی، عاشقی يه بازی دو سر باخته، چه برسی چه نرسی، هر دوش باخته!
گذشت و گذشت تا منم بهش مبتلا شدم
بر خلاف همه ی انتظارات و شناختی که از خودم داشتم، عاشقش شدم
تنها باری که اون پسرِ معقول و منطقی نبودم، تنها باری که اون پسرِ همیشگی نبودم، میشه گفت اون ساید از خودم رو که تا حالا باهاش روبه رو نشده بودم رو شناختم، روزام فراموش نشدنی میگذشت، شبا هم انگار تو یه دنیای رویایی بودم، صبا با صب بخیرش بیدار میشدم و شبا با خوابمو ببینیاش سرمو رو بالش میذاشتم. خلاصه که همه چی رویایی بود، نان استاپ کلِ بیست و چهار ساعت شبانه روز رو بهش فکر میکردم، فهمیدم وابسته شدن چجوریه
گذشت و گذشت تا اینکه مث هر رابطه ای، رابطه ی ما هم باید تموم میشد، دوباره رسیدم به اون لحظه ای که با یه ساید دیگه از خودم باید روبه رو میشدم. سایدی که تا حالا برخوردی نداشتم باهاش،باید فراموشش میکردم، ولی چجوری؟ چجوری اون لحظات فراموش نشدنی رو فراموش میکردم؟ چجوری باید صبا بدون صب بخیرش بیدار شم؟ یا حتی شبا؟ چجوری بخوابم؟ با کی دِیت تنظیم کنم؟ با کی...
گذشت و گذشت، زمان گذشت، روزها رفت، هفته ها، ماه ها و سال ها، ولی هنوز هم که به اون تایم لاینی که ازش ساختم تو ذهنم بر میگردم؛ حس تازگی داره واسم. دلتنگش میشم. دلتنگِ اون لبخندش! آخ!اون چشمایِ عسلیِ براقش!
مثل خودم بود. وقتی میخندید چشماش کوچیک میشد،اونقد شیرین میخندید که دلت میخواس يه لقمه ی چپش کنی! ریزه میزه ی دوس داشتنی!
گذشت و گذشت، تا با یکی آشنا شدم که باز این حس رو واسم تداعی میکنه. حس میکنم باهاش اون روزا رو، حس میکنم تموم حسّام که خیلی وقته غیر فعال شده بودن و تبدیلم کرده بودن به يه تیکه سنگ، دوباره اکتیو شدن! دوباره از تهه دل میخندم، دوباره روزام فراموش نشدنی شده، شبام رویایی!
#دوباره_عاشق_شدم!
❤️
یک شب بیا و
گیره از موهای من وا کن
تا مو به مو از بر کنی این دلربایی را...

#رویا_باقری
رفتنت رفتن جان است خودت می دانی!😔😔