یادت باشد
هم آغوشی باهرکس افتخارنیست
ک اگرماندی پایِ آغوشِ یک عشق
هنر کرده ای
اگرساختی
دنیایت رامیانِ بازوان مردی
اگرباختی
تمامت را برای چشمان بانویی
هنر کرده ای
#عادل_دانتیسم
.
هم آغوشی باهرکس افتخارنیست
ک اگرماندی پایِ آغوشِ یک عشق
هنر کرده ای
اگرساختی
دنیایت رامیانِ بازوان مردی
اگرباختی
تمامت را برای چشمان بانویی
هنر کرده ای
#عادل_دانتیسم
.
این روزا مگه کسی عاشق میشه
ولی من تو همین روزا عاشقت شدم!
📽 خفه گی
🕴 فریدون جیرانی
ولی من تو همین روزا عاشقت شدم!
📽 خفه گی
🕴 فریدون جیرانی
تابحال اسم "اثر پروانه ای" به گوشتون خورده؟ اگه نمیدونین باید بگم که یه تئوری فیزیکی خیلی پیچیدس، ثابت نشده ولی میگه که حتی بال زدن یه پروانه، میتونه اثرات مخرب و شدیدی توی یه جایی، یه زمانی، بر روی یه نفری داشته باشه. اون روز که شما رو توی تلویزیون دیدم که توی اون پارک کوچیک نزدیکی شیکاگو، در مورد خوب بودن گردش برای سگ ها یه گزارش تهیه میکردین، شما موهاتون رو با دست دادین عقب و قلب من منفجر شد! به همین راحتی میشه اثر پروانه ای رو ثابت کرد، من توی خونم توی سیاتل نشسته بودم، صبح بود و نم نم بارون میزد، شما توی شیکاگو، توی یه پارک بودین و گزارش تهیه میکردین. این یعنی تقریبا 1200 مایل فاصله! اما همون عقب دادن موهاتون باعث شد که من شغلم توی سیاتل رو ول کنم و بیام به شیکاگو، توی یه پیتزافروشی مشغول به کار بشم و خودمو به آب و آتیش بزنم که پیداتون کنم و بهتون بگم که خانم تریسی کارمک! من عاشق شما شدم! شاید براتون احمقانه به نظر بیاد، شاید براتون دیوونه بازی به نظر بیاد، شاید اصلا زنگ بزنین به 911 تا بیان و من رو به جرم مزاحمت ببرن، ولی این دلیلیه که الان اینجا واستادم. من حاضرم که برای تمام عمرم توی اون پیتزافروشی کار کنم، ولی هر روز صبح شما رو ببینم که وقتی دارین نون تست میکنین، موهاتون رو با دست بدین عقب و من که تازه از خواب بیدار شدم و اومدم توی آشپزخونه، اون صحنه رو بازم ببینم و بازم قلبم منفجر بشه و خواب از سرم بپره، تا اینکه بخوام توی اون دانشگاه لعنتی توی سیاتل، فیزیک تدریس کنم! آره خانم تریسی، من از صمیم قلب به اثر پروانه ای اعتقاد دارم، مطمئنم مردای زیادی مثل من هستن که در سرتاسر ایالات مختلف، با دیدن گزارش شما، قلبشون منفجر شده و فقط برای دیدن شما تلویزیون رو روشن میکنن، ولی میخوام که این موضوع مختص به من باشه، میخوام که من کسی باشم که درست بودن این تئوری رو به رخ همه میکشم و من کسی باشم که شما رو همیشه، حتی بدون روشن کردن تلویزیون ببینم. حالا خانم تریسی، این مرد عاشق که توی پیتزافروشی کار میکنه و دیگه چیزی برای از دست دادن نداره، چقدر تونست توی اثبات تئوری اثر پروانه ای برای شما موفق عمل کنه؟
#امیررضا_لطفی_پناه
#امیررضا_لطفی_پناه
مثل روز اول که نمیشه. شکسته!
حالا تو هی بیا و چسب بزن.
چرا نمیخوای باور کنی؟
شکسته، کاری شم نمیشه کرد.
اصلا گیرم که همون شد. که چی؟
مگه شکستن فقط اینه که گلدونت تیکه تیکه بشه؟
خیلی از شکستن ها بی صداس. هیچ تیکه پاره ای هم به اطراف پرت نمیشه.
حتی یه تَرَک رو هم نمیتونی ببینی. ولی با تمام وجود شکسته! خورد شده!
گلدون رو نه، قلبتو میگم ...
خودتو ..
#ﺑﺎﺑﻚ_ﺯﻣﺎﻧﻲ
حالا تو هی بیا و چسب بزن.
چرا نمیخوای باور کنی؟
شکسته، کاری شم نمیشه کرد.
اصلا گیرم که همون شد. که چی؟
مگه شکستن فقط اینه که گلدونت تیکه تیکه بشه؟
خیلی از شکستن ها بی صداس. هیچ تیکه پاره ای هم به اطراف پرت نمیشه.
حتی یه تَرَک رو هم نمیتونی ببینی. ولی با تمام وجود شکسته! خورد شده!
گلدون رو نه، قلبتو میگم ...
خودتو ..
#ﺑﺎﺑﻚ_ﺯﻣﺎﻧﻲ
من از اونا نیستم که بهت بگم باید جلوی همه بهم ابراز احساسات کنی، یا توقع داشته باشم از بیست و چهار ساعت روز حداقل بیست ساعتشو مالِ من باشی... من از اونا نیستم که توی خیابون دستمو دراز کنم و مجبورت کنم دستمو بگیری، یا گونمو بیارم جلوی لبات، یا مثلا موقعی که بعد از چند روز میبینمت محکم بغلت کنم و بگم آخ که دوریت مزه ی زهر میده.. یا از اونا که بگم وقتی من میخوابم تو نباید بیدار باشی... من از اونا نیستم که بگم هیچکسو نبین جز من، با هیچکس حرف نزن جز من، با هیچکسی حالت خوب نباشه جز من...
من نمیگم؛ تویی که بلدی منو، تویی که تمومِ منی باید بدونی که؛ تو جمع یهو بلند بگی دوستم داری، یا همه وقت آزادت باید برای من باشه، و تو خیابون دستمو محکم بگیری و ول نکنی... تو باید بدونی که خدا گونه های منو افریده که تو بوسشون کنی و بعد چند روز ندیدنم یه جور بغلم کنی که دود بشه بره هوا اون همه ندیدنا و دلتنگیا... تو باید خودت بدونی که وقتی میگم میخوابم میخوابم مینویسمش ولی در واقع فعلِ امریه یعنی توام بخواب... من نمیگم ولی تو باید بدونی که نبینی جز منو، حالت خوب نباشه با کسی غیر من و
هم صحبت کسی که من نباشم نشی... تو باید بدونی که من خودخواهترین ادم روی زمینم تو داشتنت...
#فاطمه_جوادی
من نمیگم؛ تویی که بلدی منو، تویی که تمومِ منی باید بدونی که؛ تو جمع یهو بلند بگی دوستم داری، یا همه وقت آزادت باید برای من باشه، و تو خیابون دستمو محکم بگیری و ول نکنی... تو باید بدونی که خدا گونه های منو افریده که تو بوسشون کنی و بعد چند روز ندیدنم یه جور بغلم کنی که دود بشه بره هوا اون همه ندیدنا و دلتنگیا... تو باید خودت بدونی که وقتی میگم میخوابم میخوابم مینویسمش ولی در واقع فعلِ امریه یعنی توام بخواب... من نمیگم ولی تو باید بدونی که نبینی جز منو، حالت خوب نباشه با کسی غیر من و
هم صحبت کسی که من نباشم نشی... تو باید بدونی که من خودخواهترین ادم روی زمینم تو داشتنت...
#فاطمه_جوادی
حرکتی هست در تکواندو
- اگر اشتباه نکنم به نام «داچیمسه» -
که طرفی از مبارزه که پیاپی در حال ضربه خوردن است و دیگر نمیتواند کاری بکند، خودش را به حریف میچسباند.
اینجور بگویم: خودش را در آغوش حریف میاندازد.
آنقدر به او نزدیک میشود و او را در بغل میگیرد که حریف دیگر نمیتواند - و طبق قوانین، نباید - به او ضربهای بزند.
داور جداشان میکند و مبارزه از سر گرفته میشود.
گاهی، آن که خودش را به تو چسبانده، یاری که خودش را به تو نزدیک کرده و در بغل گرفته، نه از سر محبت، که از بیپناهی به آغوش تو افتاده است. شاید آنقدر به او ضربه زدهای و آنقدر آزارش دادهای که جز این راهی برایش نمانده است:خیلی دور، خیلی نزدیک...
#حسین_وحدانی
- اگر اشتباه نکنم به نام «داچیمسه» -
که طرفی از مبارزه که پیاپی در حال ضربه خوردن است و دیگر نمیتواند کاری بکند، خودش را به حریف میچسباند.
اینجور بگویم: خودش را در آغوش حریف میاندازد.
آنقدر به او نزدیک میشود و او را در بغل میگیرد که حریف دیگر نمیتواند - و طبق قوانین، نباید - به او ضربهای بزند.
داور جداشان میکند و مبارزه از سر گرفته میشود.
گاهی، آن که خودش را به تو چسبانده، یاری که خودش را به تو نزدیک کرده و در بغل گرفته، نه از سر محبت، که از بیپناهی به آغوش تو افتاده است. شاید آنقدر به او ضربه زدهای و آنقدر آزارش دادهای که جز این راهی برایش نمانده است:خیلی دور، خیلی نزدیک...
#حسین_وحدانی
فکرت
چشمهایم را میگیرد
خیالت
از سرو کولم بالا میرود
رویایت
موهایم را به هم میریزد
و...
کابوس رفتنت
مرا صدا میزند
از این خواب
باید بیدار شد انگار!
#حامد_نیازی
چشمهایم را میگیرد
خیالت
از سرو کولم بالا میرود
رویایت
موهایم را به هم میریزد
و...
کابوس رفتنت
مرا صدا میزند
از این خواب
باید بیدار شد انگار!
#حامد_نیازی
وقتی می گویم دیگر به سراغم نیا؛
فکر نکن که فراموشت کرده ام
یا دیگر دوستت ندارم، نه...
من فقط فهمیده ام
وقتی دلت با من نیست
بودنت مشکلی را حل نمی کند،
تنها دلتنگ ترم می کند!
#رومن_گاری
فکر نکن که فراموشت کرده ام
یا دیگر دوستت ندارم، نه...
من فقط فهمیده ام
وقتی دلت با من نیست
بودنت مشکلی را حل نمی کند،
تنها دلتنگ ترم می کند!
#رومن_گاری
یک جای دوست داشتنمان ایراد دارد که شش ماهه فارغ میشویم
یک جای بودنمان کال است که تمام قد نیستیم
یک جای رفتنمان قرص نیست که برمیگردیم
یک جای حرف ها
بوسه ها
دست ها
می لنگد
که سرد میشویم
که از دهان می افتیم...
ما نوزادی نارسیم
با بند نافی پیچیده به دور احساس
که عشق را از لوله می مکیم...
از پشت این دنیای شیشه ای
چشم زمان در انتظار معجزه ای
خیره مانده به ما
پریسا زابلیپور
یک جای بودنمان کال است که تمام قد نیستیم
یک جای رفتنمان قرص نیست که برمیگردیم
یک جای حرف ها
بوسه ها
دست ها
می لنگد
که سرد میشویم
که از دهان می افتیم...
ما نوزادی نارسیم
با بند نافی پیچیده به دور احساس
که عشق را از لوله می مکیم...
از پشت این دنیای شیشه ای
چشم زمان در انتظار معجزه ای
خیره مانده به ما
پریسا زابلیپور
من خواب ديدهام
كه كسی میآيد
من خواب آن ستارهی قرمز را
وقتی كه خواب نبودم ديدهام
كسی میآيد
كسی ديگر
كسی بهتر
كسی كه مثل هيچكس نيست
#فروغ_فرخزاد
كه كسی میآيد
من خواب آن ستارهی قرمز را
وقتی كه خواب نبودم ديدهام
كسی میآيد
كسی ديگر
كسی بهتر
كسی كه مثل هيچكس نيست
#فروغ_فرخزاد
اگه فقط یک چیز تو رو میتونستم تغییر بدم،
این بود که دیگه نمیذاشتم تلاش کنی منو تغییر بدی.
Before Midnight
این بود که دیگه نمیذاشتم تلاش کنی منو تغییر بدی.
Before Midnight
+ حس میکنم شکست خوردم!
- شکست سخت یا معمولی؟!
+ با هم فرق میکنن؟!
- بعد از شکستای معمولی باید به پیروز شدن ادامه بدی.
+ و بعد از شکستای سخت؟
- بازم باید به پیروز شدن ادامه بدی!
+ همین؟!
- آره! همین!
فقط شکستای سختو نمیشه با پیروزی جبران کرد!
#میثم_بهاران
- شکست سخت یا معمولی؟!
+ با هم فرق میکنن؟!
- بعد از شکستای معمولی باید به پیروز شدن ادامه بدی.
+ و بعد از شکستای سخت؟
- بازم باید به پیروز شدن ادامه بدی!
+ همین؟!
- آره! همین!
فقط شکستای سختو نمیشه با پیروزی جبران کرد!
#میثم_بهاران
واقعيت اين است
گاه هيچي را ميخواهي و اين بخشِ مهمي از زندگيست! اين نه افسردگيست، نه خيانت، نه دوست نداشتن، نه تحمل، نه صبر، نه قضاوت، نه حماقت... نه هيچ چيزِ مرسوم و مدامي، هيچ اسمي ندارد! باور كن هيچي خودش، بخشي از زندگيست! شايد نوعي از آرامش است!
يادت مي آيد، بارها پرسيدم تو به چه فكر مي كن؟!
گفتي: هيچي!
وقت هايي كه خيره مي شدي و گوشه لبت لبخندي از سرِ سكوت بود.
من از روي تو زندگي را تعريف مي كنم، اگر تو به هيچي فكر مي كردي، پس حتما بخشي مهم از زندگيست.
#صابرابر
گاه هيچي را ميخواهي و اين بخشِ مهمي از زندگيست! اين نه افسردگيست، نه خيانت، نه دوست نداشتن، نه تحمل، نه صبر، نه قضاوت، نه حماقت... نه هيچ چيزِ مرسوم و مدامي، هيچ اسمي ندارد! باور كن هيچي خودش، بخشي از زندگيست! شايد نوعي از آرامش است!
يادت مي آيد، بارها پرسيدم تو به چه فكر مي كن؟!
گفتي: هيچي!
وقت هايي كه خيره مي شدي و گوشه لبت لبخندي از سرِ سكوت بود.
من از روي تو زندگي را تعريف مي كنم، اگر تو به هيچي فكر مي كردي، پس حتما بخشي مهم از زندگيست.
#صابرابر
دلمون تنگه. تو بیا. مگه نگفتی سر میزنی؟ تابستون کش میآد تا میتونه. خیلی تنگه. با اینکه حتا پاییزم نیست. من دیوونهم؛ درست! اما من نکردم. نفهمیدم چی شد بهخدا. خیلی فکر میکنیم مگه ما چیکار کردیم که میگن دیوونهس. قیافهمون شبیه پدرزن ونگوگ شده: دستان زیر چانه، با کلاه، نگاه غمآلود. بیا گلخونه کن، ایام سرده وسط اینهمه تابستون قلبالاسد. یادمون رفته دیگه اون هایوُهوی و نعرهی مستانهمون. چند وقتیه دیگه کسی دندونامون رُ ندیده. قدیما بیشاز این اندیشهی عشاق میکردی. چند وقتیه خسیس شدی. یههو شدی. رفتی دیگه سر نزدی. انگار یادت ما رُ رفته باشه. ما اما هنوزم از یادت کم نکردیم. نباش خسیس، تو بیا. من دیوونهم؛ درست. ولی مگه تواَم دیوونه نبودی؟ مگه همیشه سر نمیزدی؟ ما هنوزم خیالمون جمعه، آخه قرارمون همینه. میزنه بارونا عاقبت. نگرانی اینهمه نیمروز ِ تفته میگذره. امید داریم. گیریم ته دلمون گاهی یهذره هول میکنیم: نکنه بهعمرمون قد نده. هی میخوایم بگیم: بابا نکن هدر، تو بیا. آخرش که میآی، حتا روزی که ما دیگه نباشیم. خب حالا زودتر بیا. نگا، بهخدا شاید دیگه هرگز چیزی نسرودیما. دیروقتیه نشستیم منتظر اومدنات. بیم است کو یههو دیگه برنخیزد از رخوت بدن. بیا او را صدا بزن. واسه ما زشته اینهمه لابهالتماس. جلو دیوونهها کلی پُز دادیم. گفتیم میآی. زمین نمیندازیمون. دیروقتیه موندیم روو زمین. کجا پیدات کنیم؟ یهبارم تو بیا، بیکه ما بگردیم. جان ما ممکنه درفزاید، اما از حسن شما کم نمیشه. باشه، بگو من دیوونهم. اصن کی خواست عادی باشه؟ هیچوقت. حیفه آخه اینهمه دور. کی گفته دور؟ تنگه دلمون. تو بیا. چشممون چند وقتیه به دره؛ اگه بدونی.
#چهرازی
#چهرازی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دختر باید قد کوتاه و بغلی باشه،
که وقتی لوس کرد خودشو منطقی باشه
لوسه لنگ دراز ، اصلا نمیشه 🙄😑
که وقتی لوس کرد خودشو منطقی باشه
لوسه لنگ دراز ، اصلا نمیشه 🙄😑
خوشبختی اون چیزی نیست
که آدم از بیرون ببینه :)
خوشبختی تو دل آدمه ...
دل اگه خوش باشه ...
آدم خوشبخته !
که آدم از بیرون ببینه :)
خوشبختی تو دل آدمه ...
دل اگه خوش باشه ...
آدم خوشبخته !