Divooneh
Macan Band
حتی فکرتم عاشق میکنه منو!
@Deep_Mo 💛
@Deep_Mo 💛
الان فقط نیاز دارم بغلم کنی،
حرکتی به قدمتِ خودِ بشریت که معنایش خیلی فراتر از تماس دو بدن است...
در آغــوش گرفتن یعنی از حضورِ تو احساس تهدید نمی کنم،
نمی ترسم این قدر نزدیک باشم،
می توانم آرام بگیرم،
در خانه یِ خودمم،
احساسِ امنیت می کنم
و کنارِ کسی هستم که درکم می کند...
می گویند هر بار کسی را گرم در آغوش می گیریم،
یک روز به عمرمان اضافه می شود!
پس لطفا مرا بغــــل کـــن...
❤️🎈
| #پائولو_کوئلیو |
حرکتی به قدمتِ خودِ بشریت که معنایش خیلی فراتر از تماس دو بدن است...
در آغــوش گرفتن یعنی از حضورِ تو احساس تهدید نمی کنم،
نمی ترسم این قدر نزدیک باشم،
می توانم آرام بگیرم،
در خانه یِ خودمم،
احساسِ امنیت می کنم
و کنارِ کسی هستم که درکم می کند...
می گویند هر بار کسی را گرم در آغوش می گیریم،
یک روز به عمرمان اضافه می شود!
پس لطفا مرا بغــــل کـــن...
❤️🎈
| #پائولو_کوئلیو |
معشوقهی بلوند فردریش بدجور کشته مردهی پنیر سوئیسی بود و همیشه قبل از اینکه فردریش رو ببینه بهش میگفت: «فردریش، درسته پنیر سوئیسی چیز مهمی نیست، اما باعث میشه هیچ وقت فراموشم نکنی» فردریش هم همیشه بهترین پنیرها رو واسش میگرفت، اما در آخر اون فردریش رو ول کرد.. فردریش بعد از اون اتفاق کلی غمگین شد، افسردگی شدید گرفت، خیلی تلاش کرد تا تونست فراموشش کنه، ولی بعد از فتح پاریس وقتی داشتیم کنار رود سن صبحونه میخوردیم، واسمون پنیر سوئیسی آوردن، فردریش با دیدن پنیر سوئیسی اشک تو چشم هاش جمع شد، بدجور بههم ریخت، رفت روز میز صبحونه و هفتتیر رو گذاشت رو سرش و گفت: «فردریش، درسته پنیر سوئیسی چیز مهمی نیست، اما باعث میشه هیچوقت فراموشم نکنی..»
#روزبه_معین | قهوهی سرد آقای نویسنده
#روزبه_معین | قهوهی سرد آقای نویسنده