من برای اینکه تو را دوست داشته باشم
ن کوهی کنده ام و ن قله ای فتح کرده ام
فقط با خودم کنار آمده ام
بی تو
نمیتوانم
#محسن_تصویری
ن کوهی کنده ام و ن قله ای فتح کرده ام
فقط با خودم کنار آمده ام
بی تو
نمیتوانم
#محسن_تصویری
کجاست جای من و تو در این جهان بزرگ؟!
بیا و حل بکن این آخرین معما را...
سید مهدی موسوی
بیا و حل بکن این آخرین معما را...
سید مهدی موسوی
همين كه آنقدر در خودم فرو رفته ام
كه ميتوانم خودم را
در يك ليوان آب غرق كنم
براي تشنگي ام كفايت مي كند!
بايد از خلق خدا كناره بگيرم
اين نيز مرا كفايت مي كند
كه ميتوانم خودم را
در يك ليوان آب غرق كنم
براي تشنگي ام كفايت مي كند!
بايد از خلق خدا كناره بگيرم
اين نيز مرا كفايت مي كند
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
İlyas Yalçıntaş @TunesWay – Gel Be Gökyüzüm
Güneş doğdu ama yasta
خورشید طلوع كرد اما در یأس هست
Mevsimi hep hasta
فصلش همیشه بیماره
Yoksun oralarda
چون تو نیستی اون طرف ها
Bi ses bin yol olur anla
یک صدا هزاران راه میشه بفهم
Kaybedilen aşka
برای عشق از دست رفته
Bahçeleri gonca
باغچه هاش پر از غنچه شکوفه هاست
Belki affeder bizi, onca hatıra gibi
شاید هم ببخشه مارو...مئل اون همه خاطره
Gel be gökyüzüm
بیا دیگه آسمون من
Kıyıya vurdu aşklarım
عشق های من با امواج به ساحل اومدن
Ya beni öldür ya anla
یا منو بکش یا درکم کن
Nefesim ol günahı boynuma
نفس من شو گناهش گردن من باشه
ایلیاس یالچینتاش - بیا دیگه آسمون من 💛
@Deep_Mo ✨
خورشید طلوع كرد اما در یأس هست
Mevsimi hep hasta
فصلش همیشه بیماره
Yoksun oralarda
چون تو نیستی اون طرف ها
Bi ses bin yol olur anla
یک صدا هزاران راه میشه بفهم
Kaybedilen aşka
برای عشق از دست رفته
Bahçeleri gonca
باغچه هاش پر از غنچه شکوفه هاست
Belki affeder bizi, onca hatıra gibi
شاید هم ببخشه مارو...مئل اون همه خاطره
Gel be gökyüzüm
بیا دیگه آسمون من
Kıyıya vurdu aşklarım
عشق های من با امواج به ساحل اومدن
Ya beni öldür ya anla
یا منو بکش یا درکم کن
Nefesim ol günahı boynuma
نفس من شو گناهش گردن من باشه
ایلیاس یالچینتاش - بیا دیگه آسمون من 💛
@Deep_Mo ✨
مرد من:
مرد من از آن دسته مردها نیست که همه جا میبینی از آن دسته از مردها نیست که همه دارند
فقط از آن دسته معدود مردانیست که وقتی نمیبینی اش انگار چیز بزرگی کم داری چیزی قد دوست داشتن هایت که با کسی غیر از او تکرار نمیشود
مردی که بوی مردانگی اش غرور زنانه ام را دیوانه میکند
مرد من همان مردیست که زیبایی نگاهش افسون میکند دل کوچکم را
مرد من همان مردیست که هرم دستانش گرمی بخش زندگی من است
مرد من همان مردیست که وقتی سربه سرم میگذارد صدای خنده های عاشقانه مان گوش فلک را کر میکند
مرد من از آن دسته معدود مردانیست که چشمانش آیینه دلش است
که میشود دلهره کودکانه اش رااز ضربان قلبش و لرزش لبهایش حس کرد
مرد من از آن جمله مردانیست که میشود تا آخر عمر مدهوش بوسه های عاشقانه اش ماند
مرد من عاشقترین مرد دنیاست
مرد من تمام من است
مخاطب تمام عاشقانه های من
و من همانم،خوب تماشا کن
دختری که تمام شب برای داشتنت بیدار میماند و باتویی که نیستی حرف میزند
دختری که لبه ی تختش مینشیند، چشمانش را میبندد وتنها آرزویش را برای بار هزارم به خدا گوشزد میکند
خدا هم مثل همیشه لبخند میزند
از اینکه تو آرزوی همیشگی من هستی
ب من تکیه کن مرد من
من تمام هستی ام را دامنی میکنم تا تو سربر آن نهی
تمام روحم را آغوش میسازم تاتودرآن از هراس بیاسایی
تمام دوست داشتنم را دستی میکنم تا صورتت را نوازش کند
تمام بودن خود را زانویی میکنم تابر آن به خواب روی
خود را.....
تمام خود را به تو میسپارم
تا هرچه بخواهی از آن برگیری
تا هرچه بخواهی ازآن بسازی و هرگونه که بخواهی
مرد من از آن دسته مردها نیست که همه جا میبینی از آن دسته از مردها نیست که همه دارند
فقط از آن دسته معدود مردانیست که وقتی نمیبینی اش انگار چیز بزرگی کم داری چیزی قد دوست داشتن هایت که با کسی غیر از او تکرار نمیشود
مردی که بوی مردانگی اش غرور زنانه ام را دیوانه میکند
مرد من همان مردیست که زیبایی نگاهش افسون میکند دل کوچکم را
مرد من همان مردیست که هرم دستانش گرمی بخش زندگی من است
مرد من همان مردیست که وقتی سربه سرم میگذارد صدای خنده های عاشقانه مان گوش فلک را کر میکند
مرد من از آن دسته معدود مردانیست که چشمانش آیینه دلش است
که میشود دلهره کودکانه اش رااز ضربان قلبش و لرزش لبهایش حس کرد
مرد من از آن جمله مردانیست که میشود تا آخر عمر مدهوش بوسه های عاشقانه اش ماند
مرد من عاشقترین مرد دنیاست
مرد من تمام من است
مخاطب تمام عاشقانه های من
و من همانم،خوب تماشا کن
دختری که تمام شب برای داشتنت بیدار میماند و باتویی که نیستی حرف میزند
دختری که لبه ی تختش مینشیند، چشمانش را میبندد وتنها آرزویش را برای بار هزارم به خدا گوشزد میکند
خدا هم مثل همیشه لبخند میزند
از اینکه تو آرزوی همیشگی من هستی
ب من تکیه کن مرد من
من تمام هستی ام را دامنی میکنم تا تو سربر آن نهی
تمام روحم را آغوش میسازم تاتودرآن از هراس بیاسایی
تمام دوست داشتنم را دستی میکنم تا صورتت را نوازش کند
تمام بودن خود را زانویی میکنم تابر آن به خواب روی
خود را.....
تمام خود را به تو میسپارم
تا هرچه بخواهی از آن برگیری
تا هرچه بخواهی ازآن بسازی و هرگونه که بخواهی
کسی باشد که بهش بگویم دوستش دارم، میفهمی؟
میدانی عشق یعنی چی؟
خیال نمیکنم بفهمی.
هیچکس نمیداند من چه حالی دارم، هیچکس.
دلم از تنهایی میپوسد..
سال بلوا
#عباس_معروفی
میدانی عشق یعنی چی؟
خیال نمیکنم بفهمی.
هیچکس نمیداند من چه حالی دارم، هیچکس.
دلم از تنهایی میپوسد..
سال بلوا
#عباس_معروفی
این بچه 5 ساله ها رو دیدی که وقتی بهشون میگن این کار رو نکن لج میکنن و بدتر گند میزنن به هرچی هست ؟؟
یه روز برگشتم بهش گفتم نرو لج کرد بی خداحافظی پاشد رفت خاطراتشو هم با خودش نبرد گند زد به زندگیم ...
#عین_نجفی
یه روز برگشتم بهش گفتم نرو لج کرد بی خداحافظی پاشد رفت خاطراتشو هم با خودش نبرد گند زد به زندگیم ...
#عین_نجفی
مثل خيره ماندن به هيچ
وقت نوشيدنِ چاى صبح
مثل بوى لباس اتو خورده
مثل سكوت خانه
قبل از بيرون زدن...
"تو" ى بى انصاف
روتينِ اين زندگى شده اى..
#كامران_رسول_زاده
وقت نوشيدنِ چاى صبح
مثل بوى لباس اتو خورده
مثل سكوت خانه
قبل از بيرون زدن...
"تو" ى بى انصاف
روتينِ اين زندگى شده اى..
#كامران_رسول_زاده
از دست دادن كسى كه بهت احترام نميذاشته
و قدر بودنت رو نميدونسته
در واقع یه دستاورده نه یه باخت😉
و قدر بودنت رو نميدونسته
در واقع یه دستاورده نه یه باخت😉
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Foxes – Scar
Now u're just a scar
A story I tell
Such an ugly mark
I wear it so well ! :)
حالا تو فقط يه زخمی
يه داستان که تعریفش میکنم
يه علامت خیلی زشت
که خیلی خوب میپوشونمش! :)
A story I tell
Such an ugly mark
I wear it so well ! :)
حالا تو فقط يه زخمی
يه داستان که تعریفش میکنم
يه علامت خیلی زشت
که خیلی خوب میپوشونمش! :)
کشیدم از تو: دو تا کوه، بعد، چند کلاغ
غروب کردم تا هر غروب گریه کنی
برای من که تمامی قصّه بد بودم
کجاست آغوشی تا که خوب گریه کنی؟!
.
میان بندری ِ ضبط، بغض کردم تا
کنار ترمینال ِ جنوب گریه کنی
نشستم و خود را توی چای حل کردم
لباس زیرت را در شبم بغل کردم
سفر نبود و کسی دست در کتابم برد
به سقف زل زدم از درد... تا که خوابم برد
صدای هق هق من پشت کوه قایم شد
برای بیداری، قرص خواب لازم شد
مرا ببخش که جغدم! همیشه بیدارم
مرا ببخش اگر گریه هام تکراری ست
به لب گرفتن تو زیر دوش گریه شدم
صدای خون، از حمّام خانه ام جاری ست
مرا ببخش که پاشیده ام به دیوارت
نمی توانم دیگر... که زخم ها کاری ست
کجا فرار کند این کلاغ بی آخر!
که پشت هر در ِ بسته دوباره دیواری ست
مرا بغل کن یک لحظه توی خواب فقط!
که حل شود در لیوان دو چشم قهوه ای ات
که خلسه در شب من وارد عمل بشود
تمام فلسفه ها در تن تو حل بشود
تو می روی پشت ِ کوه های نقــّاشی
کنار من، تنها انتظار خواهد ماند
پرنده ها همه سمت ِ جنوب می کوچند
سکوت جغد ولی کنج غار خواهد ماند
تو می روی پشت ِ بنـ/ دری که باز نشد
کنار ضبط ، کسی زار زار خواهد ماند
چه می شد این شب خسته به سمت لب برود
کسی که آخر خطـّم... عقب عقب برود
از انتهای زمستان، بهار برگردد
که با فشار ِ دکمه... نوار برگردد!!
.
چه بود عشق؟ به جز تخت خالی یک هیچ!
تمام خود را تقدیم دیگری کردن
طلاق دادن یک خواب در صراحت تیغ!
و گریه در وسط ِ «دادگستری» کردن
کنار ترمینالی که نیستی ماندن
شب جنون زده را رقص بندری کردن!
صدای خنده ی تو در سکوت خواهش من
شبی بلندتر از موی روی بالش من
عجیب نیست اگر ابر، غرق گریه شده
که از جدایی ما تازه باخبر شده است
مگر نسیم، رسانده به خانه بوی تو را
که تیغ کـُند شده، قرص بی اثر شده است!
مرا بگیر در آغوش لعنتیت عزیز!
که گریه های من از شب بزرگتر شده است
مرا بگیر در آغوش...
.
سید مهدی موسوی 💛
غروب کردم تا هر غروب گریه کنی
برای من که تمامی قصّه بد بودم
کجاست آغوشی تا که خوب گریه کنی؟!
.
میان بندری ِ ضبط، بغض کردم تا
کنار ترمینال ِ جنوب گریه کنی
نشستم و خود را توی چای حل کردم
لباس زیرت را در شبم بغل کردم
سفر نبود و کسی دست در کتابم برد
به سقف زل زدم از درد... تا که خوابم برد
صدای هق هق من پشت کوه قایم شد
برای بیداری، قرص خواب لازم شد
مرا ببخش که جغدم! همیشه بیدارم
مرا ببخش اگر گریه هام تکراری ست
به لب گرفتن تو زیر دوش گریه شدم
صدای خون، از حمّام خانه ام جاری ست
مرا ببخش که پاشیده ام به دیوارت
نمی توانم دیگر... که زخم ها کاری ست
کجا فرار کند این کلاغ بی آخر!
که پشت هر در ِ بسته دوباره دیواری ست
مرا بغل کن یک لحظه توی خواب فقط!
که حل شود در لیوان دو چشم قهوه ای ات
که خلسه در شب من وارد عمل بشود
تمام فلسفه ها در تن تو حل بشود
تو می روی پشت ِ کوه های نقــّاشی
کنار من، تنها انتظار خواهد ماند
پرنده ها همه سمت ِ جنوب می کوچند
سکوت جغد ولی کنج غار خواهد ماند
تو می روی پشت ِ بنـ/ دری که باز نشد
کنار ضبط ، کسی زار زار خواهد ماند
چه می شد این شب خسته به سمت لب برود
کسی که آخر خطـّم... عقب عقب برود
از انتهای زمستان، بهار برگردد
که با فشار ِ دکمه... نوار برگردد!!
.
چه بود عشق؟ به جز تخت خالی یک هیچ!
تمام خود را تقدیم دیگری کردن
طلاق دادن یک خواب در صراحت تیغ!
و گریه در وسط ِ «دادگستری» کردن
کنار ترمینالی که نیستی ماندن
شب جنون زده را رقص بندری کردن!
صدای خنده ی تو در سکوت خواهش من
شبی بلندتر از موی روی بالش من
عجیب نیست اگر ابر، غرق گریه شده
که از جدایی ما تازه باخبر شده است
مگر نسیم، رسانده به خانه بوی تو را
که تیغ کـُند شده، قرص بی اثر شده است!
مرا بگیر در آغوش لعنتیت عزیز!
که گریه های من از شب بزرگتر شده است
مرا بگیر در آغوش...
.
سید مهدی موسوی 💛