حالا هی رژ را محکم تر بکش روی لبهایت؛
رد لبهایش پاک نمیشود...
حالا هی صدای آهنگ را بلندتر کن؛
صدایش از گوشت محو نمیشود...
حالا هی با کیسه محکم بکش روی دستهایت؛
خون هم که بچکد از فاصله بین انگشتانت باز هم عطرِ دستانش رفته توی تار و پود دستانت و جدا شدنی نیست...
حالا هی بالا بیاور،
عق بزن تمام خاطرات را؛
معده ات از حجم بودنش هم که خالی شود،
یک جایی از بدنت کز کرده تمامش که با این حرف ها بیرون آمدنی نیست...
#فاطمه_جوادی
رد لبهایش پاک نمیشود...
حالا هی صدای آهنگ را بلندتر کن؛
صدایش از گوشت محو نمیشود...
حالا هی با کیسه محکم بکش روی دستهایت؛
خون هم که بچکد از فاصله بین انگشتانت باز هم عطرِ دستانش رفته توی تار و پود دستانت و جدا شدنی نیست...
حالا هی بالا بیاور،
عق بزن تمام خاطرات را؛
معده ات از حجم بودنش هم که خالی شود،
یک جایی از بدنت کز کرده تمامش که با این حرف ها بیرون آمدنی نیست...
#فاطمه_جوادی
دلم میخواد داد بزنم
اسمتو فریاد بزنم
تو کوچه پس کوچه ی شهر
اسمه تو رو جار بزنم!
💛💛💛💛💛
اسمتو فریاد بزنم
تو کوچه پس کوچه ی شهر
اسمه تو رو جار بزنم!
💛💛💛💛💛
وقتی هیچ حسی تو دنیا واست مث شنیدن "دوسِت_دارماش" نمیشه ^_^