۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
من از اونا نیستم که بهت بگم باید جلوی همه بهم ابراز احساسات کنی،
یا توقع داشته باشم از بیست و چهار ساعت روز حداقل بیست ساعتشو مالِ من باشی...
من از اونا نیستم که توی خیابون دستمو دراز کنم و مجبورت کنم دستمو بگیری،
یا گونمو بیارم جلوی لبات،
یا مثلا موقعی که بعد از چند روز میبینمت محکم بغلت کنم و بگم آخ که دوریت مزه ی زهر میده..
یا از اونا که بگم وقتی من میخوابم تو نباید بیدار باشی...
من از اونا نیستم که بگم هیچکسو نبین جز من،
با هیچکس حرف نزن جز من،
با هیچکسی حالت خوب نباشه جز من...
من نمیگم؛
تویی که بلدی منو،
تویی که تمومِ منی باید بدونی که؛
تو جمع یهو بلند بگی دوستم داری،
یا همه وقت آزادت باید برای من باشه،
و تو خیابون دستمو محکم بگیری و ول نکنی...
تو باید بدونی که خدا گونه های منو افریده که تو بوسشون کنی و بعد چند روز ندیدنم یه جور بغلم کنی که دود بشه بره هوا اون همه ندیدنا و دلتنگیا...
تو باید خودت بدونی که وقتی میگم میخوابم میخوابم مینویسمش ولی در واقع فعلِ امریه یعنی توام بخواب...
من نمیگم ولی تو باید بدونی که نبینی جز منو،
حالت خوب نباشه با کسی غیر من و
هم صحبت کسی که من نباشم نشی...
تو باید بدونی که من خودخواهترین ادم روی زمینم تو داشتنت...
#فاطمه_جوادی💛
آشوب ِ جهان و جنگ دنیا به کنار
بُحرانِ ندیدنِ تو را من چه کنم؟

#عامری
با پدرش در کنار دریا بود
پدرش از او خواست امتحان کند دمای آب خوب است یا نه
فقط 5سالش بود و از این که میتوانست کمک کند, شگفت زده بود.
به کنار دریا رفت و پاهایش را خیس کرد.
گفت: "پاهایم را در آب فرو کردم, سرد است."
پدرش او را در آغوش گرفت و با او به کنار دریا رفت و بدون هیچ هشداری او را به درون آب پرتاب کرد.
ترسید, اما بعد احساس لذت کرد.
پدرش پرسید"آب چطور است؟"
پاسخ داد"خوب است."
"پس از حالا به بعد هر وقت خواستی چیزی را بشناسی خودت را به طرف آن پرتاب کن."

#پائولو_کوئیلو
لعنت به لانگ ديستنس و اختلاف سني و ملاقات ادماي درست در زمان و مكان اشتباه